تحلیل فوتبالی: داستان رابطه مربیان و بازیکنان بزرگ    

                       

در دنیای فوتبال گاهی مربیان هدایت تیمی را برعهده دارند که بازیکنان بزرگی در آن تیم توپ می زنند.اگر این مربیان قدرت رهبری و هوش مربیگری داشته باشند از این امتیاز مثبت برای پیشبرد کار خود بهره فراوانی می بردند که  برای نمونه رابطه مربی و بازیکنان بزرگ ، دکتر بیلاردو ومارادونا،بکن بائرو ماتیوس وروی کین وفرگوسن از نمونه ای خارجی هستند.در ایران نیز حشمت مهاجرانی وپروین،پورحیدری و ناصرحجازی  در استقلال،مرحوم قایقران وصالح نیا درملوان ،پنجعلی و درخشان برای پروین ....را می توان برشمرد.

در فوتبال شوش  بعداز انقلاب نیزغلامعلی حیدری با فریدون میرزایی و بعدها حمید امیری،و مربیان شمشیر و توحید با گرگین والی و یدالله توحیدی را می توان شامل این قاعده دانست.

در نوشتار زیر به تحلیل این رابطه با محوریت رابطه غلامعلی حیدری و امیری می پردازیم.

نطفه رابطه

شروع این رابطه یک جبرزمانه است که این مربی و بازیکن در یک دوره و زمانه در این گیتی بینهایت همدوره شده اند.بارها در فوتبال اتفاق افتاده است یک نسل بزرگ با هم یا با مربیان بزرگ همدوره بوده اند و گاهی تا سالها در فوتبال نسل بزرگی همزمان باهم نبوده اند و فوتبال خالی از ستارگان فوتبالی می شود.

حفظ رابطه

علاقمندی متقابل مربی و بازیکن باعث می شود این رابطه حفظ شود بطوری که در فوتبال به بازیکنان مورد علاقه مربی طفل شیرین می گفتند(حسن روشن برای رایکوف) و به مربی مورد علاقه پدریا آقاوعمو می گفتند(علی دانایی فر یا محراب شاهرخی راعمو وپروین آقا را می گفتند.)

 در فوتبال شوش فوتبالیست ها غلام  حیدری رابه آقا گرگین والی به خان وفوتبالی ها خصوصا جوانان یدالله توحیدی را به نام عمو یدالله ...صدا می کنند.

ظهور بازیکن بزرگ :قهرمانی واعتبار مربی

یکی از ویژگی های بازیکنان بزرگ محبوب با توانایی های فنی بالا و مدیرتیم، دست یافتن به قهرمانی های فراوان است که این قهرمانی در کارنامه مربی او نیر ثبت می شودو به او در دنیای مربیگری اعتبار می بخشد.

قهرمانی بیلاردو بکن بائردر جام جهانی با مارادوناو ماتیوس بوده است یا مربیان بارسا و رئال باوجود ستارگان این دوتیم (مسی،رونالدو،ژاوی.....)قهرمانی کسب می کنند و کارنامه دار می شوند.

در فوتبال شوش غلام حیدری مربی استقلال شوش با ظهوروجذب  فریدون میرزایی(سال 63)وحمیدامیری،حسن مانگری و الفتی.. (سالهای 67تا69)قهرمانی باشگاههای  شوش را بدست آورد.

نقش بازیکن بزرگ

جمع کردن حواشی تیم،رابط بین مربی و بازیکنان و مدیریت تیم در زمین از نقش های است که بازیکنان بزرگ انجام می دهند مانندواسطه شدن علی دایی برای بخشیدن مجاهد خذیراوی توسط  میروسلاوبلازویچ  که می خواست او را به خاطر دیر آمدن به فرودگاه برای سفربه یک مسابقه برون مرزی ازتیم ملی اخراج کند.

گوش به فرمان بازیکن بزرگ دادن وروی حرف او حرف نزدن و علاقه بازیکنان به بازیکن بزرگ، می تواند مربی را قادر سازد تا از بازیکن بزرگ تیم همچون بازوی خود در زمین بهره ببرد.

اقتدارو محبوبیت گرگین والی،عبدالمحمد ساکیانی،فریدون میرزایی و یدالله توحیدی  .....در تیم های خودشان را کسی از فوتبالی های شوشی نمی تواند انکارکند.

نقشی فراتر از بازیکن

گاهی اوقات بازیکنان بزرگ در تعویض و اخراج وجذب بازیکنان  و بازوبندنقش دارند که می توان به نقش علی پروین وحسن روشن اشاره کرد که به بهانه این که پرویز قلیچ خانی در صعود تیم ملی به جام جهانی نقشی نداشته است مانع شدند حشمت مهاجرانی که قراربود پرویز قلیچ خانی را که در آمریکا فوتبال بازی می کرد مستقیم به آرژانتین ببرد یا شرط مجید نامجوبرای بازگشت به استقلال گرفتن بازوبند از شاهرخ بیانی بخاطر بازی در پرسپولیس بود.

در فوتبال امروزی نیز  نقش و نفوذ مهدی رحمتی در جذب بازیکنان  برای تیم های که توپ می زند و نقش نکونام در تیم کی روش نیز غیر قابل انکار است.

در فوتبال شوش غلام حیدری تزی داشت که بازیکنانی را که بهر دلیلی اخراج می کرد،برای بازگرداندن شان بازیکنان بزرگ تیم را با این عنوان که غلام حیدری بی خبراست و من خودم واسطه شده ام ،بازیکن اخراجی را بعد ازاین تنبیه برمی گردانند.

این شیوه بعدها توسط  اخلاف وشاگردان وی که در کسوت مربی بودند اجراء می شد،هرچند این ترفند امروزه نخ نما شده است.

برهم خوردن رابطه

((هیچ دوست و دشمن دائمی وجود ندارد ومهم منافع است)) این عبارت که در سیاست بسیار رایج است و برگرفته از گفته لرد پالمراستون سیاستمدار قرن نوزدهم بریتانیا است، گویای این واقعیت است که این رابطه مربی و بازیکنان  روزی برای منافع خود یا تیم بهم می خورد.

از نظر مربیان، بازیکن بزرگ اگر از فرم آیده ال دور شود ویا پا به سن بگذاردوجانشین مناسب پیداکند از تیم کنار گذاشته می شودکنار رفتن منصوریان ومجیدی در زمان مربیگری قلعه نوعی به این دلایل بود.

اگر مربی نتیجه نگرفت واین امر را از کم کاری بزرگان تیم دید و بزرگان تیم نیز وقتی حمایت مدیران تیم را دیدند از تعویض مربی استقبال می کنند این عوامل رابطه بین مربی و بازیکن را برهم می زند.

علی پروین که خود امیرآصفی را به عنوان اولین مربی اش  در تیم کیان به پرسپولیس آورد وقتی ذخیره حمید درخشان جوان شد با بی احترامی باعث کنارگذاشتن مربی خود شد.

اخراج مرحوم محراب شاهرخی وانتصاب علی پروین به عنوان سرمربی پرسپولیس توسط محمد دادکان  بازیکن این تیم که سوت را ازشاهرخی گرفت و به پروین داد تا سلنطت پروین در پرسپولیس شروع شود نمونه ای از این برهم خوردن رابطه است.

مرحوم حجازی بارها اخراج خود از استقلال را بعد از نائب قهرمانی آسیا از چشم بزرگان و کم کاری برخی از بازیکنان تیم می دید.

