آشنایی با مربیان پایه:متین وفایی

آشنایی با مربیان پایه فوتبال شوش: متین وفایی مربی موفق پایه ها

نام: متین وفایی

متولد:1364

تیم های بازیگری: بهمن- نیرو- استقلال – مقاومت –منتخب نوجوانان شوش

مربیان:عباس کرم الهی – علی امیری – حجت حسن زاده- علیرضا مختبا-سعیدمریدصالح- جهانگیر پارسا

افتخارات بازیگری: قهرمان نونهالان شوش با بهمن (76)- نائب قهرمان نوجوانان شوش با بهمن (78)- قهرمان نوجوانان شوش با نیرو(79)-نائب قهرمانی جوانان شوش با استقلال سال 80

افتخارات مربیگری :  دو مقام نائب قهرمانی جوانان شوش با نیروسالهای (83-84)- چهار دوره متوالی قهرمان نوجوانان شوش با توحید (85-86-87-88)- قهرمان جوانان شوش باتوحید سال( 88)- قهرمان لیگ جوانان استان خوزستان با جنوب شوش (فصل 88-89) – نائب قهرمان امیدهای  استان با جنوب شوش (فصل 89-90)- قهرمان لیگ مناطق کشورسال(90-91) – صعود به مسابقات دسته اول امیدهای  کشور با جنوب شوش سال (90-91)

متین وفایی یکی از موفق ترین مربیان پایه شوش می باشد که با تلاش و زحمت بسیار در این عرصه توانست علاوه بر مقام های فراوان و معرفی بازیکنان با استعداد به فوتبال کشور نامی معتبر برای خود در تاریخ فوتبال شوش بدست آورد.به بهانه حضور سه تیم پایه شوش در مسابقات استانی و کشوری به معرفی ایشان می پردازیم تا هم تقدیری ازایشان باشد وهم فوتبالی ها از تجربه های  این مرد جوان وسردو گرم چشیده فوتبال استفاده بهینه ببرند.

بیوگرافی

(( من سال 1364در شوش و در یک خانواده فوتبالی بدنیا آمدم که پدرم از طرفداران قدیمی  فوتبال و پرسپولیس بود.فوتبالم را در سال 74با مربیگری محسن حسن پور شروع کردم.))

دوران بازیگری

((در تیمهای بهمن ،نیرو ،مقاومت و استقلال زیر نظر مربیان زحمتکش و خوشفکر آن روزهای فوتبال شوش آقایان عباس کرم الهی ،علی امیری،حجت حسن زاده وعلیرضا مختبا کار کردم که از هرکدام از این بزرگان چیزی آموختم.))

جرقه مربیگری

((سال 80قرار شد که تیم فوتبال مسجد رسول الله  در جامی محلاتی رده نوجوانان شرکت کند که آقای ابراهیم کیائی منش که مسئول ورزش مسجد بود ،من را به عنوان مربی معرفی کرد که اتفاقا دراولین گام مربیگری تیم فوتبال مسجد که بانام نصررسول در مسابقات شرکت کرده بود را به مقام قهرمانی رساندم و در چندین جام نیز به مقام قهرمانی و نائب قهرمانی هم رسیدم.))

مربیگری باشگاهی

(( بین سالهای 83-84 در مسابقات باشگاهی جوانان شوش که با 20 تیم برگزار می شد با تیم نیرو که کسی به آن تیم اعتقاد نداشت با حضور تیم های قدرتمند استقلال ،پرسپولیس و شمشیر نائب قهرمان شدم.))

رکورد قهرمانی متوالی

((با تیم نوجوانان توحید بین سالهای 85-88 چهار دور پیاپی قهرمان باشگاههای شوش شدم و سال آخر همزمان تیم جوانان توحید را با شکست دادن تیم قدرپرسپولیس  در فینال ،به مقام قهرمان جوانان شوش برسانم.))

نوجوانان توحید، یادآورپرسپولیس دهه60

(( بعداز این قهرمانی ها بود که  آقای یدالله توحیدی مرد همه کاره توحید به ما گفت :  فقط پرسپولیس دهه 60پنج دوره قهرمان شده وتیم نوجوانان توحید کاری  مثل پرسپولیس انجام داده است ،از ما تعریف کرد.))

جنوب شوش

((با تیم جوانان جنوب قهرمان جوانان استان شدم.وبا تیم امید جنوب در بین 32 تیم استان نائب قهرمان شدیم که تیم هی خوبی چون نفتون مسجدسلیمان را 6-0استقلال شوشتر را 3-0وپرسپولیس دزفول را 4-0بردیم و استقلال رامهرمز را در یک بازی حساس در رامهرمز شکست دادیم.))

مسابقات لیگ امید های کشور

((در مسابقات مناطق کشور رده سنی امید  در قم   در بین 6تیم باشکست تمام تیمها و با 5بازی 5 یرد با اقتدار به دور نهایی که در شوش برگزار می شد صعود کردیم.))

ستایش تیم جنوب  توسط عبدالله ویسی

(( عبدالله ویسی که در آن زمان مربی تیم صبا قم بود برای تماشای مسابقات ما می آمد و با گفتن این جمله که تیم تان مانند فوتبال دهه 60خوزستان ،فوتبال بازی می کنید ازبازی های خوب بچه ها تقدیر کرد.))

صعود به دسته اول لیگ کشور

(( در شوش با شکست دادن شاهین بوشهر با نتیجه 6-0و وپیروزی برکاله گلستان به عنوانی یکی از 4تیم صعود کننده به مسابقان دسته اول کشور انتخاب شدیم که متأ سفانه به علت مشکلات مالی ازشرکت در مسابقات دسته اول کشور باز ماندیم.))

همیشه فاتح دربرابر تیم های استقلالی نام

(( من خودم پرسپولیسی ام وهمیشه تیم های که استقلال نام داشته اندرا شکست داده ام از استقلال شوش بگیر تا استقلال شوشتر،رامهرمزواستقلال شهرکرد))

حامیان مالی

((درمسابقات کشوری خانواده ام خصوصا پدرم علی وفایی حامی مالی من بودند واز ایشان تشکر می کنم وآقای ستار معتمد در مسابقات شوش بسیار به ما کمک کرد که از ایشان وتمام کسانی که پشتیبان ما بودند سپاسگزاری می کنم.))

یادی از بزرگان فوتبال پایه

(( باید یادی از آقای یدالله توحیدی مهر که زندگی اش را فدای فوتبال کرد وآقای علی امیری که مربی باتجربه و کاربلد بکنم که این دو بزرگوار با زیکنان بسیاری تحویل فوتبال کشور دادند.))

استقبال بی نظیر تماشاگران

(( مسابقات نهایی امید های کشور در شوش با این که یک روز قبل از مسابقات و در یک مکان تبلیغ کردیم  تماشاگران بسیاری آمدند واین جای تعجب داشت که برای رده سنی امیداین همه تماشاگربیاید که خدا را شکر بچه ها باغیرتی که داشتند با قهرمانی باعث شدند شرمنده تماشاگران خوبمان که در گرمای طاقت فرسا آمده بودند ،نشویم وجشن صعود را در شهرمان وبا مردم فوتبالدوست مان بگیریم.))

یار جدانشدنی (امین آبسالان)

(( امین آبسالان از بهترین سرپرست های فوتبال شوش بود که از لحاظ ورزشی و اجتماعی در سطح بالایی قرار داشت و خیلی از موفق هایم را مدیون افکار ایشان هستم واین سخنان من به نمایندگی از من وایشان می باشد.))

دستیار موفق

((آقای مرتضی کرد یکی از بهترین تمرین دهنده ها بود که با بچه ها هم رابطه دوستی هم داشت و همیشه هم دروازبان آماده ای به من تحویل می داد و من ومرتضی کرد و امین آبسالان این سالها همیشه با هم بوده ایم.))

بزرگترین ثمره  مریگری

(( من بازیکنان زیادی به فوتبال کشورو تیم های استقلال ،فولاد ،نفت اهوارنفت  مسجدسلیمان  صنعت نفت آبادان وراه آهن تهران در رده امید ها وبزرگسالان تحویل دادم از جمله دانیال زراسوند،کمیل حیدری فرشادبهاروند،ایمان رئیسی.... و احمد عبدالله زاده که توانست به تیم ملی بزرگسالان نیز راه یابد.))

وضعیت کنونی

متین وفایی اکنون متآهل شده و دارای یک فرزند است و در اداره تعاون کار ورفاه اجتماعی شهرستان شوش به عنوان کارشناس روابط کار مشغول به کار می باشد ومدتی از میادین ورزشی دوراست.

 


گالری عکس:محمود رازبان

 

                      

 


آشنایی با پیشکسوتان فوتبال شوش :محمود رازبان

آشنایی با پیشکسوتان شوش: محمود رازبان مدافع سرزن پرسپولیس ومنتخب شوش

نام: محمود رازبان                   

متولد: 1/6/1344

پست:دفاع جلوزن

ویژگی های فنی: قدرت بالای سرزنی – توپگیری عالی – توانایی بازی با پا

تیم ها: شاهین – پرسپولیس – توحید شوش –منتخب شوش

مربیان: مرحوم حمیدفراهانی – علی تعبیر زاده – عبدالعظیم کلیدار-عبدالمحمدساکیانی – حسن یزدانفر- غلامعلی حیدری – کامل زرگوش – گرگین والی – حبیب چهارلنگی – محمدعلی توحیدی

افتخارات : قهرمان جوانان شوش با پرسپولیس شوش - قهرمان  سه دوره جام حذفی سال -66-68-65با پرسپولیس شوش – قهرمان جام شهید بقایی بهبهان –  سه دوره نائب قهرمان  باشگاههای شوش (67-68-69) مقام دوم جام کاغذپارس-

قهرمان جام شهید سروندی - قهرمان استان خوزستان جام نصر- کشور جام نصر در فسا- عضویت در تیم منتخب شوش

محمود رازبان یکی از بهترین مدافعان سرزن تاریخ فوتبال شوش می باشد که نماد دفاع سرزن در بین فوتبالی های به شمار می رود وبا بازی با توپ و نوع بازی اش  یک مدافع مدرن در زمان خود  محسوب شده که سبک جدیدی از دفاع کردن را بدون زدن زیر توپ ارائه کرد.

در راستای معرفی پیشکسوتان شوش به معرفی ایشان می پردازیم.

شروع فوتبال

محمود رازبان فوتبال خود را همچون همسالان و هم محله ای هایش در کوچه های روبروی حرم دانیال و بر روی موزائیک های موزه شوش شروع کرد و بعدها با همین دوستان اش تیمی محلاتی به نام شهید قماشی با مربیگری مرحوم محسن قماشی درست کردند که  بعد ها اساس تیم پرقدرت پرسپولیس شوش در دهه شصت را تشکیل داد.

((با توجه به شرایط مالی خانواده های پرجمعیتی همچون خانواده خودمان ،پدر ومادر ما قادر نبودند که هرروز لباس نو بخرند ،ما مجبور بودیم برای پاره نشدن کفش یا شلواریازیر شلواری مان ،با پای برهنه و با کشیدن زیر شلواری تا بالای زانو روی اسفالت و موزائیک هابازی کنیم که اگر زمین خوردیم پاره نشود.))

(( یک بار تازه زیر شلواری نویی خریده بودم که  بعد از مدرسه رفتم که با دوستانم بازی کنم .دمپایی هایم را  روی ساعد دستم گذاشتم که پاره نشود ولی یادم رفت زیر شلواری ام را بالای زانویم بزنم .در حین بازی پشت پای خوردم  و روی زمین افتادم که همین خطا باعث شد زیر شلواری ام از روی  سر دو زانو پاره شود.

من برای اینکه مادرم متوجه نشود زیر شلواری را برعکس پوشیدم که از جلو معلوم نباشد پاره شده و شب دیر به خانه رفتم و برای این که تنبیه نشوم هر چه خانواده گفتند بیا شام بخور ، برای شام روی سفره نرفتم.فردا هم صبح زود به مدرسه رفتم.

مادرم وقتی که  می خواست  لباس ها را بشوید متوجه پاره شدن زیر شلواری ام شد و وقتی من از مدرسه برگشتم با کتک مفصلی ازمن پذیرایی کرد.))

تیم شهیدقماشی

(( با بچه های محله از جمله پرویز ساکیانی و غلام باغبان ....با مربیگری مرحوم محسن قماشی یک تیم قدرتمند و جنگنده ای بنام شهید قماشی درست کردیم که تمام تیم ها را شکست می دادیم و جام های محلاتی را درو می کردیم.))

(( در منطقه ما (بین حرم وحسینیه ) دوتیم بود که تیم ما شهید قماشی محله حرم و تیم پیشه وران با بازیکنانی چون غلام کلیددارونمدی پورو شیرک ...تشکیل شده بود و ما همیشه این تیم را می بردیم .یک بار مربی این تیم پیشنهاد کرد اگر راست می گوید قدرت دارید بیایی در مسابقه غیر فوتبالی چون قمار.... ما را ببرید !!!چون تیم ما و محله مان معتقد بودند تا الان هم به این پیشنهاد می خندیم وآن را جدی نگرفتیم.))

شاهین شوش

محمود رازبان جوان و با استعداد در تیم پرسپولیس که اولویت در بازی دادن به بازیکنان قدیمی و با تجربه بود جای نداشت ،به پیشنهاد تیم شاهین شوش که از پرسپولیسی های بالا و پایین شهر تشکیل شده بود پاسخ مثبت داد و به همراه برادر بزرگترش احمد که با تیم پرسپولیس اختلاف پیدا کرده بود و از این تیم جدا شده بود ،به تیم شاهین پیوستند.

(( رابطه ام با احمد برادرم خوب بود اما از او حساب می بردم و ترس داشتم.اگر توپی خراب می کردم به  من داد و بیداد می کرد و شاید این بخشی از فوتبالم را خراب می کرد وروحیه ام را هم خراب می کرد.))

(( من در تیم شاهین با این که  17سال سن داشتم ودر دسته دوم باشگاههای شوش  بازی می کردم وبه منتخب شوش دعوت شدم.))

پرسپولیس شوش

محمود رازبان آن قدر خوب بود که با بالا رفتن سن بازیکنان قدیمی پرسپولیس از سوی مدیران این تیم برای پوشیدن لباس قرمز دعوت شود و خود او که یک پرسپولیسی بود با عشق و علاقه به این تیم پیوست تا به نمادی از تعصب پرسپولیس تبدیل شودو با بازی های خوب و ماندگاری که برای این تیم انجام داد به یکی از ستارگان نامی تاریخ پرسپولیس شوش بدل شود.

از لحاظ فوتبالی نیزبااستایل و سبک بازی،کلاس فوتبال وتعصب و جنگندگی  که داشت نوید یک بازیکن یزرگ را به پرسپولیس و فوتبال شوش داد.

پرسپولیس شوش نیز با پیوستن بازیکنان جوان تیم شهید قماشی چون محمود رازبان وباغبان ....و بازیکنان با تجربه به یک تیم قدرتمند تبدیل شد که تا روز آخر همیشه مدعی قهرمانی بود.

 

حرمت بزرگتردر پرسپولیس

((وقتی که به پرسپولیس پیوستم هم پست نبی لیمن بودم.در یک بازی تیم با من یازده نفر شدند اما تیم را ده نفر به زمین فرستادندتا لیمن از مدرسه هفت تپه برگردد و بازی کند و من را به این هدف بازی ندادن که جوانی و مغرور می شوی واگر بازی کنی بقول معروف پررو می شود.آخر هم نیم ساعت پایان بازی به من هم بازی دادند.))

شیرین ترین برد دربی

(( در یک دربی که استقلال را 3-0بردیم فوروارد تهرانی این تیم محسن نظردوست( برادر خانم آقای رضا ذاکرمدیر داروخانه ابن سینا) کری می خواند این ها هیچ اند دو تا توپ سانتر کنید گل بزنم اینا بازیکن نیستند.

وقتی سه گل بهشان زدیم گفتم :الان چی؟بازیکن هستند یانه؟ که یک توپ سانتر کردند و من از بالای سرش توپ را زدم واو به عمدبا پشت سرش به گونه و چشمم ضربه  زد که باعث شد تمام صورتم ورم کند وکبود شود.))

بدترین خاطره فوتبالی (برد تلخ)

((باخت پرگل به نفتون مسجدسلیمان در مسجد سلیمان باعث شد با وجودبرد سه بریک در شوش هم حذف شویم که خاطره بد فوتبالی ام بود.))

اعتمادبنفس

(( من هچگاه در فوتبالم از بازیکنی و تیمی نترسیدم و خودم را بالاتر از همه می دیدم و این باعث می شد با جنگندگی و با تمام وجود بازی کنم تا دربرابربازیکنان حریف کم نیاورم.))

بدترین شکست  دربی

(( باخت 1-0به استقلال در سال آخر که حسن مانگری گل را زد بدترین باختمان بودچون استقلال دیگر از باشگاههای شوش جدا شد و فقط در مسابقات استانی شرکت می کرد که اگر ما می بردیم این اتفاق برای ما می افتاد.))

خاطره جالب

(( بازی با استقلال یک توپ از کنار سانتر کردیم و مدافع حریف رحیم خنیفر با تکل به جای این که توپ را کرنر بفرستدبه گوشه دروازه خودشان زد.حسن زهیری که از زمین شماره دو بازی را می دید بعدا گفت :چطور توپ رفت توی گل ؟فکرکنم به سنگ خورد.من هم بهش گفتم: چطور سنگ به آن کوچکی را دیدی اما رحیم خنیفر به آن بزرگی راندیدی؟))

هواداران پرسپولیس

(( پاتوق هواداران ما جلوی داروخانه دانیالی بود که اخبار تیم ،آنالیز بازی ها و انتخاب بازیکنان و یارگیری..... آنجا صورت می گرفت به شکلی مثل ستاد رهبری تیم بود.))