داستان رابطه حمید امیری و غلام حیدری

غلام حیدری  خوش شانس بود که دوران مربیگری اش با یک نسل بازیکنان بزرگ  مانندفریدون میرزایی،حسن مانگری،حمیدامیری وحسین حیدری......که قدرت مدیریت هم داشتند همزمان بود.

یکی از این بازیکنان حمید امیری بود که به خاطر علاقه وداشتن  ذات  مربیگری در زمان بازیگری نیز مربیگری می کرد و در تیم استقلال یکی از بازوان غلام حیدری بود و در تیم منتخب جوانان شوش نیز کمک غلام حیدری بود.

حمید امیری که کاپیتان با تجربه استقلال محسوب می شد دچار مشکلات مالی خانوادگی شد که تمرکزش را برای فوتبال برهم زده بود و از غلام حیدری که با خانواده امیری رفت وآمد داشت و از تمام مشکلات ایشان آگاه بود،انتظارداشت او را حمایت کند اما با برخوردی دور ازانتظار او مواجه شد و باعث شد حمید امیری به تیمی که هیچ گاه به آن علاقه نداشت بپیوندد.

از آن سوی از دیدگاه غلام حیدری شاید به دلیل پابه سن گذاشتن حمیدامیری و  این که اوازنامش فرسنگ ها فاصله داشته است ویا برای آینده تیم باید به جوانان دیگر فرصت خودنمایی بدهدودر بدبینانه ترین حالت نقشی مخرب در تیم داردبا جدایی امیری موافقت کرد و این جدایی تا مدتی باعث کدورت بین  دوتن از بزرگان فوتبال شوش گردید.

نکته پایانی(حرمت مربی)

به اعتقاد مذهبیون دنیا دار مکافات است و هرکاری کنی در این دنیا نتیجه آن را می بینی.به اعتقاد نگارنده  دنیای فوتبال دار مکافات با سرعت یک مهاجم سریع است چه بسیاری ازمربیان،بازیکنان،دلال ها....که در فوتبال راه اشتباه راپیمودند و زود نتیجه آن را دیدندویاعمر کمی در این دار فانی داشتند مانند  کمک مربی  درگذشته کرمانی و بازیکن ودلال مشهور مرحوم اهوازی که با لشگر کشی و بی احترامی و کتک مربیان غیر بومی عبرت شدند که دیگران بدانند معلم و مربی حرمت زیادی دارد.


نوستالوژی:منتخب شوش سال64

نوستالوژی :منتخب شوش سال64 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ایستاده از راست:حسین حیدری-عباس فیلی-رحمان کاوندی-مسعود سواری-محمدقنبرزاده-حمیدامیری

نشسته از راست:ناصرطیارزاده-مجیدسیلاوی-عبدالزهراء جلالی-فرزادحسین زاده -عبدالمحمد ساکیانی

ایستاده از راست:حمیدامیری-عباس فیلی-رحمان کاوندی- رحیم امارنه - مسعود سواری-احمدپور فرهاد

نشسته از از راست:ناصرطیارزاده-فرزادحسین پور-مجیدسیلاوی -عبدالزهراء جلالی-عبدالمحمدساکیانی

ایستاده از راست:کامل زرگوش(مربی)حمیدامیری-حسین هیوری-علیرضاسگوند-علی عبادنژاد-محمود رازبان-یدالله توحیدی-ولید هیوری-گرگین والی

نشسته از راست:حمیدسلیمی-غلامعلی کلیددار-حسن ظهیری-عبدالحسن چنانی-سعید مریدصالح-عبدالمحمد دیناروند-حمیدویسی


عکس نوشت: استقلال شوش از اوج تا فرود

عکس نوشت :  استقلال شوش در گذر زمان

                                                استقلال سال66

ایستاده ازراست:محمد خلفی-احمدخنیفر-حسن ظهیری-مرتضی سیفی-سهراب الفتی-وحید زیربندیان

نشسته از راست:حمیدامیری- سعید مرید صالح -حسین رحیمی-محمد علی توحیدی -فریدون میرزایی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

غلام حیدری مربی استقلال در این سال دست به تغییر نسل زد وبازیکنان قدیمی این تیم را که  قبل از انقلاب نیز لباس این تیم را بانام تاج و شهریار برتن داشتند کنار گذاشت و تنها خود و احمد خدادادگان و محمدعلی توحیدی را نگه داشت.

حیدری مربی و کاپیتان استقلال با بازگشت فریدون میرزایی از خدمت سربازی و جذب حمید امیری وبردن تیم کامل جوانان استقلال که قهرمان رده جوانان باشگاههای شوش بود تیمی جوان را برای رویارویی با رقبا در باشگاههای شوش به میدان فرستاد.

فرجام: تیم استقلال بعداز یک دهه رقیب سنتی خود را شکست داد-حمید امیری آقای گل مسابقات شد-تنها باشکست دربرابر شمشیر قهرمان مسابقات به نائب قهرمانی دست یافت -جوانانی همچون محمد خلفی ،حمید نیسی وداریوش آهنی...با فرصتی که به آنان داده شد وبا  چند سال حضوردرترکیب استقلال به بازیکنان با تجربه این تیم تبدیل شدند.

                                    استقلال سال 68

ایستاده از راست:حسین حیدری-سهراب الفتی-ناصرمسحنه-حسن مانگری-حمدان(حمیدخسرایی)-حمیدامیری

نشسته از راست:رحیم خنیفر-همایون دانش پور-فریدون میرزایی-غلام فتحی - هوشنگ آرپونی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

استقلال در سال 67و68سعی کرد با جذب بازیکنان با تجربه از جمله همایون دانش پور و هوشنگ آرپونی و جذب بهترین بازیکنان جوان عضو منتخب جوانان خوزستان مانند رحیم  خنیفروناصرمسحنه تیمی آماده و با تجربه راهی مسابقات استانی و با شگاهی شوش کند.

فرجام:در این سال استقلال قهرمانی سال گذشته خود را تکرار کرد و توانست به لیگ استانی صعود کند . اما باز در دوسال پیاپی با پرسپولیس مساوی کرد.

                                                     استقلال سال 69     

ایستاده از راست: کامل زرگوش(مربی)-حمیدامیری- کریم حسینی-حسن مانگری-حمیدخسرایی-کریم دیناروند-سهراب الفتی-غلام مرادی(مربی)

نشسته از راست: هوشنگ آرپونی-همایون دانش پور-فریدون میرزایی- رحیم خنیفر-؟-

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یکی از قوی ترین استقلال های تاریخ در سال 69تشکیل شده بود چون این ترکیب دو سه سال باهم بازی می کردند و با حضور در لیگ استان و بازی با تیم های بزرگ حاضر در لیگ کشورمانند جنوب،استقلال و جنوب تجربه های زیادی به دست آوردند و با زیکنان این تیم در اوج پختگی بودند.

ضعف و قوت تاکتیکی این تیم: آمادگی جسمانی بالا و میانگین قدی بلند این تیم و داشتن بازیکنان سرعتی مانند امیری وسرزن چون مانگری و مسحنه ورهبری و بازیسازی از دفاع میرزایی این تیم را در استان صاحب نام واعتبارکرد.

نبود یک پلی میکر(بازیساز) که ضعف فوتبال شوش بود در برابر تیم های بزرگ استانی  مهاجمان سرعتی را بخوبی تغذیه نمی کرد وبرابرهافبک های پاسور و خلاق هافبک های این تیم نه تنها از بازی خارج می شدند بلکه با دوندگی زیاد می بایست این ضعف را می پوشاندند.