(( هوادارانمان مانند آقایان فرهادزاده،حاج عبدالساده بروند،غلام بارانی....خیلی به تیم کمک می کردند مثلابا هزینه شخصی  پول درمان مصدومیت من راکه در بازی منتخب اتفاق افتاد هم دادند یا در بازگشت دوباره من به پرسپولیس خیلی تلاش کردند.))

کمک مالی به پرسپولیس

(( وقتی بازیکن قدیمی تیم شدیم چون شاغل بودیم آقای ساکیانی از ما می خواست برای جبران هزینه ها به تیم کمک مالی کنیم مثلا به من می گفت برای تیم جوراب بخر،که ما باعشق و علاقه این کاررا انجام می دادیم.))

بهترین حرکت  فوتبالی

((بازی های کارگری من با تیم سازمان آب بودم وبازی با کاغذپارس توپ را ازهیجده قدم خودمان گرفتم و تمام بازیکنان حریف را دریبل زدم و نفر آخر را در هیجده قدم لایی دادم اما چون دیگرنفس و نای حرکت نداشتم روی زمین افتادم ونتوانستم توپ را گل کنم.))

توحید شوش

محمود بنواری با اختلاف نظری که با مربیان و مدیران تیم پیدا کرده بود به مدت یک فصل به تیم توحید که مدیران ومربیانش از هواداران پرسپولیس بودند پیوست.اما زود با درخواست هواداران به تیم خودش پرسپولیس بازگشت.

((در بازی توحید با پرسپولیس انگیزه زیادی داشتم.اما دقیقه بیست توپی را لو دادم که خطری روی دروازه مان شد طوری که پرویزساکیانی  دوست و همبازی قدیمی ام درپرسپولیس گفت: خواستی به خودتان گل بزنی ، خوب توپ رامی دادی به من بزنمش توی گل، وخندیدیم .همین صحنه باعث شد که برای مربیان سوء تفاهم پیش بیایید که من با تیم سابقم تبانی کرده ام .بعد دیدم تابلو شماره من را بالا برد و من را تعویض کردند وهوشنگ توحیدی به جای من وارد زمین شد.من هم ناراحت نشدم و خوشحال شدم که با این انگیزه ای که برابر پرسپولیس داشتم با دوستان سابقم درگیر نشدم.توحید بعداز تعویض من دو گل خورد.))

منتخب شوش

محمود رازبان از جوان ترین مدافعانی بود که در فوتبال پراز مدافع بلند قد شوش در جوانی به منتخب دعوت می شد اما مربیان محافظه کارو با تعصبات رنگی کمتر به رازبان جوان میدان دادند.زمانی که در ترکیب ثابت قرار گرفت با زوج فریدون میرزایی زمین وآسمان تیم منتخب را بیمه کردند.

از بدشانسی های رازبان این بود که دو جام نصر کشوری را در مرحله نهایی به دلیل مصدومیت و گرفتاری های شغلی از دست داد.

((درجام سروندی که من خیلی جوان بودم یکی از بازیکنان تیم منتخب دیر رسید وشورت ورزشی تیم را نداشت یا به او نرسید.مربی وقت تیم آقای محمدرضا دیناروند از من خواست شورتم را به او بدهم که من به گفتم: من شورت ورزشی ام را به او نمی دهم اگر من را از لحاظ فوتبالی قبول نداری خطم بزن تا بروم.این کار را به خاطر اعتمادی که به خودم داشتم و خودم را دستکم نمی گرفتم،انجام دادم. ))

((من در منتخب یک سروگردن از بقیه مدافعان بالاتر بودم ولی به علت جوانی یا بازی دادن به قدیمی ها من را بازی نمی دادند.))

خاطرات منتخب درفسا

((برای بازی های منتخب در فسا برای من که متآهل شده بودم وهنوز شاگرد مغازه بودم سخت بود که ده روز کارم و خانواده ام را رها کنم و بروم .با وساطت بزرگان ورزش شهر من بهمراه فریدون میرزایی بعد از تیم به فسا رفتیم.

وقتی آنجا رسیدیم بین بچه های استقلالی و پرسپولیسی تیم  اختلاف شدیدی افتاد.من هم گفتم فردا برمی گردم شوش سر کارو زندگی مان اینجا نیامدیم که مشکل پیداکنیم و باید از نام شوش که قهرمان ونماینده خوزستان دفاع کنیم.مشکل تیم با مدیریت گرگین والی ،یوسف نوری..حل شد.

این موضوع به بیرون درز پیدا کرده بود وتیم حریفمان که فکرکنم کهگلیویه  و بویر احمد بود کری می خواندند که ما را گلباران می کنند.

روز بازی یدالله توحیدی رفت و فیلم اژدها وارد می شود برسلی را آورد وبا پروژکتور تماشاکردیم .ما که اولین بار بود که فیلم های رزمی  برسلی رامی دیدیم طوری تهییج شدیم که تیم حریف را قرار بود ما را گلباران با نتیجه 7-0 بردیم.))

مصدومیت بد موقع

(( قبل از مسابقات نهایی نصر در شوش من در بازی دوستانه با بانک ملی مصدوم شدم واین مسابقات را از دست دادم.))

((من که سر کاربودم نمی توانستم تمام تمرینات و مسابقات دوستانه را حضور داشته باشم. یک روز یوسف بشکار دنبال آمد که محمود بیا بازیه و مربی گفته تا محمود را نیاری بازی نمی کنیم ،ومن با او رفتم استادیوم که دیدم هیچ کس نیست .به او گفتم :پس تیم؟ بچه ها کجایند؟که گفت: الان میان.اگر این طور نمی گفتم نمی آمدی.

بازی با بانک ملی دزفول بود .خطاپشت هیجده قدم ما شد من برای این که جلوی شوت مرشد نایستم در سد دفاع نایستادم.ضربه مرشد به دفاع خورد و در رفت وبرگشت انگشت شصت من به بازیکن حریف خورد وشکست.

بعد از بازی یوسف بشکار که من را آورده بود به جای این که من را به بیمارستان ببرد گفت بایست تا بازیکنان عراقی تیم را برسانم وبیاییم.من از این حرکت او بسیار ناراحت شدم  وواکنش نشان دادم.آخر دوتا از هواداران پرسپولیسی منتخب آقایان فرهادپور و غلام بارانی من را بیمارستان بردندو با هزینه شخصی درمان کردند.))

دو راهی، فوتبال یا کار؟

((سال آخربازی های  منتخب شوش در استان غلام حیدری مربی تیم  بود که برای بازی های استانی آمد مغازه واز استاد کارم اجازه ام را گرفت.استاد کارم جلوی غلام گفت آزاد است برود اما بمن گفت اگر رفتی دیگه نیایی .

روزی که تیم به ماهشهررفت من خودم را پنهان کردم تا کسی پیدایم نکند تا باتیم بروم.رفتم مغازه اما ساعت یازده صبح  که شد از هیجان و عشق و علاقه به فوتبال قلبم می خواست از جای بکند .

رفتم به برادربزرگترم رضا گفتم مرا به ماهشهرببرد و او بهمراه سه تا از هواداران من را با ماشین شخصی به ماهشهر برد.وقتی رسیدیم تیم داشت به زمین می رفت.

غلام حیدری اصلا به من نگاه نکرد وبا من حرف نزد.غلامعلی کلیددارگفت: ((غلام گفته محمود بی خود اومده و لباس پوشیده .من رفتم خودم را پیش استاد کارش که قبولش ندارم سبک کردم اما او با تیم نیومد.))

بازی که شروع شد علی عباد نژاد که به جای من بازی می کرد تحت فشاروجو بازی خودش را باخته بود و ضعیف بازی می کرد که غلام حیدری به من گفت بروگرم کن شانس آوردی رقیبت ضعیفه.وقتی من داخل میدان شدم با توجه به هماهنگی ام با فریدون بهترین بازی ام را کردم.))

((دوره منطقه ای  مسابقات  نصردر درود من گفتم با توجه به وضعیت  شغلی ام و متآهلی  نمی توانستم تیم را همراهی کنم،که اعلام کردند هرکس تیم را همراهی نکند شش ماه از مسابفات باشگاهی محروم است.

خودم شخصا نزد غلام حیدری مربی تیم رفتم و شرایطم رابرای اوتوضیح دادم و به او گفتم: از فوتبال به تو چه چیزی رسیده است که من هم به آن برسم ؟که گفت هیچی وگفت برو وبه زندگی ات برس.بابزرگواری قبول  کرد تیم را همراهی نکنم و از محرومیت هم نجات پیدا کنم.))

خداحافظی ازفوتبال

محمود بنواری با وجود توانایی بدنی و فنی بدلیل موقعیت شغلی اش وزندگی مجبور شد خیلی زود فوتبال رسمی اش راکنار بگذارد.

وضعیت کنونی

محمود رازبان هنوز در مغازه آرایشگری اش در خیابان رجایی مشغول به فعالیت است،اما ساکن دزفول است.وی دارای دوپسر ،ناصر که مهندسی مکانیک صنعتی دارد واکنون   شغل آزاد دارد و کیان که در کلاس ششم ابتدایی تحصیل می کند ویک دختر دارد که دارای لیسانس تربیت بدنی است و او را به خانه بخت فرستاده است.

محمود رازبان به همراه پرسپولیسی های قدیمی تیم پیشکسوتان پرسپولیس را تشکیل داده اند و اوقات فراغت به فوتبال می پردازند.

سحن پایانی

((ازتمام مربیانی که برایم زحمت کشیدند تشکر می کنم و برای دوستان فوتبالی ام آرزوی سلامتی و موفقیت در طول زندگی دارم.))

 


تحلیل فوتبالی: داستان رابطه مربیان و بازیکنان بزرگ    

                       

در دنیای فوتبال گاهی مربیان هدایت تیمی را برعهده دارند که بازیکنان بزرگی در آن تیم توپ می زنند.اگر این مربیان قدرت رهبری و هوش مربیگری داشته باشند از این امتیاز مثبت برای پیشبرد کار خود بهره فراوانی می بردند که  برای نمونه رابطه مربی و بازیکنان بزرگ ، دکتر بیلاردو ومارادونا،بکن بائرو ماتیوس وروی کین وفرگوسن از نمونه ای خارجی هستند.در ایران نیز حشمت مهاجرانی وپروین،پورحیدری و ناصرحجازی  در استقلال،مرحوم قایقران وصالح نیا درملوان ،پنجعلی و درخشان برای پروین ....را می توان برشمرد.

در فوتبال شوش  بعداز انقلاب نیزغلامعلی حیدری با فریدون میرزایی و بعدها حمید امیری،و مربیان شمشیر و توحید با گرگین والی و یدالله توحیدی را می توان شامل این قاعده دانست.

در نوشتار زیر به تحلیل این رابطه با محوریت رابطه غلامعلی حیدری و امیری می پردازیم.

نطفه رابطه

شروع این رابطه یک جبرزمانه است که این مربی و بازیکن در یک دوره و زمانه در این گیتی بینهایت همدوره شده اند.بارها در فوتبال اتفاق افتاده است یک نسل بزرگ با هم یا با مربیان بزرگ همدوره بوده اند و گاهی تا سالها در فوتبال نسل بزرگی همزمان باهم نبوده اند و فوتبال خالی از ستارگان فوتبالی می شود.

حفظ رابطه

علاقمندی متقابل مربی و بازیکن باعث می شود این رابطه حفظ شود بطوری که در فوتبال به بازیکنان مورد علاقه مربی طفل شیرین می گفتند(حسن روشن برای رایکوف) و به مربی مورد علاقه پدریا آقاوعمو می گفتند(علی دانایی فر یا محراب شاهرخی راعمو وپروین آقا را می گفتند.)

 در فوتبال شوش فوتبالیست ها غلام  حیدری رابه آقا گرگین والی به خان وفوتبالی ها خصوصا جوانان یدالله توحیدی را به نام عمو یدالله ...صدا می کنند.

ظهور بازیکن بزرگ :قهرمانی واعتبار مربی

یکی از ویژگی های بازیکنان بزرگ محبوب با توانایی های فنی بالا و مدیرتیم، دست یافتن به قهرمانی های فراوان است که این قهرمانی در کارنامه مربی او نیر ثبت می شودو به او در دنیای مربیگری اعتبار می بخشد.

قهرمانی بیلاردو بکن بائردر جام جهانی با مارادوناو ماتیوس بوده است یا مربیان بارسا و رئال باوجود ستارگان این دوتیم (مسی،رونالدو،ژاوی.....)قهرمانی کسب می کنند و کارنامه دار می شوند.

در فوتبال شوش غلام حیدری مربی استقلال شوش با ظهوروجذب  فریدون میرزایی(سال 63)وحمیدامیری،حسن مانگری و الفتی.. (سالهای 67تا69)قهرمانی باشگاههای  شوش را بدست آورد.

نقش بازیکن بزرگ

جمع کردن حواشی تیم،رابط بین مربی و بازیکنان و مدیریت تیم در زمین از نقش های است که بازیکنان بزرگ انجام می دهند مانندواسطه شدن علی دایی برای بخشیدن مجاهد خذیراوی توسط  میروسلاوبلازویچ  که می خواست او را به خاطر دیر آمدن به فرودگاه برای سفربه یک مسابقه برون مرزی ازتیم ملی اخراج کند.

گوش به فرمان بازیکن بزرگ دادن وروی حرف او حرف نزدن و علاقه بازیکنان به بازیکن بزرگ، می تواند مربی را قادر سازد تا از بازیکن بزرگ تیم همچون بازوی خود در زمین بهره ببرد.

اقتدارو محبوبیت گرگین والی،عبدالمحمد ساکیانی،فریدون میرزایی و یدالله توحیدی  .....در تیم های خودشان را کسی از فوتبالی های شوشی نمی تواند انکارکند.

نقشی فراتر از بازیکن

گاهی اوقات بازیکنان بزرگ در تعویض و اخراج وجذب بازیکنان  و بازوبندنقش دارند که می توان به نقش علی پروین وحسن روشن اشاره کرد که به بهانه این که پرویز قلیچ خانی در صعود تیم ملی به جام جهانی نقشی نداشته است مانع شدند حشمت مهاجرانی که قراربود پرویز قلیچ خانی را که در آمریکا فوتبال بازی می کرد مستقیم به آرژانتین ببرد یا شرط مجید نامجوبرای بازگشت به استقلال گرفتن بازوبند از شاهرخ بیانی بخاطر بازی در پرسپولیس بود.

در فوتبال امروزی نیز  نقش و نفوذ مهدی رحمتی در جذب بازیکنان  برای تیم های که توپ می زند و نقش نکونام در تیم کی روش نیز غیر قابل انکار است.

در فوتبال شوش غلام حیدری تزی داشت که بازیکنانی را که بهر دلیلی اخراج می کرد،برای بازگرداندن شان بازیکنان بزرگ تیم را با این عنوان که غلام حیدری بی خبراست و من خودم واسطه شده ام ،بازیکن اخراجی را بعد ازاین تنبیه برمی گردانند.

این شیوه بعدها توسط  اخلاف وشاگردان وی که در کسوت مربی بودند اجراء می شد،هرچند این ترفند امروزه نخ نما شده است.

برهم خوردن رابطه

((هیچ دوست و دشمن دائمی وجود ندارد ومهم منافع است)) این عبارت که در سیاست بسیار رایج است و برگرفته از گفته لرد پالمراستون سیاستمدار قرن نوزدهم بریتانیا است، گویای این واقعیت است که این رابطه مربی و بازیکنان  روزی برای منافع خود یا تیم بهم می خورد.

از نظر مربیان، بازیکن بزرگ اگر از فرم آیده ال دور شود ویا پا به سن بگذاردوجانشین مناسب پیداکند از تیم کنار گذاشته می شودکنار رفتن منصوریان ومجیدی در زمان مربیگری قلعه نوعی به این دلایل بود.

اگر مربی نتیجه نگرفت واین امر را از کم کاری بزرگان تیم دید و بزرگان تیم نیز وقتی حمایت مدیران تیم را دیدند از تعویض مربی استقبال می کنند این عوامل رابطه بین مربی و بازیکن را برهم می زند.

علی پروین که خود امیرآصفی را به عنوان اولین مربی اش  در تیم کیان به پرسپولیس آورد وقتی ذخیره حمید درخشان جوان شد با بی احترامی باعث کنارگذاشتن مربی خود شد.

اخراج مرحوم محراب شاهرخی وانتصاب علی پروین به عنوان سرمربی پرسپولیس توسط محمد دادکان  بازیکن این تیم که سوت را ازشاهرخی گرفت و به پروین داد تا سلنطت پروین در پرسپولیس شروع شود نمونه ای از این برهم خوردن رابطه است.

مرحوم حجازی بارها اخراج خود از استقلال را بعد از نائب قهرمانی آسیا از چشم بزرگان و کم کاری برخی از بازیکنان تیم می دید.

داستان رابطه حمید امیری و غلام حیدری

غلام حیدری  خوش شانس بود که دوران مربیگری اش با یک نسل بازیکنان بزرگ  مانندفریدون میرزایی،حسن مانگری،حمیدامیری وحسین حیدری......که قدرت مدیریت هم داشتند همزمان بود.

یکی از این بازیکنان حمید امیری بود که به خاطر علاقه وداشتن  ذات  مربیگری در زمان بازیگری نیز مربیگری می کرد و در تیم استقلال یکی از بازوان غلام حیدری بود و در تیم منتخب جوانان شوش نیز کمک غلام حیدری بود.

حمید امیری که کاپیتان با تجربه استقلال محسوب می شد دچار مشکلات مالی خانوادگی شد که تمرکزش را برای فوتبال برهم زده بود و از غلام حیدری که با خانواده امیری رفت وآمد داشت و از تمام مشکلات ایشان آگاه بود،انتظارداشت او را حمایت کند اما با برخوردی دور ازانتظار او مواجه شد و باعث شد حمید امیری به تیمی که هیچ گاه به آن علاقه نداشت بپیوندد.