فرجام:برای سومین بار قهرمان باشگاه های شوش گردیدو تیم پرسپولیس را برای بار دوم شکست داد و برای چهار سال در برابراین تیم بی شکست ماندند.

                                      استقلال سال70

ایستاده از راست:کرمعلی دیناروند(برادر غلام وحسین)-حسن مانگری-ولید هیوری-سهراب فاضلی-ناصرمسحنه-حسین حیدری-سهراب الفتی

نشسته از راست:کریم سرخه-مجیدسیلاوی(یارکمکی)-حمیدامیری-رحیم خنیفر-فریدون میرزایی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

استقلال سال 70فقط در لیگ استانی حضور داشت وبا سه سال حضور در این لیگ نتایج خوبی گرفت.در این سال غلام حیدری از تیم جوانان استقلال سهراب فاضلی ،حسن سگوند و رضا شوهانی را به اردو بزرگسالان اضافه کرد.

فرجام: کسب مقام چهارم لیگ استان بعداز سه تیم لیگ کشوری جنوب ،صنعت نفت و استقلال اهواز بهترین نتیجه تاریخ این تیم بود.بازیکنان این تیم با پیشنهادات تیم های اهوازی روبرو شدند.

                                       استقلال71

ایستاده از راست:حمید امیری-غلامعباس(قلی)-ابراهیم خدادادگان-حسن مانگری-رحیم خنیفر-کامل زرگوش(مربی)

نشسته از راست:کریم سرخه- سهراب الفتی-سهراب فاضلی-حسن رضا-مرتضی دیناروند-سواری

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در این سال استقلال وزنه بزرگ فنی و روحی خود فریدون میرزایی را از دست دادو چند بازیکن با تجربه این تیم مانند دانشپور ،آرپونی وخسرایی ازتیم جدا شدندوغلام حیدری بعد از سه سال ترکیب ثابت با چالش گزینه بازیکن روبرو شد که این بازیکنان را بیشتر از تیم های شهرک های اطراف شوش انتخاب کرد.

فرجام:تماشاگران قدیمی و تاجی این تیم کم کم از سکو ها خدا حافظی کردندواستقلال یک تیم متوسط استانی تبدیل شد.

                                            استقلال74-75

ایستاده از راست:سهراب فاضلی-حسن مانگری- سعید حسین زاده-سعیدساعدی-؟- مسعود حاجت پور

نشسته از راست:حمیدامیری-محمدلطیفی-فریدون میرزایی-منجزی-منصور خنیفر

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

استقلال این سال با بازگشت فریدون میرزایی بی انگیزه ونا آماده و جذب بازیکنان مسن مانند ساعدی و با تجربه شدن جوانانی چون فاضلی و اضافه شدن جوانانی چون خنیفرو جدا شدن ناصر مسحنه ورحیم خنیفر به دیدار رقبای استانی که سه تیم از آنان از تیمهای شوش بودند، رفت .

فرجام: به تیمی متوسط رو به پایین تبدیل شد و پایگاه فوتبال نیز از شوش به هفت تپه با وجود دو تیم صنعتی نیشکر وهفت تپه رفت.

                                  استقلال 76-77

ایستاده از راست:کامل زرگوش(مربی)سید مسعود وسمه-سهراب الفتی-عباس احمدی-بهروز دار علی-حجت محمودی

نشسته ازراست:رزاق گلگلی-سعید جانانه-محسن زبیدی-ستاوی-حمیدامیری-کیوان عبدالی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در این سال که کاغذپارس و نیشکر در خوزستان فوتبال  آقایی می کردند استقلال از تیمی که هرفوتبالی آرزو پوشیدن این تیم را داشت به تیمی تبدیل شد که بازیکنان در این تیم باتجربه و پخته می شدند و با اولین پیشنهاد از سوی تیمهای صنعتی لباس این تیم را تن در می آوردندو به این تیم ها به امید شغل می پیوستند.

فرجام: این تیم بزرگ و دوست داشتنی به دسته دوم سقوط کرد اما مربی این تیم یک دهه تجربه اش در لیگ استان را با بعضی از بازیکنان این تیم نیشکربرد و درآنجا قهرمانی در لیگ استان رابارها جشن گرفت.


خاطرات فوتبالی

                                                خاطرات فوتبال

                                 

زمانی که در تیم دارایی هفت تپه بازی می کردم چون  همزمان با جنگ تحمیلی بود و عراق شهرهای ایران را رابمباران هوایی می کرد،بعضی از تمرینات و مسابقات مان تحت تأثیر این حملات قرار می گرفت.

یک روز تمرین داشتیم که آزیر قرمز زده شد وضد هوایی ها شروع به شلیک به سمت هواپیماهای عراقی کردند ما هم سریع هرکس به سمتی یا پناهگاهی رفت، که در این بین عباس شریفی بازیکن شوشی تیم دارایی که نسبتا چاق بود در یک جوی سیمانی باریکی  پناه گرفت که در حالت عادی به زور هم در آن ،جا نمی شد.

بعداز آژیرسفید و رفع خطر به زورو چند نفری عباس شریفی را از جوی آب درآوردیم و فهمیدیم که انسان برای نجات جان خود چه کارهای غیر ممکنی انجام می دهد

نقل از:حمید امیری


گالری عکس: حمیدامیری

گالری عکس :حمیدامیری

          


معرفی پیشکسوتان شوش:حمیدامیری

آشنایی باپیشکسوتان فوتبال شوش: حمیدامیری مهاجم استقلال ومنتخب شوش

                                 

نام :حمیدامیری

متولد: 14/2/1346

پست:فوروارد

ویژگی های فنی:سرعت بالا،قدرت دریبلینگ وشوتزنی با دوپا،سرزنی

تیم ها:استقلال اباذر-دارایی هفت تپه-استقلال شوش-استقلال اهواز –شمشیر شوش- منتخب جوانان وبزرگسالان شوش

مربیان:مرحوم احمد بنی چعب- غلامعباس پورحیدری- صفدر رحمتی- غلامعلی حیدری- کامل زرگوش- علی تعبیرزاده- علیرضاعبادنژاد-حسن علیپور

افتخارات: سه دوره قهرمانی با استقلال شوش درمسابقات باشگاهی شوش سالهای 67-68-69- دو دوره قهرمانی استان خوزستان  جام نصربا منتخب شوش – قهرمان منطقه ای جام نصرکشوری  درفسا - مقام سوم کشور جام نصر67سال - مقام دوم با استقلال سال 66-قهرمان کارگران خوزستان وقهرمان مسابقات کارگری کشوربا تیم سازمان آب

افتخارات شخصی: آقای گل مسابقات شوش سال 66-اولین بازیکن شوشی درمسابقات  لیگ فوتبال آزادگان – صعود به  لیگ دسته اول کشور آزادگان به عنوان مربی –عضویت در تیم منتخب جوانان و بزرگسالان شوش

حمید امیری از بهترین فوروارد های تاریخ شوش می باشد که دیدن استایل دویدن ،بازی وفرارهای او ارزش بلیط خریدن  داشت  و هنوز خاطره بازی های زیبای اش با فرارهای برق آسا  ورد زبان طرفداران فوتبالی شوش می باشد.

 وی نیز به عنوان اولین بازیکن شوشی بود که بعد از انقلاب  که در سطح اول فوتبال کشور (لیگ آزادگان) به بازی پرداخته  است.

امیری را باید بزرگترین خرید تاریخ استقلال شوش در نقل و انتقالات دانست که با پیوستنش به این تیم و گلی که به پرسپولیس شوش زد،اولین برد دربی را بعداز یک دهه  برای این تیم به ارمغان آوردوموتور آبی ها را برای قهرمانی های پیاپی روشن کرد.

در راستای معرفی پیشکسوتان شوش به معرفی ایشان می پردازیم.

شروع فوتبال

حمید امیری از همان کودکی به فوتبال علاقمند شد وبا عشق وعلاقه فوتبالش را شروع کرد و تاکنون نیز به این علاقمندی اش پایبند است.

(( در کودکی این قدر به فوتبال عشق می ورزیدم که زمین و زمان را فراموش می کردم،یادم میاد دوم ابتدایی بودم ،داشتم با بچه ها توپ بازی می کردم  که هرچه معلم مان مرا صدا کرد تا بروم برایش سیگار بخرم ،محل نگذاشتم.معلم مان هم بچه ها را فرستاد من رابگیرند،که بعداز چند دور چرخاندن بچه ها آخر سر گیر افتادم و من را پیش معلممان بردند تا به خاطر عشق به فوتبال یک کتک مفصلی بخورم.))

 

(( روز جشن چهارم آبان قبل از انقلاب برای  یک مسابقه تیم فوتبال دبستان مان را بردند میدان خاکی شبیه (تعزیه)شوش  تا با یک تیم دبستان شوش بازی کنیم .به ما گفتند لباس سفید بیارید.چون پول نداشتیم همه با زیر پیراهنی سفید بازی کردیم.))

حمید کمپی

با شروع جنگ تحمیلی حمید امیری با خانواده اش به عنوان جنگزده به کمپ کارگران هفت تپه که به محل اسکان جنگزدگان تبدیل شده بود مهاجرت کردند،اما این مشکلات باعث نشد تا او از فوتبال دور شود، بلکه نامی در میان بچه های هفت تپه برای خود بدست آوردکه بین آنان تا سالها با این لقب شناخته می شد.

(( وقتی جنگ شروع شد همه خانواده سوار ماشین برادربزرگم سعید شدیم،طوری که من و سه برادر دیگرم صندوق عقب جا شدیم.از راه های فرعی به سمت روستای حر رفتیم که از کنار چمن پمپ استیشن  هم رد شدیم.همان لحظه که عقب ماشین چشمم به چمن افتاد آرزو کردم کاش اینجا بمونیم و من در این زمین چمن بازی کنم .از قضا بعد از چند روز که حر بودیم به کمپ نقل مکان کردیم و من به آرزوم رسیدم.))

((یک روز با پسر عموم رفتیم سر زمین چمن پمپ وبه بچه های هفت تپه گفتیم می خواهیم بازی کنیم بعد از یک جروبحث کوچک قبول کردند که ما را بازی بدهند وما را در دوتیم تقسیم کردند .وقتی بازی من را دیدند گفتند خونتون کجاست؟گفتم: کمپ. دیگه از آن موقع معروف شدم حمید کمپی .))

(( هرموقع بازی بود در لیست جلوی اسم می نوشتند حمید کمپی یا تیم های حریف می پرسیدند حمید کمپی امروز بازی می کنه یا نه؟ ))

فوتبال رسمی

دارایی هفت تپه

در زمان جنگزدگی مسابقات باشگاههای شوش در هفت تپه برگزار می شد و حمید امیری با پیراهن تیم دارایی هفت تپه که از بچه های پمپ تشکیل شده بود با سن نوجوانی  در رده جوانان  توپ می زد.

((در بازی با جوانان کاغذ پارس با سرعت توپ را از حمدان که آن موقع دفاع کاغذپارس بود رد کردم که با لگد های معروفش چنان به سینه ام زد که من غش کردم.ازشانس من داور بازی مرحوم ولی آبله رنگی بود وبا تجربه ای که داشت به دادم رسید.))

استقلال اباذر(61-64)

با بازگشت خانواده از جنگزدگی به خانه وکاشانه حمید امیری در تیم استقلال روستای شان اباذر به بازی پرداخت.

((من اول با تیم رهبر بودم .رفتم سر زمین تمرین دیدم تیم نیست .از بچه های تیمی که تمرین می کردند پرسیدم :بچه های تیم رهبرکجاهستند؟گفتند:رفتند بازی.چون من را باخود نبردند من هم رفتم به همان تیم استقلال که داشتند تمرین می کردند.))

((در زمین خاکی عمله تیمور با استقلال شوش بازی داشتیم .یک برصفر عقب بودیم که گل مساوی را من زدم .یکی از یارانمان با وجود دوستی که بامرحوم ولی آبله رنگی داشت با مشت های گره کرده روبروی آن مرحوم شادی می کرد که مرحوم ولی به او گفت: چته؟انگار گل قهرمانی مسابقات را زده اید؟))

بزرگسالان دارایی هفت تپه

حمیدامیری که شروع فوتبال رسمی اش با دارایی بود با پیشنهاد این تیم مواجه شد و با توجه به عرقی که به این تیم داشت ودارایی از امکانات خوبی  از جمله چمن  خوب و توپ های مناسب برخوردار بود به این درخواست پاسخ مثبت داد.

امیری آن قدر در دارایی هفت تپه درخشش داشت که با سن کم به تیم پرستاره منتخب شوش دعوت شود واستقلال شوش نیز خواستار او شود.

((به پیشنهاد آقای علاسوند به تیم دارایی پیوستم  چون به این تیم مدیون بودم و از نظرامکانات چمن ،توپ و تمرینات به روز ...وضعیت خوبی داشت .))

((من وعباس شریفی از شوش هرروز ظهر بامینی بوس به هفت تپه می رفتیم و یک ساعت قبل از همه تیم آنجا بودیم ومنتظر می ماندیم تا بچه ها بیایند.بعداز تمرین هم  یک مینی بوس بود که بعد از ظهر  شوش می رفت،چون ما به آن نمی رسیدیم مجبور می شدیم تا9شب تا سرویس کارگران در هفت تپه بمانیم.))

((ازانتخاب دارایی با وجود پیشنهاد استقلال و دیگر تیم های شوش و تمرین زیر بمباران هوایی راضی بودم چون هم احساس می کردم رفتن به استقلال هنوز زود است  هم تجربه کسب کردم و با تمرینات خوب به منتخب پیوستم و با عنوان یک بازیکن با تجربه به استقلال پیوستم.))

(( در تیم دارایی هفت تپه با قدرت تیم های استقلال و پرسپولیس شوش را با نتیجه مشابه 4-1شکست دادیم وشمشیر را هم بردیم.))

(( من جوانان بودم که برای بزرگسالان تیم دارایی بازی می کردم در یک صحنه بابک محمدپور با سر توپ را برایم گذاشت که من بودم و گل خالی ،ولی توپ را بیرون زدم. دیدم بابک داره به طرفم می آید فکر کردم می خواهد با سیلی مرا بزند ،که گفت :اشکالی ندارد .این قدر باید از این توپ ها خراب کنی تا فوتبالیست شوی.))

منتخب جوانان شوش

 حمید امیری  توسط محمد رضا دیناروند مربی وقت شوش به منتخب جوانان شوش دعوت شد ومسابقات این تیم از لحاظ حساسیت برای فوتبالدوستان دست کمی از بازی های بزرگسالان نداشت.

بهترین گل

((مسابقات جوانان استان دردو وقت 40دقیقه ای برگزار می شد .تیم جوانان شوش 1-0از دزفول عقب بودیم که آقای دیناروند ده دقیقه آخر من را به زمین فرستاد .من هم رفتم توپ را از دروازبان گرفتم و بعدازپشت سرگذاشتن  تمام بازیکنان حریف و دریبل دروازبان شان توپ را گل کردم.بنظر من این یکی از قشنگترین گلهایم بود.))