از آن سوی از دیدگاه غلام حیدری شاید به دلیل پابه سن گذاشتن حمیدامیری و  این که اوازنامش فرسنگ ها فاصله داشته است ویا برای آینده تیم باید به جوانان دیگر فرصت خودنمایی بدهدودر بدبینانه ترین حالت نقشی مخرب در تیم داردبا جدایی امیری موافقت کرد و این جدایی تا مدتی باعث کدورت بین  دوتن از بزرگان فوتبال شوش گردید.

نکته پایانی(حرمت مربی)

به اعتقاد مذهبیون دنیا دار مکافات است و هرکاری کنی در این دنیا نتیجه آن را می بینی.به اعتقاد نگارنده  دنیای فوتبال دار مکافات با سرعت یک مهاجم سریع است چه بسیاری ازمربیان،بازیکنان،دلال ها....که در فوتبال راه اشتباه راپیمودند و زود نتیجه آن را دیدندویاعمر کمی در این دار فانی داشتند مانند  کمک مربی  درگذشته کرمانی و بازیکن ودلال مشهور مرحوم اهوازی که با لشگر کشی و بی احترامی و کتک مربیان غیر بومی عبرت شدند که دیگران بدانند معلم و مربی حرمت زیادی دارد.


نوستالوژی:منتخب شوش سال64

نوستالوژی :منتخب شوش سال64 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ایستاده از راست:حسین حیدری-عباس فیلی-رحمان کاوندی-مسعود سواری-محمدقنبرزاده-حمیدامیری

نشسته از راست:ناصرطیارزاده-مجیدسیلاوی-عبدالزهراء جلالی-فرزادحسین زاده -عبدالمحمد ساکیانی

ایستاده از راست:حمیدامیری-عباس فیلی-رحمان کاوندی- رحیم امارنه - مسعود سواری-احمدپور فرهاد

نشسته از از راست:ناصرطیارزاده-فرزادحسین پور-مجیدسیلاوی -عبدالزهراء جلالی-عبدالمحمدساکیانی

ایستاده از راست:کامل زرگوش(مربی)حمیدامیری-حسین هیوری-علیرضاسگوند-علی عبادنژاد-محمود رازبان-یدالله توحیدی-ولید هیوری-گرگین والی

نشسته از راست:حمیدسلیمی-غلامعلی کلیددار-حسن ظهیری-عبدالحسن چنانی-سعید مریدصالح-عبدالمحمد دیناروند-حمیدویسی


عکس نوشت: استقلال شوش از اوج تا فرود

عکس نوشت :  استقلال شوش در گذر زمان

                                                استقلال سال66

ایستاده ازراست:محمد خلفی-احمدخنیفر-حسن ظهیری-مرتضی سیفی-سهراب الفتی-وحید زیربندیان

نشسته از راست:حمیدامیری- سعید مرید صالح -حسین رحیمی-محمد علی توحیدی -فریدون میرزایی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

غلام حیدری مربی استقلال در این سال دست به تغییر نسل زد وبازیکنان قدیمی این تیم را که  قبل از انقلاب نیز لباس این تیم را بانام تاج و شهریار برتن داشتند کنار گذاشت و تنها خود و احمد خدادادگان و محمدعلی توحیدی را نگه داشت.

حیدری مربی و کاپیتان استقلال با بازگشت فریدون میرزایی از خدمت سربازی و جذب حمید امیری وبردن تیم کامل جوانان استقلال که قهرمان رده جوانان باشگاههای شوش بود تیمی جوان را برای رویارویی با رقبا در باشگاههای شوش به میدان فرستاد.

فرجام: تیم استقلال بعداز یک دهه رقیب سنتی خود را شکست داد-حمید امیری آقای گل مسابقات شد-تنها باشکست دربرابر شمشیر قهرمان مسابقات به نائب قهرمانی دست یافت -جوانانی همچون محمد خلفی ،حمید نیسی وداریوش آهنی...با فرصتی که به آنان داده شد وبا  چند سال حضوردرترکیب استقلال به بازیکنان با تجربه این تیم تبدیل شدند.

                                    استقلال سال 68

ایستاده از راست:حسین حیدری-سهراب الفتی-ناصرمسحنه-حسن مانگری-حمدان(حمیدخسرایی)-حمیدامیری

نشسته از راست:رحیم خنیفر-همایون دانش پور-فریدون میرزایی-غلام فتحی - هوشنگ آرپونی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

استقلال در سال 67و68سعی کرد با جذب بازیکنان با تجربه از جمله همایون دانش پور و هوشنگ آرپونی و جذب بهترین بازیکنان جوان عضو منتخب جوانان خوزستان مانند رحیم  خنیفروناصرمسحنه تیمی آماده و با تجربه راهی مسابقات استانی و با شگاهی شوش کند.

فرجام:در این سال استقلال قهرمانی سال گذشته خود را تکرار کرد و توانست به لیگ استانی صعود کند . اما باز در دوسال پیاپی با پرسپولیس مساوی کرد.

                                                     استقلال سال 69     

ایستاده از راست: کامل زرگوش(مربی)-حمیدامیری- کریم حسینی-حسن مانگری-حمیدخسرایی-کریم دیناروند-سهراب الفتی-غلام مرادی(مربی)

نشسته از راست: هوشنگ آرپونی-همایون دانش پور-فریدون میرزایی- رحیم خنیفر-؟-

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یکی از قوی ترین استقلال های تاریخ در سال 69تشکیل شده بود چون این ترکیب دو سه سال باهم بازی می کردند و با حضور در لیگ استان و بازی با تیم های بزرگ حاضر در لیگ کشورمانند جنوب،استقلال و جنوب تجربه های زیادی به دست آوردند و با زیکنان این تیم در اوج پختگی بودند.

ضعف و قوت تاکتیکی این تیم: آمادگی جسمانی بالا و میانگین قدی بلند این تیم و داشتن بازیکنان سرعتی مانند امیری وسرزن چون مانگری و مسحنه ورهبری و بازیسازی از دفاع میرزایی این تیم را در استان صاحب نام واعتبارکرد.

نبود یک پلی میکر(بازیساز) که ضعف فوتبال شوش بود در برابر تیم های بزرگ استانی  مهاجمان سرعتی را بخوبی تغذیه نمی کرد وبرابرهافبک های پاسور و خلاق هافبک های این تیم نه تنها از بازی خارج می شدند بلکه با دوندگی زیاد می بایست این ضعف را می پوشاندند.

فرجام:برای سومین بار قهرمان باشگاه های شوش گردیدو تیم پرسپولیس را برای بار دوم شکست داد و برای چهار سال در برابراین تیم بی شکست ماندند.

                                      استقلال سال70

ایستاده از راست:کرمعلی دیناروند(برادر غلام وحسین)-حسن مانگری-ولید هیوری-سهراب فاضلی-ناصرمسحنه-حسین حیدری-سهراب الفتی

نشسته از راست:کریم سرخه-مجیدسیلاوی(یارکمکی)-حمیدامیری-رحیم خنیفر-فریدون میرزایی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

استقلال سال 70فقط در لیگ استانی حضور داشت وبا سه سال حضور در این لیگ نتایج خوبی گرفت.در این سال غلام حیدری از تیم جوانان استقلال سهراب فاضلی ،حسن سگوند و رضا شوهانی را به اردو بزرگسالان اضافه کرد.

فرجام: کسب مقام چهارم لیگ استان بعداز سه تیم لیگ کشوری جنوب ،صنعت نفت و استقلال اهواز بهترین نتیجه تاریخ این تیم بود.بازیکنان این تیم با پیشنهادات تیم های اهوازی روبرو شدند.

                                       استقلال71

ایستاده از راست:حمید امیری-غلامعباس(قلی)-ابراهیم خدادادگان-حسن مانگری-رحیم خنیفر-کامل زرگوش(مربی)

نشسته از راست:کریم سرخه- سهراب الفتی-سهراب فاضلی-حسن رضا-مرتضی دیناروند-سواری

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در این سال استقلال وزنه بزرگ فنی و روحی خود فریدون میرزایی را از دست دادو چند بازیکن با تجربه این تیم مانند دانشپور ،آرپونی وخسرایی ازتیم جدا شدندوغلام حیدری بعد از سه سال ترکیب ثابت با چالش گزینه بازیکن روبرو شد که این بازیکنان را بیشتر از تیم های شهرک های اطراف شوش انتخاب کرد.

فرجام:تماشاگران قدیمی و تاجی این تیم کم کم از سکو ها خدا حافظی کردندواستقلال یک تیم متوسط استانی تبدیل شد.

                                            استقلال74-75

ایستاده از راست:سهراب فاضلی-حسن مانگری- سعید حسین زاده-سعیدساعدی-؟- مسعود حاجت پور

نشسته از راست:حمیدامیری-محمدلطیفی-فریدون میرزایی-منجزی-منصور خنیفر

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

استقلال این سال با بازگشت فریدون میرزایی بی انگیزه ونا آماده و جذب بازیکنان مسن مانند ساعدی و با تجربه شدن جوانانی چون فاضلی و اضافه شدن جوانانی چون خنیفرو جدا شدن ناصر مسحنه ورحیم خنیفر به دیدار رقبای استانی که سه تیم از آنان از تیمهای شوش بودند، رفت .

فرجام: به تیمی متوسط رو به پایین تبدیل شد و پایگاه فوتبال نیز از شوش به هفت تپه با وجود دو تیم صنعتی نیشکر وهفت تپه رفت.

                                  استقلال 76-77

ایستاده از راست:کامل زرگوش(مربی)سید مسعود وسمه-سهراب الفتی-عباس احمدی-بهروز دار علی-حجت محمودی

نشسته ازراست:رزاق گلگلی-سعید جانانه-محسن زبیدی-ستاوی-حمیدامیری-کیوان عبدالی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در این سال که کاغذپارس و نیشکر در خوزستان فوتبال  آقایی می کردند استقلال از تیمی که هرفوتبالی آرزو پوشیدن این تیم را داشت به تیمی تبدیل شد که بازیکنان در این تیم باتجربه و پخته می شدند و با اولین پیشنهاد از سوی تیمهای صنعتی لباس این تیم را تن در می آوردندو به این تیم ها به امید شغل می پیوستند.

فرجام: این تیم بزرگ و دوست داشتنی به دسته دوم سقوط کرد اما مربی این تیم یک دهه تجربه اش در لیگ استان را با بعضی از بازیکنان این تیم نیشکربرد و درآنجا قهرمانی در لیگ استان رابارها جشن گرفت.


خاطرات فوتبالی

                                                خاطرات فوتبال

                                 

زمانی که در تیم دارایی هفت تپه بازی می کردم چون  همزمان با جنگ تحمیلی بود و عراق شهرهای ایران را رابمباران هوایی می کرد،بعضی از تمرینات و مسابقات مان تحت تأثیر این حملات قرار می گرفت.

یک روز تمرین داشتیم که آزیر قرمز زده شد وضد هوایی ها شروع به شلیک به سمت هواپیماهای عراقی کردند ما هم سریع هرکس به سمتی یا پناهگاهی رفت، که در این بین عباس شریفی بازیکن شوشی تیم دارایی که نسبتا چاق بود در یک جوی سیمانی باریکی  پناه گرفت که در حالت عادی به زور هم در آن ،جا نمی شد.

بعداز آژیرسفید و رفع خطر به زورو چند نفری عباس شریفی را از جوی آب درآوردیم و فهمیدیم که انسان برای نجات جان خود چه کارهای غیر ممکنی انجام می دهد

نقل از:حمید امیری


گالری عکس: حمیدامیری

گالری عکس :حمیدامیری

          


معرفی پیشکسوتان شوش:حمیدامیری

آشنایی باپیشکسوتان فوتبال شوش: حمیدامیری مهاجم استقلال ومنتخب شوش

                                 

نام :حمیدامیری

متولد: 14/2/1346

پست:فوروارد

ویژگی های فنی:سرعت بالا،قدرت دریبلینگ وشوتزنی با دوپا،سرزنی

تیم ها:استقلال اباذر-دارایی هفت تپه-استقلال شوش-استقلال اهواز –شمشیر شوش- منتخب جوانان وبزرگسالان شوش

مربیان:مرحوم احمد بنی چعب- غلامعباس پورحیدری- صفدر رحمتی- غلامعلی حیدری- کامل زرگوش- علی تعبیرزاده- علیرضاعبادنژاد-حسن علیپور

افتخارات: سه دوره قهرمانی با استقلال شوش درمسابقات باشگاهی شوش سالهای 67-68-69- دو دوره قهرمانی استان خوزستان  جام نصربا منتخب شوش – قهرمان منطقه ای جام نصرکشوری  درفسا - مقام سوم کشور جام نصر67سال - مقام دوم با استقلال سال 66-قهرمان کارگران خوزستان وقهرمان مسابقات کارگری کشوربا تیم سازمان آب

افتخارات شخصی: آقای گل مسابقات شوش سال 66-اولین بازیکن شوشی درمسابقات  لیگ فوتبال آزادگان – صعود به  لیگ دسته اول کشور آزادگان به عنوان مربی –عضویت در تیم منتخب جوانان و بزرگسالان شوش

حمید امیری از بهترین فوروارد های تاریخ شوش می باشد که دیدن استایل دویدن ،بازی وفرارهای او ارزش بلیط خریدن  داشت  و هنوز خاطره بازی های زیبای اش با فرارهای برق آسا  ورد زبان طرفداران فوتبالی شوش می باشد.

 وی نیز به عنوان اولین بازیکن شوشی بود که بعد از انقلاب  که در سطح اول فوتبال کشور (لیگ آزادگان) به بازی پرداخته  است.

امیری را باید بزرگترین خرید تاریخ استقلال شوش در نقل و انتقالات دانست که با پیوستنش به این تیم و گلی که به پرسپولیس شوش زد،اولین برد دربی را بعداز یک دهه  برای این تیم به ارمغان آوردوموتور آبی ها را برای قهرمانی های پیاپی روشن کرد.

در راستای معرفی پیشکسوتان شوش به معرفی ایشان می پردازیم.

شروع فوتبال

حمید امیری از همان کودکی به فوتبال علاقمند شد وبا عشق وعلاقه فوتبالش را شروع کرد و تاکنون نیز به این علاقمندی اش پایبند است.

(( در کودکی این قدر به فوتبال عشق می ورزیدم که زمین و زمان را فراموش می کردم،یادم میاد دوم ابتدایی بودم ،داشتم با بچه ها توپ بازی می کردم  که هرچه معلم مان مرا صدا کرد تا بروم برایش سیگار بخرم ،محل نگذاشتم.معلم مان هم بچه ها را فرستاد من رابگیرند،که بعداز چند دور چرخاندن بچه ها آخر سر گیر افتادم و من را پیش معلممان بردند تا به خاطر عشق به فوتبال یک کتک مفصلی بخورم.))

 

(( روز جشن چهارم آبان قبل از انقلاب برای  یک مسابقه تیم فوتبال دبستان مان را بردند میدان خاکی شبیه (تعزیه)شوش  تا با یک تیم دبستان شوش بازی کنیم .به ما گفتند لباس سفید بیارید.چون پول نداشتیم همه با زیر پیراهنی سفید بازی کردیم.))

حمید کمپی

با شروع جنگ تحمیلی حمید امیری با خانواده اش به عنوان جنگزده به کمپ کارگران هفت تپه که به محل اسکان جنگزدگان تبدیل شده بود مهاجرت کردند،اما این مشکلات باعث نشد تا او از فوتبال دور شود، بلکه نامی در میان بچه های هفت تپه برای خود بدست آوردکه بین آنان تا سالها با این لقب شناخته می شد.

(( وقتی جنگ شروع شد همه خانواده سوار ماشین برادربزرگم سعید شدیم،طوری که من و سه برادر دیگرم صندوق عقب جا شدیم.از راه های فرعی به سمت روستای حر رفتیم که از کنار چمن پمپ استیشن  هم رد شدیم.همان لحظه که عقب ماشین چشمم به چمن افتاد آرزو کردم کاش اینجا بمونیم و من در این زمین چمن بازی کنم .از قضا بعد از چند روز که حر بودیم به کمپ نقل مکان کردیم و من به آرزوم رسیدم.))

((یک روز با پسر عموم رفتیم سر زمین چمن پمپ وبه بچه های هفت تپه گفتیم می خواهیم بازی کنیم بعد از یک جروبحث کوچک قبول کردند که ما را بازی بدهند وما را در دوتیم تقسیم کردند .وقتی بازی من را دیدند گفتند خونتون کجاست؟گفتم: کمپ. دیگه از آن موقع معروف شدم حمید کمپی .))

(( هرموقع بازی بود در لیست جلوی اسم می نوشتند حمید کمپی یا تیم های حریف می پرسیدند حمید کمپی امروز بازی می کنه یا نه؟ ))

فوتبال رسمی

دارایی هفت تپه

در زمان جنگزدگی مسابقات باشگاههای شوش در هفت تپه برگزار می شد و حمید امیری با پیراهن تیم دارایی هفت تپه که از بچه های پمپ تشکیل شده بود با سن نوجوانی  در رده جوانان  توپ می زد.

((در بازی با جوانان کاغذ پارس با سرعت توپ را از حمدان که آن موقع دفاع کاغذپارس بود رد کردم که با لگد های معروفش چنان به سینه ام زد که من غش کردم.ازشانس من داور بازی مرحوم ولی آبله رنگی بود وبا تجربه ای که داشت به دادم رسید.))

استقلال اباذر(61-64)

با بازگشت خانواده از جنگزدگی به خانه وکاشانه حمید امیری در تیم استقلال روستای شان اباذر به بازی پرداخت.