استقلال شوش66-72

حمید امیری که حالا دیگر بازیکن شناخته شده و عضو منتخب بود به پیشنهادتیم مورد علاقه اش استقلال پاسخ مثبت داد تا در این تیم با گلش و پیروزی در دربی بعداز یک دهه و آقای گلی تاریخ ساز شود .

استقلال که بامدیریت غلام حیدری قصد تغییرنسل بازیکنانش را داشت ،با جذب حمیدامیری یکی از بهترین خرید های تاریخ اش را انجام داد و با وجود بازیکنان همچون الفتی،میرزایی،مانگری وحیدری.....اسب خود را برای قهرمانی های پیاپی و صعود به لیگ استان زین کرد.

بازی های وگل های امیری آن قدر چشمگیر بود که به یکی از برند های استقلال تبدیل شود و در بین هواداران این تیم محبوبیت زیادی کسب کند و به همراه سایر بازیکنان طرفداران استقلال را چند برابر کنند.

داستان گل دربی

((آن سال66من سرباز آموزشی بودم وبا هماهنگی که با همشهری مان آقای مظفرشیرزاد که در پادگان آموزشی مان خدمت می کرد برای مسابقات می آمدم.

شب قبل از  بازی باپرسپولیس هردو تیم در خانه هواداران جلسه برگزار می کردند.تیم استقلال در خانه پدری حاج عباس شریفی جلسه داشت وقرار شد برادرم مجید پیکان وانتش را به حاج عباس شریفی و استاد محمود نجاتی بدهد تا من را بیاورند و استاد محمود هم شب همانجا خانه ی حاج عباس خوابید تا صبح زود بطرف مسجدسلیمان یعنی شهر پادگان آموزشی من حرکت کنند.

از آنطرف آقای شیرزاد که برایم مرخصی می گرفت چون مسلم برادرش مسابقه کشتی داشت به اهواز رفته بود .

صبح که به مراسم صبحگاه می رفتیم ماشین استاد محمود و حاج عباس را دیدم وجریان را گفتم .تنها راه گرفتن مرخصی این بودکه  از آقای رسته خاک همشهری مان که مربی تاکتیک مان بود  کمک بگیریم.

آقای رسته خاک هم گفت :فقط باید فرمانده پادگان مرخصی بدهد.فرمانده پادگان هم ساعت 10آمد و مرخصی ساعتی ام را امضاء کرد.

من هم با شادی بطرف دو هوادارمان که  بیرون پادگان منتظرم بودند،دویدم و همدیگر را باشادی بغل کردیم.))

((در شوش هم طوری که پرسپولیسی ها بعدا به من گفتند ،طرفداران شان را به پاتوق استقلالی ها که جلوی مغازه کالای ورزشی احمد خدادادگان بود می فرستادندکه ببینند من آمده ام یا نه .تا ساعت یک دیدندکه  از من خبری نیست و هواداران استقلال از ناراحتی سیگار می کشیدندوخوشحال خبر را به اردو پرسپولیسی ها بردند.))

((ما ساعت حدودیک و نیم ظهربه شوش رسیدیم و مستقیم به خانه مربی مان آقای حیدری رفتیم وآنجا ساک لباس هایم را برداشتم و با دودانه خرما ونصف نانی به استادیوم رفتم.

تماشاگران مان که هنوز نمی دانستند من آمده ام وقتی با تیم وارد زمین شدم با ابراز شادی شان استادیوم را به هوا بردند.))

گل تاریخی

(( توپی را که فریدون بلند ومستقیم فرستاد،غلام حیدری مربی و بازیکن تیم با سر پشت دفاع انداخت که من با یک استارت انفجاری تمام مدافعان پرسپولیس را جا گذاشتم و سر ضرب توپ رابه زاویه بسته دروازبان این تیم مرحوم خریبط  شوت زدم وتوپ وارد گل شد وبا این گل پرسپولیس را بردیم.))

قشنگ ترین گل

((دربازی جام حذفی با شمشیر که دو گل زدم وبازی را بردیم ،فریدون توپی را مستقیم فرستاد که بین قوس نیمه زمین وقوس هیجده قدم  قبل از این که به زمین بخورد مستقیم و سر ضرب توپ را زدم که  رفت سه کنج و برگشت ودروازبان شمشیر به خیال این که توپ گل نشده ،توپ را گرفت وفکرکرد گل نشده در حالی که ما داشتیم شادی می کردم.))

نقش بازیکنان بزرگ استقلال

((درتیم ما بازیکنان با تجربه و بزرگی بودند که عصای دست مربی بودند.سهراب الفتی که در دروازه تک بود.فریدون میرزایی که فوتبالش خیلی از ما جلو بود وبا وجود او ما خیال مان از دفاع و بازیسازی از دفاع راحت بود.

ما در تمرین دادند و حل مشکلات بازیکنان وبرگرداندن بازیکنان قهر کرده......به مربی تیم آقای حیدری کمک می کردیم.))

حرمت تماشاگران

((لوله سازی اهواز به من وفریدون میرزایی پیشنهاد داد .فریدون چون بازیکن آزادبود رفت وبه من چون قرار داد داشتم رضایتنامه ندادند. من هم گفتم دیگر به تیم برنمی گردم.

یک روز غروب مرحوم کریم سلوایکی از محترمترین وقدیمی ترین طرفداران مان  در خانه مان آمد و از من خواهش کرد که به تیم برگردم ،این قدر به تیم و بازیکنانش عرق داشت که اشک در چشمانش جمع شده بود .

همان موقع مرحوم پدرم که برای نماز جماعت به مسجد می رفت با مرحوم سلوا احوالپرسی کرد وقتی حال منقلب او را دید و دلیلش را فهمید به آن مرحوم گفت: خیالت راحت حمید جایی نمی رود.من نیزفردا به تمرینات تیم برگشتم.))

استقلال اهواز

حمید امیری  بعنوان یکی از بازیکنان توانای شوش  قادربود درسطح اول کشور بازی کند وبا وجود پیشنهاد جنوب اهواز توانست در استقلال اهواز این شانسش را امتحان کند که شاید به خاطر مصدومیت مزمن پایش و سن بالا و فرصت کمی که به خود داد موفق نشد تداوم داشته باشد.اما اولین بازیکن تاریخ فوتبال شوش بعد از انقلاب بود که در لیگ آزادگان  بازی کرده است و راه را برای دیگر فوتبالیست های جوان شوشی هموار کند.

((قبل از استقلال اهواز جنوب بمن پیشنهاد دادحتی آقای لفته سه برادران با وساطت مرحوم محمود احمدی (کله) به منزل مان آمدند و گفت :من تا الان در خونه کسی نرفته ام ما تو را می خواهم با شناختی که از تو دارم بایکسال بازی کردن با ما  از خیلی تیمها پیشنهاد خواهی داشت.

همزمان از طرف استقلال اهواز به من زنگ زدندوگفتند:ما الان خانه حسن مانگری هستیم  به جنوب جواب مثبت نده.

بعداز قطع تلفن وقتی جنوبی ها متوجه تلفن استقلالی ها شدندگفتند در استقلال اهواز با این همه فوروارد ملی پوش موفق نمی شوی.

بهرحال من به خاطر استقلالی بودن و پیشنهاد مالی بهتر که نقد هم  نشد و این که با  حسن بودم به استقلال اهواز پیوستم.))

((در چند بازی لیگ آزادگان و جام حذفی برای این تیم بازی کردم و برابرپرسپولیس یک تک به تک را به پای گلر این تیم خوراکچی زدم.))

((برای رفتن به اهوازمن و حسن مانگری  بعداز برگشت از سر کارساعت 2:15دقیقه از ترمینال شوش حرکت می کردیم بطرف اهواز و در راه مینی بوس بارها برای مسافرزدن می ایستاد وما خسته و کوفته سر تمرین می رسیدیم ومایی که تپه های شوش ازمان خسته شده بود در دور دوم دویدن دور زمین رمقی برای مان باقی نمی ماند.))

(( سال بعد با این که تیم استقلال اهواز  زیر نظر تیم اداره مان سازمان آب رفت وبرای تمرینات و مسابقات به ما مرخصی و حق ماموریت می دادند چون حسن نایستاد من هم برگشتم.))

((آن زمان هم غیر از مسائل فنی چیزهای دیگری در فوتبال وترکیب تیم نقش داشت مثل باند بازی.... دریک بازی وسط وقتی حرفهای مربی تمام شد و از من راضی بود،تا من رفتم بیرون رختکن و برگشتم دیدم بمن گفتند تعویض شده ای.))

استقلال شوش73-74

حمید امیری باردیگر به تیم خودش استقلال که دیگر کاپیتانش بود برگشت ودر این بازگشت با وجود یکبارنجات این تیم از سقوط به دلیل اختلاف با مربی تیم از این تیم  رفت تا از بازیکنانی  بزرگ این تیم باشد که درحسرت خداحافظی با لباس آبی محبوب شان بماند.

بازی سرنوشت ساز

((در بازی حساس با سازمان جوانان دزفول که بازنده به دسته پایین تر سقوط می کرد من یک لحظه مهندس پرآور شهردارشوش و همرامانش را درجایگاه دیدم  و گفتم اگر گلی زدم به سمت شان بروم .

درحین بازی توپ را از هیجده قدم خودمان صاحب شدم وبا حمل توپ و دریبل هر کس که جلویم بود گل را به ثمر رساندم و بطرف شهردار رفتم .بعد یک گل دیگر زدم و بابرد دو برصفر باعث حفظ تیم شدم .بعداز بازی هم شهردار به خاطر تقسیم شادی از من تشکر کرد.))

جدایی از استقلال

((آقای حیدری که از مشکلات مالی بزرگی که گریبانگیر خانواده مان شده بود آگاه بود به جای این که به من روحیه بدهد بیشتر گیر می دادو سرانجام نیمه فصل علیرغم میل باطنی ام  از استقلالِ در بالای جدول به تیم شمشیرِ در حال سقوط پیوستم ودر پایان این تیم محبوبم استقلال بود که بعداز سالها حضور در سوپر لیگ  استان سقوط کرد.))

شمشیرشوش

حمید امیری بعداز جدایی از تیم خودش استقلال  به یکی از قطب های فوتبال شوش شمشیر که همراه استقلال در سوپر لیگ حضور داشت،پیوست و این تیم را از سقوط نجات داد.

((در مهمانی که خانه گرگین والی پیشکسوت شمشیرومنتخب شوش برای برد استقلال شوش و نجات از سقوط گرفته بودند،من را نیزدعوت کردند، که پاپی قاسمی مدیر این تیم گفت: امسال خدا حمید امیری را به ما داد.))

منتخب شوش

حمید امیری به همراه فریدون میرزایی جوانترین بازیکنانی بودند که در 18سالگی لباس تیم پرمهره منتخب شوش را برتن کردندو با ظهور  نسل امثال امیری ،میرزایی،سیلاوی،هیوری و الفتی ..... بود که فوتبال شوش به قطبی در خوزستان تبدیل شد ودر جام بخش های شهرستانهای استان نیز از ازفوتبال خوزستان فراتر رفت و به یک قدرت کشوری تبدیل شد ودر جام نصر  دردقایق آخر قهرمانی را از دست داد.

(( آقای پهلوان رئیس وقت فدراسیون که روز آخر جام نصر در شوش آمده بود در بازی آخر با تیم درود با این که من در نیمه دوم به خاطرمصدومیت تعویض شده بودم،هنگام تحویل جوایز آقای پهلوان بمن گفت: تو شماره 10بودی ؟در اولین اردو تیم ملی بزرگسالان دعوت می شود.

آن زمان مدیر تیم ملی مرحوم دهداری بود که بعد از چند ماه هم رئیس فدراسیون و هم مدیر و مربیان تیم ملی عوض شدند ومن این موقعیت و شانس را از دست دادم.))

مربیگری

حمید امیری که شم و علاقه به مربیگری داشت در دوران بازیگری مربی تیم های پایه استقلال هم بود و کمک مربی غلام حیدری در منتخب جوانان شوش هم بود.

وی بعداز بازیگری نیز به کادر فنی تیم پگاه شوش پیوست و با این تیم به عنوان اولین وتنها مربی شوشی  در لیگ دسته اول کشور حضور داشت.

وضعیت کنونی

حمید امیری هم اکنون کارمند سازمان آب وفاضلاب شوش است  ودارای دو پسر ویک دختر می باشد.

و در کوی مهر شوش سکونت دارد.وی هنوز با وجود مصدومیت قدیمی با تیم پیشکسوتان شهرداری شوش به فوتبال می پردازد.

سخن پایانی

(( از تمام کسانی که در فوتبال برایم زحمت کشیدند تشکر می کنم و از کسانی که در دوران بازیگری و مربیگری از من رنجیده اند طلب حلالیت می کنم.))

ما نیز از آقای امیری و خانواده محترمشان تشکر می کنیم.

 


پیام تسلیت

                                  احمد زاهدی نسب در کنار حمید امیری

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 آقای احمدزاهدی نسب پیشکسوت فوتبال شوش درهفته جاری تاریخ 28/4/94در سوگ درگذشت برادربزرگوارشان که آن مرحوم نیز از بازیکنان تیم فوتبال شهباز بود، نشست.

مدیریت  وبلاگ فوتبال های شوش این مصیبت را به آقای زاهدی و خانواده محترم شان تسلیت عرض می نماید و از خداوند متعال برای آن مرحوم طلب مغفرت می نماید.

                     عکسی از مرحوم محمد زاهدی نسب درلباس تیم شهباز

       


عکس نوشت: بازیکنان شوشی در ادوار مختلف منتخب جوانان و بزرگسالان خوزستان

                        جوانان خوزستان سال 52با حضور غلامعلی حیدری بازیکن شوشی این تیم(ردیف وسط نفر اول)

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اردوی انتخابی منتخب بزرگسالان خوزستان با حضور بازیکنان شوشی فریدون میرزایی-عبدالحسن چنانی(ردبف وسط از راست نفر چهارم و ششم)- حسین هیوری(ایستاده از راست نفرپنجم لباس قرمز)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آیا بازیکنان شوش در دهه های گذشته در حد تیم ملی بودند؟

 

همیشه در محافل فوتبالی شوش بحث یا شاید ادعا بر این باشد که بازیکنان شوش در گذشته در حد تیم ملی بودند و برای این ادعا بعضی از مسابقات یا صحنه های تکنیکی بازیکنان را مثال می زنند.

در نوشتار زیر با نگاهی منصفانه دو دیدگاه موافق و مخالف این ادعا را بررسی می کنیم.