((من اول با تیم رهبر بودم .رفتم سر زمین تمرین دیدم تیم نیست .از بچه های تیمی که تمرین می کردند پرسیدم :بچه های تیم رهبرکجاهستند؟گفتند:رفتند بازی.چون من را باخود نبردند من هم رفتم به همان تیم استقلال که داشتند تمرین می کردند.))

((در زمین خاکی عمله تیمور با استقلال شوش بازی داشتیم .یک برصفر عقب بودیم که گل مساوی را من زدم .یکی از یارانمان با وجود دوستی که بامرحوم ولی آبله رنگی داشت با مشت های گره کرده روبروی آن مرحوم شادی می کرد که مرحوم ولی به او گفت: چته؟انگار گل قهرمانی مسابقات را زده اید؟))

بزرگسالان دارایی هفت تپه

حمیدامیری که شروع فوتبال رسمی اش با دارایی بود با پیشنهاد این تیم مواجه شد و با توجه به عرقی که به این تیم داشت ودارایی از امکانات خوبی  از جمله چمن  خوب و توپ های مناسب برخوردار بود به این درخواست پاسخ مثبت داد.

امیری آن قدر در دارایی هفت تپه درخشش داشت که با سن کم به تیم پرستاره منتخب شوش دعوت شود واستقلال شوش نیز خواستار او شود.

((به پیشنهاد آقای علاسوند به تیم دارایی پیوستم  چون به این تیم مدیون بودم و از نظرامکانات چمن ،توپ و تمرینات به روز ...وضعیت خوبی داشت .))

((من وعباس شریفی از شوش هرروز ظهر بامینی بوس به هفت تپه می رفتیم و یک ساعت قبل از همه تیم آنجا بودیم ومنتظر می ماندیم تا بچه ها بیایند.بعداز تمرین هم  یک مینی بوس بود که بعد از ظهر  شوش می رفت،چون ما به آن نمی رسیدیم مجبور می شدیم تا9شب تا سرویس کارگران در هفت تپه بمانیم.))

((ازانتخاب دارایی با وجود پیشنهاد استقلال و دیگر تیم های شوش و تمرین زیر بمباران هوایی راضی بودم چون هم احساس می کردم رفتن به استقلال هنوز زود است  هم تجربه کسب کردم و با تمرینات خوب به منتخب پیوستم و با عنوان یک بازیکن با تجربه به استقلال پیوستم.))

(( در تیم دارایی هفت تپه با قدرت تیم های استقلال و پرسپولیس شوش را با نتیجه مشابه 4-1شکست دادیم وشمشیر را هم بردیم.))

(( من جوانان بودم که برای بزرگسالان تیم دارایی بازی می کردم در یک صحنه بابک محمدپور با سر توپ را برایم گذاشت که من بودم و گل خالی ،ولی توپ را بیرون زدم. دیدم بابک داره به طرفم می آید فکر کردم می خواهد با سیلی مرا بزند ،که گفت :اشکالی ندارد .این قدر باید از این توپ ها خراب کنی تا فوتبالیست شوی.))

منتخب جوانان شوش

 حمید امیری  توسط محمد رضا دیناروند مربی وقت شوش به منتخب جوانان شوش دعوت شد ومسابقات این تیم از لحاظ حساسیت برای فوتبالدوستان دست کمی از بازی های بزرگسالان نداشت.

بهترین گل

((مسابقات جوانان استان دردو وقت 40دقیقه ای برگزار می شد .تیم جوانان شوش 1-0از دزفول عقب بودیم که آقای دیناروند ده دقیقه آخر من را به زمین فرستاد .من هم رفتم توپ را از دروازبان گرفتم و بعدازپشت سرگذاشتن  تمام بازیکنان حریف و دریبل دروازبان شان توپ را گل کردم.بنظر من این یکی از قشنگترین گلهایم بود.))

استقلال شوش66-72

حمید امیری که حالا دیگر بازیکن شناخته شده و عضو منتخب بود به پیشنهادتیم مورد علاقه اش استقلال پاسخ مثبت داد تا در این تیم با گلش و پیروزی در دربی بعداز یک دهه و آقای گلی تاریخ ساز شود .

استقلال که بامدیریت غلام حیدری قصد تغییرنسل بازیکنانش را داشت ،با جذب حمیدامیری یکی از بهترین خرید های تاریخ اش را انجام داد و با وجود بازیکنان همچون الفتی،میرزایی،مانگری وحیدری.....اسب خود را برای قهرمانی های پیاپی و صعود به لیگ استان زین کرد.

بازی های وگل های امیری آن قدر چشمگیر بود که به یکی از برند های استقلال تبدیل شود و در بین هواداران این تیم محبوبیت زیادی کسب کند و به همراه سایر بازیکنان طرفداران استقلال را چند برابر کنند.

داستان گل دربی

((آن سال66من سرباز آموزشی بودم وبا هماهنگی که با همشهری مان آقای مظفرشیرزاد که در پادگان آموزشی مان خدمت می کرد برای مسابقات می آمدم.

شب قبل از  بازی باپرسپولیس هردو تیم در خانه هواداران جلسه برگزار می کردند.تیم استقلال در خانه پدری حاج عباس شریفی جلسه داشت وقرار شد برادرم مجید پیکان وانتش را به حاج عباس شریفی و استاد محمود نجاتی بدهد تا من را بیاورند و استاد محمود هم شب همانجا خانه ی حاج عباس خوابید تا صبح زود بطرف مسجدسلیمان یعنی شهر پادگان آموزشی من حرکت کنند.

از آنطرف آقای شیرزاد که برایم مرخصی می گرفت چون مسلم برادرش مسابقه کشتی داشت به اهواز رفته بود .

صبح که به مراسم صبحگاه می رفتیم ماشین استاد محمود و حاج عباس را دیدم وجریان را گفتم .تنها راه گرفتن مرخصی این بودکه  از آقای رسته خاک همشهری مان که مربی تاکتیک مان بود  کمک بگیریم.

آقای رسته خاک هم گفت :فقط باید فرمانده پادگان مرخصی بدهد.فرمانده پادگان هم ساعت 10آمد و مرخصی ساعتی ام را امضاء کرد.

من هم با شادی بطرف دو هوادارمان که  بیرون پادگان منتظرم بودند،دویدم و همدیگر را باشادی بغل کردیم.))

((در شوش هم طوری که پرسپولیسی ها بعدا به من گفتند ،طرفداران شان را به پاتوق استقلالی ها که جلوی مغازه کالای ورزشی احمد خدادادگان بود می فرستادندکه ببینند من آمده ام یا نه .تا ساعت یک دیدندکه  از من خبری نیست و هواداران استقلال از ناراحتی سیگار می کشیدندوخوشحال خبر را به اردو پرسپولیسی ها بردند.))

((ما ساعت حدودیک و نیم ظهربه شوش رسیدیم و مستقیم به خانه مربی مان آقای حیدری رفتیم وآنجا ساک لباس هایم را برداشتم و با دودانه خرما ونصف نانی به استادیوم رفتم.

تماشاگران مان که هنوز نمی دانستند من آمده ام وقتی با تیم وارد زمین شدم با ابراز شادی شان استادیوم را به هوا بردند.))

گل تاریخی

(( توپی را که فریدون بلند ومستقیم فرستاد،غلام حیدری مربی و بازیکن تیم با سر پشت دفاع انداخت که من با یک استارت انفجاری تمام مدافعان پرسپولیس را جا گذاشتم و سر ضرب توپ رابه زاویه بسته دروازبان این تیم مرحوم خریبط  شوت زدم وتوپ وارد گل شد وبا این گل پرسپولیس را بردیم.))

قشنگ ترین گل

((دربازی جام حذفی با شمشیر که دو گل زدم وبازی را بردیم ،فریدون توپی را مستقیم فرستاد که بین قوس نیمه زمین وقوس هیجده قدم  قبل از این که به زمین بخورد مستقیم و سر ضرب توپ را زدم که  رفت سه کنج و برگشت ودروازبان شمشیر به خیال این که توپ گل نشده ،توپ را گرفت وفکرکرد گل نشده در حالی که ما داشتیم شادی می کردم.))

نقش بازیکنان بزرگ استقلال

((درتیم ما بازیکنان با تجربه و بزرگی بودند که عصای دست مربی بودند.سهراب الفتی که در دروازه تک بود.فریدون میرزایی که فوتبالش خیلی از ما جلو بود وبا وجود او ما خیال مان از دفاع و بازیسازی از دفاع راحت بود.

ما در تمرین دادند و حل مشکلات بازیکنان وبرگرداندن بازیکنان قهر کرده......به مربی تیم آقای حیدری کمک می کردیم.))

حرمت تماشاگران

((لوله سازی اهواز به من وفریدون میرزایی پیشنهاد داد .فریدون چون بازیکن آزادبود رفت وبه من چون قرار داد داشتم رضایتنامه ندادند. من هم گفتم دیگر به تیم برنمی گردم.

یک روز غروب مرحوم کریم سلوایکی از محترمترین وقدیمی ترین طرفداران مان  در خانه مان آمد و از من خواهش کرد که به تیم برگردم ،این قدر به تیم و بازیکنانش عرق داشت که اشک در چشمانش جمع شده بود .