موافقان: برای ادعای برتری بازیکنان شوش توانایی آنان همچون  سرعت بازیکنانی چون (هیوری- امیری-چنانی)سرزنی(بنواری میرزایی -علی محمد سگوند)قدرت دریبلینگ(سیلاوی) و شوتزنی و دوندگی دیگربازیکنان را مثال می زنند.از اتوبان کردن کریم مروانی دفاع آخر منتخب خوزستان و کاپیتان منتخب بستان توسط حمید امیری و کنترل وسرزنی فریدون میرزایی بالای سرصمد مرفاوی فوروارد تیم ملی و استقلال  در جام بسیج خوزستان و از پیروزی پرسپولیس بر شاهین اهواز قهرمان جام حذفی کشوروتساوی پرسپولیس شوش با استقلال اهواز با 9بازیکن منتخب خوزستان و بردهای استقلال شوش برابر نفت آبادان و مانع بزرگ در برابر جنوب و استقلال اهوازو بردهای با اختلاف زیاد منتخب شوش در برابر تیم های خوزستانی و مقام سوم جام کشوری نصر یاد می کنند.

مخالفان: به اعتقاد مخالفان در شهر های دیگر هم بازیکن با استعداد زیادی بود و موافقان فقط بازیکنان شوشی را می دیدند وشکست در برابر منتخب شهرهای دیگر ناشی از قدرت آنان بود.هیچکدام از بازیکنان بزرگ شوش در تیم منتخب بزرگسالان خوزستان همچون حسین و غلام پاکدل از اندیمشک جایی نداشتند.حمید امیری و حسن مانگری و مجید سیلاوی که به عنوان بازیکنان تاپ شوش به استقلال و شاهین اهواز پیوستند در این تیم ها به بازیکنان ذخیره و خیلی معمولی تبدیل شدند.تیم کاغذپارس که بهترین بازیکنان شوش و حومه را جمع کرده بود و با بردهای پرگل به دسته یک کشور صعود کرد به زنگ تفریح تیم ها تبدیل شد به گونه ای که بهترین دفاع سرزن این تیم سایه توپ اول ارسالی توسط دروازبان را می زد.عبدالرضا برزگری ملی پوش سابق  با 36سن با لباس کما شیراز در برابر استقلال شوش غیر قابل کنترل بود و از تکل های بلند بازیکنی همچون حسن مانگری با این پا آن پا کردن براحتی رد می شد.در پایان هیچ بازیکنی در گذشته لباس تیم بزرگی را در لیگ آزادگان برتن نکرد و حتی به تیم ملی بزرگسالان دعوت نشد.

نکته پایانی: دور از هیاهوی جرو بحث دوستداران فوتبال قدیم ومخالفان آنان ،این چندبازیکن امروزی (مصطفی بیژنی- امین وعلی نیسی-عبدالله توحیدی-عبدالهادی خنیفر- اخمدعبدالله زاده) بودند که لباس تیم های بزرگ استقلال وفولاد اهواز و پگاه گیلان درلیگ برتررا برتن کردندو احمدعبدالله زاده نیز به اردو تیم ملی بزرگسالان دعوت شد.

 

 

 


گالری عکس : حاج برهان زبیدی

                                 پرسپولیس شوش سال 1358

ایستاده از راست: احمدرازبان-عبدالمحمدساکیانی- نبی لیمن- عبدالرضاپورصفایی-پرویزساکیانی-غلامحسین پاپی نمدی-برهان زبیدی

نشسته از راست: غلامعلی کلیدار-حسن املاوی- عزیز دانیالی- غلام شکوهی-حسن یزدانفر-مرحوم حسن رنگچی

                                    زبیدی-عالی پور

                                                                                     

                     پرویزساکیانی-برهان زبیدی-احمدپورفرهاد  

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------                  پیشکسوتان شوش در گذر زمان    

ایستاده از راست: عبدالمحمد ساکیانی-احمدپورفرهاد-غلام گپی نژاد-حمیدظهیری-غلام بارانی-محمدخنیفر-رحیم احمدی-صادق ناصر-عباس احمدی فر- پرویز ساکیانی

نشسته از راست:رستمی-غلام مرادی-محمدعلی توحیدی-ایمان چتین- کرم دیناروند-برهان زبیدی-حسن یزدانفر-رحمان کاوندی

ایستاده از راست:هادی توحیدی-رحیم سوزنی-ماشاء الله تقوی- پرویز ساکیانی- غلام مرادی - ابراهیم حسینی- محمد کرد

نشسته از راست: غلامعلی کلیدار-کرم دیناروند-رضاخلیلیان- محمدعلی توحیدی- حسن زهیری- برهان زبیدی- حسن یزدانفر

ایستاده از راست: علی محمدخردمند-علی دبیریان- حسین کلیددار-دیناروند-برهان زبیدی-غلام مرادی-حمیدظهیری-عباس فیلی-حسن احمدی-حمیدامیری

نشسته از راست: کرم دیناروند-حسن یزدانفر-صفرشریفی-محمدعلی توحیدی-ایمان چتین-نصرالله جایمند

                             تیم پیشکسوتان فرهنگیان

ایستاده از راست: احمدقنبری-علی خنیفر-رهان زبیدی-محمدلطیفی-عزیزخوشحال-هوشنگ رئیسی-حسین خسرایی

نشسته از راست: داریوش خنیفر-حسین امله زاده-صباح طاهری-محمود حیدری زاده

                                  تیم روستای حمیدآباد-سال61

ایستاده ازراست: محمود سگوند-پاپی کاظمی-غلامرضاسگوند-بهرام کاظمی مهر- برهان زبیدی-علی الهی- فالح ظهیری

نشسته از راست: علی ظهیری- کریم زبیدی-محمد سگوند-محمد نظری-علی گلچین-موسی نیسی-شاهین اردوانی

http://Faza98.com/download/m2H8Jd/برهان5.jpg

 ایستاده ازراست: ابراهیم حسینی-غلام مرادی-کیوان (قدرت) سنجری-اسدالله رضایی-عبدالعلی حسنپور-برهان زبیدی-کرمی رحیم خانی

نشسته ازراست: کریم سعیدی-مرحوم رحیم دیناروند-حمید امیری-سیدعباس؟-عزیز مسحنه

                                           تیم دانشسرا دزفول


آشنایی با مدیران ورزشی: حاج برهان زبیدی

آشنایی با مدیران فوتبالی شوش : برهان زبیدی بازیکن هما و پرسپولیس شوش و رئیس سابق اداره تربیت بدنی شوش

                 

نام : برهان زبیدی

متولد: 1/10/1340

پست: دفاع - هافبک

ویژگی های فنی: دریبل زن- سرعتی – دوندگی بالا

تیم ها: هما – پرسپولیس- جنوب شوش- منتخب جوانان شوش

مربیان: محمدرضا دیناروند- جعفر دیناروند-  شهیدحمیدسیلاوی – علیرضاباقری – محمدعلی دانیالی- عزیز دانیالی – علی تعبیرزاده – مرحوم حسن رنگچی- مرحوم ولی آبله رنگی – عبدالرضا سعیدی خواه (عرب کمری)- مرحوم کریم تمیمی

اقتخارات : قهرمان جوانان شوش با پرسپولیس – نائب قهرمان شوش با بزرگسالان شوش – صعود به دسته اول شوش با جنوب (ابومسلم)

پست های مدیریت واجرایی فوتبالی:  مسئول اجرایی باشگاههای شوش- مسئول کمیته انضباطی فوتبال شوش- دبیر هیئت فوتبال شوش – رئیس هیئت فوتبال شوش – رئیس اداره تربیت بدنی شوش- مدیر عامل باشگاه پرسپولیس شوش

 

یکی از دغدغه های مسئولین این است که مدیران پست های ورزشی ، سیاسی باشند  یا ورزشی . فارغ از جنبه های مثبت یا منفی این گزینش ، خوشبختانه در شوش چندین دوره مدیران تربیت بدنی از فوتبالی های شوش ازجمله (جعفردیناروند-عزیز دانیالی- برهان زبیدی –عظیم آل کثیر) بودند که همیشه اوج و شکوفایی ورزش شوش در دوره این مدیران فوتبالی بوده است .در راستای معرفی فوتبالی های شوش به معرفی یک مدیر فوتبالی می پردازیم:

شروع فوتبال

(( فوتبالم را در روستای مان حمید آباد شروع کردم که مربی مان شهیدکاظم کاظمی مهر بود.با تیم روستای مان با تمام تیم های روستایی شوش بازی می کردیم .))

فوتبال رسمی

هما شوش ؛ مکتب اخلاق

(( فوتبال رسمی ام را از نوجوانان و جوانان هما شروع کردم . در مقطعی که در جوانان هما بودم برای بزرگسالان هما هم بازی می کردم.))

(( مدرسه راهنمایی ام آخر آسفالت بود و در زمین خاکی آخر اسفالت بازی می کردیم و مثل تمام بچه های پایین من هم به تیم هما رفتم.))

((من تمام ویژگی های خوب اخلاقی ،تربیتی و فرهنگی را در تیم هما از مسئولین و مربیان تیم هما (محمدرضا وجعفردیناروند- شهید حمیدسیلانی- علیرضا باقری- کریم سلوا) یاد گرفتم . مدیران هما با هزینه شخصی خودشان و جلسات مکرر در منزل شان مسائل اخلاقی و تربیتی را به ما یاد وتذکر می دادند.))

پرسپولیس شوش

(( تیم پرسپولیس از بچه های اطراف حرم تشکیل شده بود و من اولین کسی بودم که از بالا شهربه این جمع اضافه شدم و ابراهیم حسینی و اسدالله رضایی را که همسایه مان بودند رابا خودم به پرسپولیس بردم.))

(( همزمان در پرسپولیس در دانشسرا تربیت معلم دزفول درس می خواندم و برای بازی های پرسپولیس عزیز دانیالی ومرحوم رنگچی با نبی لیمن برای اجازه و بردنم به  دانشسرا می آمدند.اگر کسی هم نمی آمد ساکم را پشت دیوار دانشسرا می گذاشتم و ظهر برای بازی شوش می رفتم.))

(( در بازی حساس جوانان با دارایی هفت تپه در یک صحنه فوروارد تیم دارایی با دروازه بان مان(پاپی نمدی) برخورد کرد که مچ فوروارد دارایی از جا کنده شد طوری که  مچش جابجاشد.))

گل دربی

(( در نیمه زمین خودمان توپ را از بازیکن استقلال گرفتم و با حمل  توپ  در زمین حریف دوتا مدافع این تیم را با سرعت خودم جا گذاشتم و با شوت از پشت هیجده قدم دروازبان این تیم را (سیدکاظم آل کثیر) را مقهور کردم.))

 

(( در شهریور 59 با تیم امید هفت تپه بازی داشتیم که دو هواپیما عراقی از بالای سرمان رد شدند و( بعد فهمیدیم که شوشتر را بمباران کردند) برگشتند .ارتفاع هواپیما طوری پایین بود که ما خلبان ها را می دیدیم .از فردا جنگ شروع شد واین آخرین بازی روی چمن شوش قبل از جنگ بود.))

جوانان شوش

(( من چندین دوره منتخب جوانان شوش بودم که مرحوم ولی آبله رنگی و محمد رضا دیناروند مربیان مان بودند. این که گفتند باند بازی می کردند را من قبول ندارم چون کاپیتان تیم شکوهی و من که فوروارد بودیم پرسپولیسی بودیم.))

جنوب(ابومسلم)

(( به خاطر مصدومیت و مشغل کاری به یک سطح پایین تر یعنی دسته دوم شوش وبه تیم جنوب رفتم که با این تیم قهرمان شدیم وبه دسته اول صعود کردیم.))

خداحافظی از فوتبال

(( با مصدومیت دوباره در فوتبال و مسئولیت کمیته های امداد و پشتیبانی جنگ اداره آموزش و پرورش که بعداز ظهر ها باید در محل کار حاضر می شدم از فوتبال رسمی خداحافظی کردم.))

پس از بازنشستگی

(( در فوتبال مسئول کمیته انضباطی وکمیته اجرای ،دبیرورئیس هیأت فوتبال شوش و ریاست تربیت بدنی شوش را برعهده داشتم که تیم پیشکسوتان شوش را تشکیل دادم که تا امروز فعالیت شان ادامه دارد و به مسابقات استانی و برون استانی می روند .))

دوران ریاست تربیت بدنی

(( با توجه به فعالیت های گذشته ام در نشستی  که در دفتر فرماندار وقت(اکبرزاده ) و با حضور  نماینده مجلس (ساعدی) و تمام رؤسای هیأت های ورزشی برگزار شد مرا متفق القول به عنوان کاندید  تربیت  بدنی به استان معرفی کردند.))

((دردوران مدیریت تربیت بدنی ، در عملکرد سه ماهه ای که به استان می دادیم هیچ موقع از مفام سوم پایین نمی آمدیم.)){توضیح: عملکردمدیریت حاج برهان زبیدی در ادامه آورده شده}

وضعیت کنونی

(( هم اکنون بازنشسته آموزش و پرورش شوش و ساکن کوی مهر هستم و دارای 5فرزند دو پسرو سه دختر که 5نوه هم دارم.امسال نیز مدیر عاملی  باشگاه پرسپولیس را بر عهده دارم که  در مسابقات دسته اول استان شرکت کرده ایم.))

سخن پایانی

(( دوست دارم یاد وخاطره دوستان فوتبالی شهیدم از جمله شهید حسن تفاخ-شهیدسیدعیسی موسوی – شهید کریم کریمی پور-شهید حمیدسیلانی - شهید کاظم کاظمی مهرمهر (سگوند)را  که در جوانی به درجه رفیع شهادت رسیدند راگرامی بدارم و از تمام مربیان و بزرگوارانی که برایم زحمت کشیدند کمال تشکر را دارم.))

مانیز از حاج برهان زبیدی و خانواده محترمشان سپاسگزاری می کنیم.


.:: آخرین مطالب ::.

» ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» نوستالوژی:منتخب شوش سال64 ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» عکس نوشت: استقلال شوش از اوج تا فرود ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» خاطرات فوتبالی ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» گالری عکس: حمیدامیری ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» معرفی پیشکسوتان شوش:حمیدامیری ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» ( سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ )
» عکس نوشت: بازیکنان شوشی در ادوار مختلف منتخب جوانان و بزرگسالان خوزستان ( جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ )
» گالری عکس : حاج برهان زبیدی ( یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ )
» آشنایی با مدیران ورزشی: حاج برهان زبیدی ( شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۳ )
» عکس نوشت: پرسپولیس شوش سالم ترین و با شخصیت ترین تیم فوتبال شوش ( پنجشنبه بیستم آذر ۱۳۹۳ )
» یادداشت ویژه: نقدسبک مربیگری حبیب چهارلنگی ( پنجشنبه بیستم آذر ۱۳۹۳ )