همان موقع مرحوم پدرم که برای نماز جماعت به مسجد می رفت با مرحوم سلوا احوالپرسی کرد وقتی حال منقلب او را دید و دلیلش را فهمید به آن مرحوم گفت: خیالت راحت حمید جایی نمی رود.من نیزفردا به تمرینات تیم برگشتم.))

استقلال اهواز

حمید امیری  بعنوان یکی از بازیکنان توانای شوش  قادربود درسطح اول کشور بازی کند وبا وجود پیشنهاد جنوب اهواز توانست در استقلال اهواز این شانسش را امتحان کند که شاید به خاطر مصدومیت مزمن پایش و سن بالا و فرصت کمی که به خود داد موفق نشد تداوم داشته باشد.اما اولین بازیکن تاریخ فوتبال شوش بعد از انقلاب بود که در لیگ آزادگان  بازی کرده است و راه را برای دیگر فوتبالیست های جوان شوشی هموار کند.

((قبل از استقلال اهواز جنوب بمن پیشنهاد دادحتی آقای لفته سه برادران با وساطت مرحوم محمود احمدی (کله) به منزل مان آمدند و گفت :من تا الان در خونه کسی نرفته ام ما تو را می خواهم با شناختی که از تو دارم بایکسال بازی کردن با ما  از خیلی تیمها پیشنهاد خواهی داشت.

همزمان از طرف استقلال اهواز به من زنگ زدندوگفتند:ما الان خانه حسن مانگری هستیم  به جنوب جواب مثبت نده.

بعداز قطع تلفن وقتی جنوبی ها متوجه تلفن استقلالی ها شدندگفتند در استقلال اهواز با این همه فوروارد ملی پوش موفق نمی شوی.

بهرحال من به خاطر استقلالی بودن و پیشنهاد مالی بهتر که نقد هم  نشد و این که با  حسن بودم به استقلال اهواز پیوستم.))

((در چند بازی لیگ آزادگان و جام حذفی برای این تیم بازی کردم و برابرپرسپولیس یک تک به تک را به پای گلر این تیم خوراکچی زدم.))

((برای رفتن به اهوازمن و حسن مانگری  بعداز برگشت از سر کارساعت 2:15دقیقه از ترمینال شوش حرکت می کردیم بطرف اهواز و در راه مینی بوس بارها برای مسافرزدن می ایستاد وما خسته و کوفته سر تمرین می رسیدیم ومایی که تپه های شوش ازمان خسته شده بود در دور دوم دویدن دور زمین رمقی برای مان باقی نمی ماند.))

(( سال بعد با این که تیم استقلال اهواز  زیر نظر تیم اداره مان سازمان آب رفت وبرای تمرینات و مسابقات به ما مرخصی و حق ماموریت می دادند چون حسن نایستاد من هم برگشتم.))

((آن زمان هم غیر از مسائل فنی چیزهای دیگری در فوتبال وترکیب تیم نقش داشت مثل باند بازی.... دریک بازی وسط وقتی حرفهای مربی تمام شد و از من راضی بود،تا من رفتم بیرون رختکن و برگشتم دیدم بمن گفتند تعویض شده ای.))

استقلال شوش73-74

حمید امیری باردیگر به تیم خودش استقلال که دیگر کاپیتانش بود برگشت ودر این بازگشت با وجود یکبارنجات این تیم از سقوط به دلیل اختلاف با مربی تیم از این تیم  رفت تا از بازیکنانی  بزرگ این تیم باشد که درحسرت خداحافظی با لباس آبی محبوب شان بماند.

بازی سرنوشت ساز

((در بازی حساس با سازمان جوانان دزفول که بازنده به دسته پایین تر سقوط می کرد من یک لحظه مهندس پرآور شهردارشوش و همرامانش را درجایگاه دیدم  و گفتم اگر گلی زدم به سمت شان بروم .

درحین بازی توپ را از هیجده قدم خودمان صاحب شدم وبا حمل توپ و دریبل هر کس که جلویم بود گل را به ثمر رساندم و بطرف شهردار رفتم .بعد یک گل دیگر زدم و بابرد دو برصفر باعث حفظ تیم شدم .بعداز بازی هم شهردار به خاطر تقسیم شادی از من تشکر کرد.))

جدایی از استقلال

((آقای حیدری که از مشکلات مالی بزرگی که گریبانگیر خانواده مان شده بود آگاه بود به جای این که به من روحیه بدهد بیشتر گیر می دادو سرانجام نیمه فصل علیرغم میل باطنی ام  از استقلالِ در بالای جدول به تیم شمشیرِ در حال سقوط پیوستم ودر پایان این تیم محبوبم استقلال بود که بعداز سالها حضور در سوپر لیگ  استان سقوط کرد.))

شمشیرشوش

حمید امیری بعداز جدایی از تیم خودش استقلال  به یکی از قطب های فوتبال شوش شمشیر که همراه استقلال در سوپر لیگ حضور داشت،پیوست و این تیم را از سقوط نجات داد.

((در مهمانی که خانه گرگین والی پیشکسوت شمشیرومنتخب شوش برای برد استقلال شوش و نجات از سقوط گرفته بودند،من را نیزدعوت کردند، که پاپی قاسمی مدیر این تیم گفت: امسال خدا حمید امیری را به ما داد.))

منتخب شوش

حمید امیری به همراه فریدون میرزایی جوانترین بازیکنانی بودند که در 18سالگی لباس تیم پرمهره منتخب شوش را برتن کردندو با ظهور  نسل امثال امیری ،میرزایی،سیلاوی،هیوری و الفتی ..... بود که فوتبال شوش به قطبی در خوزستان تبدیل شد ودر جام بخش های شهرستانهای استان نیز از ازفوتبال خوزستان فراتر رفت و به یک قدرت کشوری تبدیل شد ودر جام نصر  دردقایق آخر قهرمانی را از دست داد.

(( آقای پهلوان رئیس وقت فدراسیون که روز آخر جام نصر در شوش آمده بود در بازی آخر با تیم درود با این که من در نیمه دوم به خاطرمصدومیت تعویض شده بودم،هنگام تحویل جوایز آقای پهلوان بمن گفت: تو شماره 10بودی ؟در اولین اردو تیم ملی بزرگسالان دعوت می شود.

آن زمان مدیر تیم ملی مرحوم دهداری بود که بعد از چند ماه هم رئیس فدراسیون و هم مدیر و مربیان تیم ملی عوض شدند ومن این موقعیت و شانس را از دست دادم.))

مربیگری

حمید امیری که شم و علاقه به مربیگری داشت در دوران بازیگری مربی تیم های پایه استقلال هم بود و کمک مربی غلام حیدری در منتخب جوانان شوش هم بود.

وی بعداز بازیگری نیز به کادر فنی تیم پگاه شوش پیوست و با این تیم به عنوان اولین وتنها مربی شوشی  در لیگ دسته اول کشور حضور داشت.

وضعیت کنونی

حمید امیری هم اکنون کارمند سازمان آب وفاضلاب شوش است  ودارای دو پسر ویک دختر می باشد.

و در کوی مهر شوش سکونت دارد.وی هنوز با وجود مصدومیت قدیمی با تیم پیشکسوتان شهرداری شوش به فوتبال می پردازد.

سخن پایانی

(( از تمام کسانی که در فوتبال برایم زحمت کشیدند تشکر می کنم و از کسانی که در دوران بازیگری و مربیگری از من رنجیده اند طلب حلالیت می کنم.))

ما نیز از آقای امیری و خانواده محترمشان تشکر می کنیم.

 


پیام تسلیت

                                  احمد زاهدی نسب در کنار حمید امیری

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 آقای احمدزاهدی نسب پیشکسوت فوتبال شوش درهفته جاری تاریخ 28/4/94در سوگ درگذشت برادربزرگوارشان که آن مرحوم نیز از بازیکنان تیم فوتبال شهباز بود، نشست.

مدیریت  وبلاگ فوتبال های شوش این مصیبت را به آقای زاهدی و خانواده محترم شان تسلیت عرض می نماید و از خداوند متعال برای آن مرحوم طلب مغفرت می نماید.

                     عکسی از مرحوم محمد زاهدی نسب درلباس تیم شهباز

       


.:: آخرین مطالب ::.

» آشنایی با مربیان پایه:متین وفایی ( پنجشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۴ )
» گالری عکس:محمود رازبان ( دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۴ )
» آشنایی با پیشکسوتان فوتبال شوش :محمود رازبان ( دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۴ )
» ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» نوستالوژی:منتخب شوش سال64 ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» عکس نوشت: استقلال شوش از اوج تا فرود ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» خاطرات فوتبالی ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» گالری عکس: حمیدامیری ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» معرفی پیشکسوتان شوش:حمیدامیری ( یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ )
» ( سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ )
» عکس نوشت: بازیکنان شوشی در ادوار مختلف منتخب جوانان و بزرگسالان خوزستان ( جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ )
» گالری عکس : حاج برهان زبیدی ( یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ )