نوستالژی : تاج شوش در برابر تیم های استانی

                                   تاج برابر نیشکر هفت تپه

ایستاده از راست:مرحوم چیتایی-حاج حمید سالمی- سیدکاظم علوی- عبدالحسین لالوند- مرحوم منوچهر سواری-عبدالله باوی-علی دیناروند-احمدکریمی

نشسته از راست: محمدرضا دیناروند-عیسی رخشنده-مرتضی دیناروند-جعفردیناروند-محمدعلی سیاهی-مرحوم رحیم کامیاب

 

                      تاج قهرمان جام حذفی پهلوی 1355

ایستاده از راست:مرحوم چیتایی-جعفردیناروند-احمد هدایت-علیداددیناروند-احمدخدادادگان-حسین کریمی-مرحوم ولی آبله رنگی-علی خدادادگان-مرحوم ضفرکیانی

نشسته ازراست:نصرالله افشون-مرتضی دیناروند-حسن جباری-بهمن توران-محمدرضادیناروند-حشمت سمیعی-فائزحسینیان

                             تاج اهواز -تاج شوش اردیبهشت سال51

تاج شوش نشسته از راست: احمدکریمی- مرحوم حاج محمود دیناروند-محمدرضا دیناروند-فائزحسینیان-احمد احتشام-  مرحوم ولی آبله رنگی-مرحوم منوچهر سواری-عبدالله باوی- عبدالحسین لالوند-جعفر دیناروند-؟-غلامعلی حیدری- محمدعلی سیاهی- اسدالله مکوندی- مرحوم صفرکیانی

                                   تاج برابر ملوان خرمشهر

میرحسینی-حاج حمیدسالمی-احمد احتشام-احمدکریمی-عبدالله باوی-محمدرضا دیناروند-مرحوم حاج محمود دیناروند-اسدالله مکوندی-مرحوم صفرکیانی

نشسته از راست:بهرام توران-مرحوم منوچهر سواری-مرحوم اصغر داودی- مرحوم اکبر داودی-بهمن توران-غلامعلی حیدری-مرحوم ولی آبله رنگی-فائز حسینیان

                         تاج شوش برابر منتخب خرم آباددر خرم آباد

                           تاج در برابر پرسنل خارجی کاغذپارس


گالری عکس2: محمدرضا دیناروند

عکس های قدیمی بازیکنان تاج شوش در حرم دانیال و قلعه شوش 

 

ایستاده از راست:محمدرضا دیناروند- علی خدادادگان

نشسته از راست:بهمن توران-امیرحسین

 

 

محمدرضا دیناروند-مرحوم ولی آبله رنگی

 

 


گالری عکس: محمدرضا دیناروند

    

                            ایستاده: فائزحسینیان

                    نشسته:فیروزبختیاری- محمدرضا دیناروند

       

              ایستاده از راست: حاج حمیدسالمی-محمدرضا دیناروند

              نشسته از راست:جعفردیناروند-مرتضی دیناروند

ایستاده از راست: مرحوم ولی آبله رنگی- احمد کریمی- مرحوم عالی پور(پدر شاهرخ)- محمدرضا دیناروند

                   ایستاده: جعفر دیناروند- مرتضی دیناروند

                  نشسته: محمدرضا دیناروند

 


آشنایی با پیشگامان فوتبال شوش: محمدرضا دیناروند

 آشنایی با پیشگامان فوتبال شوش : محمدرضا دیناروند ؛اولین بازیکن شوشی تاج (سالمی)                                         

                        

نام کامل : محدرضا دیناروند

تاریخ تولد:7/6/1331

تیم ها: تاج – هما- استقلال شوش- منتخب جوانان (شوش،اندیمشک و دزفول)

مربیان: حاج حمیدسالمی – مرحوم صفرکیانی – احمد کریمی – حشمت الله نژند

پست: دفاع – هافبک وسط

ویژگی فنی : سرزن – شوتزن- پاسور

افتخارات بازیگری: قهرمانی جام حذفی پهلوی 1355با تاج – قهرمانی باشگاهها شوش سال1358 با هما – عضویت در تیم منتخب جوانان شمال خوزستان

افتخارات مربیگری: قهرمانی با استقلال شوش سال 1363- قهرمان جام شهید سروندی با منتخب شوش

آقای محمد رضا دیناروند از بزرگان تاریخ آبی های شوش به عنوان اولین بازیکن شوش لباس آبی این شهر را برتن کرد و یکی از سه بازیکن مطرح این تیم از لحاظ فنی محسوب می شد. وی توانست  با این تیم سلسله مراتب مدیریت (مربیگری- مدیر عاملی)را هم طی کند ،تا نام اش  برای همیشه در کتاب تاریخ این تیم ثبت شود . در راستای معرفی پیشکسوتان و پیشگامان فوتبال شوش به معرفی ایشان می پردازیم.

شروع فوتبال

(( من فوتبالم را از کوچه پس کوچه های آبادان شروع کردم. من با برادرم جعفر و مرحوم ولی آبله رنگی که با خانواده اش در یک خانه زندگی می کردیم همبازی بودم.

درآبادان برای دیدن بازی شاهین آبادان و بزرگان فوتبال آبادان ازجمله مرحوم دهداری وبرمکی....به استادیوم تختی آن زمان که خاکی بود وبه آن (( گراند شاهپور)) می گفتند ،می رفتیم و از آن موقع به فوتبال علاقمند شدیم.))

فوتبال رسمی

(( فوتبال رسمی ام را با تاج شوش شروع کردم. وقتی از آبادان به شوش برگشتیم ،چون خونه ما آخر اسفالت بود  من همیشه برای دیدن  بچه ها (مرحوم ولی ،مرحوم حاج محمود وغلام حیدری...)می آمدم منطقه بالای شهر . یک روز بچه ها گفتند :امروز تیم تاج تمرین داره بریم نگاه کنیم.رفتیم کنار زمین که حاج سالمی به من گفت : کفش داری ؟ من گفتم ندارم.ولی پا برهنه و با زیر شلواری که مرحوم مادرم آن را با قیچی بصورت شورتی درآورده بود با آنها تمرین کردم . بعداز تمرین حاج سالمی بمن گفت از فردا بیا تمرین ومن این طوری به تاج پیوستم.))

اولین تاجی

(( ما بچه های شوش با تیم تمرین می کردیم وروز مسابقه حاج سالمی بازیکن از اهواز می آورد .سال بعد از بچه های شوش من فیکس شدم که دفاع چپ بازی می کردم و نسل جدید  (مرحوم حاج محمود،مرحوم ولی ،غلام حیدری ،جعفر...) که آمدند تیم کلا شوشی شد.))

تاج

(( من در زندگی مدیون حاج حمید سالمی هستم. ایشان همه رفتار ما بازیکنان را کنترل می کرد که به انحراف کشیده نشویم و برای ما پدری می کرد و من زندگی سالمم را از دلسوزی ایشان دارم.))

تیم فامیلی

((تیم تاج همه با هم صمیمی و فامیل بودیم و بیشتر بازیکنان از جمله من جعفر ،مرحوم ولی ،مرحوم حاج محمود ،غلام حیدری ،مرتضی ،خدادادوعبدالحسین  لالوند...همه دیناروند بودیم. به شوخی به حاج سالمی می گفتیم : می خواهیم یک تیم دیگه به نام دیناروند ها درست کنیم که حاج سالمی با جدیت می گفت : این حرف را دیگر تکرار نکنید.))

داستان یک انتقال

(( توی اوج تاج غلام حیدری رفت نیرو اهواز. حاج سالمی از این نقل وانتقال ناراحت بود و می گفت چرا با یک شاهینی(خزامی پور) رفته است . خزامی پور شاهینی است و می خواهد تاج را خراب کند.ما و بقیه بچه هاکه از جوانان آوردیم تیم را باز قدرتمند نگاه داشتیم.))

(( غلام حیدری را در بازی تاج با نیشکر که تمام بازیکنان اش ازاهواز بودند انتخاب کردند.ما با یک مشت جوانان خیلی محکم برابر تیم قوی نیشکر مقاومت کردیم و بازی را به سختی یک بر صفر باختیم طوری بود که خزامی پور به بازیکنان تیم اش  دادو بیداد می کرد.درپایان بازی غلام رفت نیشکر و از آنجا به نیرو رفت.))

قشنگ ترین و جالب ترین گل

(( قشنگترین گلم را بازی با امید هفت تپه در فینال جام حذفی پهلوی به مرحوم علیزاده دروازبان این تیم زدم.در صحنه کرنر من پشت قوس هیجده قدم ایستاده بودم ،توپ را که سانتر کردند مرحوم علیزاده مشت کرد و آمد به سمت من که من هم با سینه توپ را استپ کردم ونخورده به زمین سر ضرب  شوت زدم  که رفت سه کنج دروازه و هر چی گلر بدنش را کش داد به توپ نرسید .بازی را هم 2-1 بردیم وقهرمان شدیم.))  

(( در بازی دوستانه با شمشیر یک توپ از کنار روی دروازه مان سانترکردند نمی دونم چی شد توپ را توی هیجده قدم با دست گرفتم و غلام  گفت: چرا با دست گرفتی ؟گفتم : نمی دونم فکر کردم داریم سانتر تمرین می کنیم . پنالتی را گل کردند من هم به بچه ها گفتم : تلافی این گل،گلی می زنم. در یک درگیری سر توپ بین غلام و دفاع حریف  توپ را ازبین دونفر دزدیدم وبردم به گل تبدیل کردم که گل جالبی برایم بود .بازی را هم 3-1 بردیم.))

دربی ها

(( در یک دربی  مربی (کریمی)من را دفاع  چپ گذاشت و اژدری را دفاع وسط گذاشت و من اعتراض کردم که قد اژدری  برای دفاع وسط کوتاه است ومن را دفاع وسط بگذارد، قبول نکرد.در نیمه اول 4گل خوردیم و نیمه دوم من را گذاشتند دفاع وسط و هرچی حمله کردیم تنها توانستیم  یک گل بزنیم و بازی را 4-1 باختیم.))

((سال بعد که فورواردهای مان (احمداحتشام و غلام حیدری) بودند با 3گلی که احتشام به غلام پاس داد و هت تریک کرد و با تک گلی هم که احتشام زد 4-2 بازی انتقامی را بردیم.))

منتخب جوانان (شوش-اندیمشک-دزفول)

(( من و مرحوم حاج محمود دیناروند از شوش در تیم منتخب جوانان شوش و دزفول و اندیمشک عضو بودیم و از شوش هم من تنها عضو منتخب آموزشگاههای این سه شهر بودم.))

هما

(( سال 54 من وجعفر که بشترین زحمت را اوکشید هما را تأسیس کردیم و آقای سیاهکار را مؤسس معرفی کردیم. با وجود این که  آقای نژند مدیر وقت تربیت بدنی به ما گفت : تیمداری مشکل است و به زحمت می افتید. ولی ما مصمم بودیم این کار با هدف مان را انجام دهیم.))

هدف تشکیل هما

(( هدف ما اول جذب جوانان منطقه محروم آخر اسفالت به سمت ورزش و دورکردن آنها از انحرافات و هدف دوم پشتوانه و بازیکن سازی برای آینده تاج بود.))

(( تیم تاج اگر روزهای زوج تمرین می کرد ما تمرینات هما را روز های فرد می گذاشتیم تا به تیمداری برسیم.))

قهرمانی هما 58

(( سال 58 بازی های باشگاهی با 6تیم برگزار شد که ما با استقلال هم گروه شدیم .در پایان بازی ها تفاضل و امتیاز ما با استقلال مساوی شد که ما پیشنهاد دادیم که در مسابقات نیمه نهایی با پرسپولیس بازی کنیم که غلام و مرحوم حاج محمود قبول نکردند و گفتند :بازی تکراری را انجام بدهیم که ما بازی را 2-1 به استقلال باختیم و با شمشیر روبرو شدیم واستقلال با پرسپولیس بازی کرد که بازی را 2-0باخت . ))

(( در بازی شمشیر من دفاع آخر بودم و در آن بازی بارها مهاجم های شمشیر را در تله آفساید گذاشتم بطوری که دفاع این تیم (رحمان کاوندی) دادمی زد فوروارد نمی خواهیم همه بیایید دفاع بایستید.))

((در فینال با یک تیم یکدست و جوان تیم پرسپولیس را 3-0شکست دادیم .جعفر دیناروند هم با مصدومیت کشاله ران که داشت  به خاطر تعصب با پیراهنی ران اش را محکم بست  تا بازی کند و در این بازی بهترین بازی اش را هم انجام داد و ما توانستیم به عنوان اولین تیم بعداز انقلاب قهرمان شوش شویم.))

(( از این سال به بعد دیگر هما گربه سیاه پرسپولیس شد.))

استقلال شوش

(( سال آخر فوتبالم را در استقلال توپ زدم .من نه در تاج نه در هما وحتی استقلال با وجود بزرگتروبا سابقه تر بودند نسبت به دیگر بازیکنان بازوبند را نمی بستم و آن را به مرحوم ولی می دادم.))

خداحافظی از فوتبال

(( در آخرین بازی ام  که روبرو توحید بود و6-1بردیم ویک گل را من زدم از بازیگری خداحافظی کردم.))

دوران مربیگری

(( مربیگری تیم های منتخب جوانان شوش- استقلال و منتخب بزرگسالان شوش را برعهده داشتم.))

قهرمانی

(( با تیم استقلال قهرمان باشگاههای شوش شدم و تیم منتخب را قهرمان جام شهید سروندی کردم که در فینال 4گل به نیرو اندیمشک زدیم.))

کشف استعداد

(( در چمن استادیوم یک نوجوان تمرین دروازبانی می کرد که دست های بلندی داشت دیدم استعداد دارد باهاش صحبت کردم و اورا به استقلال آوردم و خودم تمرین اش می دادم.بازی دوستانه با بانک ملی دزفول اورا برای اولین بارتوی گل گذاشتم که توپ سرکش مرشد را از سه کنج درآورد طوری گلری گرفت که مرشد بعداز بازی صورت اش را بوسید.این دروازبان سهراب الفتی بود که بهترین دروازبان شوش شد.))

خاطره

((بازی جام حذفی با دارایی تا دقیقه119مساوی بودیم برای وقت کشی که بازی به پنالتی بکشد دست به تعویض مرحوم کریم تمیمی زدم .همین که تابلو تعویض رادید دادمیزد: نه ،نه من تازه دارم گرم میکنم! بعد از تعویض به او گفتم: مرد حسابی 119دقیقه گرم نشدی توی یک دقیقه می خواهی گرم بشی؟))

دوران مدیریت

(( برای مدیریت سبک خاصی خودم راداشتم.یک روزصبح به ما اعلام کردند بعداز ظهر با پرسپولیس در هفت تپه بازی دارید.به غلام که مربی بود گفتم : تیم را بازی نبری.باید 48ساعت قبل به ما اعلام می کردند.غلام  گوش نکرد وبه سختی 11نفر  برای بازی  جمع کرد.فردا به تربیت بدنی نامه زدم که آقای حیدری دیگر  در این تیم سمتی نداردو غلام هم از تیم رفت.))

مبارزه با بازیکن سالاری

((بعضی از بازیکنان استقلال در مغازه احمد خدادادگان به من گفتند سرپرست وقت تیم را عوض کن یا ما استعفاء می دهیم. من هم به آنها گفتم :باید ببینم نظر دیگر مسؤلان تیم چیست؟ و از مغازه بیرون آمدم چند متر نرفتم که برگشتم و به آنها گفتم استعفاء بدهید من سرپرست را عوض نمی کنم. بعدا بچه ها از حرفشان برگشتند من هم از آنها گذشتم ولی حریصی را که گفته بود(( آب اگه یکجا بمونه می گنده)) را از تیم اخراج کردم وبه او گفتم : زیاد توی استقلال ماندی برو تا نگندی.))

((برای بازی های سوپرلیگ استان داشتیم به اهواز می رفتیم که برای زیارت سیدعباس ایستادیم .یکی از بازیکنان رفت گوشه ای سیگار بکشد که غلام او را دید و با تندی بازیکن وساک اش را از مینی بوس بیرون انداخت. من به غلام اعتراض کردم و گفتم اگر او برود من هم میروم که هواداران نزدیک به تیم ،رسیدند وموضوع خاتمه یافت.من به غلام گفتم : بجای این برخورد که شخصیت بازیکن را خرد کنی اورا روی نیمکت می گذاشتی وبه او می گفتی  دلیل نیمکت نشینی اش  سیگار کشیدن اش است.))

ریاست هیأت فوتبال شوش

(( در دوره ای که رئیس هیئت بودم مسابقات در سه دسته اول – دوم –سوم بطور منظم برگزار کردم و برای اولین بارپول بلیط فروشی را براساس مقام بین تیم ها تقسیم کردم.فقط در بازی استقلال پرسپولیس 45000تومان (فکر کنم بلیطی 2تومان)درآمد داشتیم.))

((دوست داشتم هنوزرئیس هیأت بمانم اما وقتی نامه تربیت بدنی آمد که از تیم ها ورودی بگیرید با شش ماه مقاومت سرانجام استعفاء دادم.چون من معتقد بودم پول لباس ها وسایر هزینه ها را هم سرپرست ها از جیب شان می دهند.))

بازنشستگی

(( سال 71به خاطر خستگی از کارهای زیاد فوتبال و تیمداری و عقب افتادن از زندگی شخصی و خانوادگی که اعتراض خانواده را هم بهمراه داشت با پیشنهاد این که من سایر رشته ها را مدیریت کنم ودوستان فوتبال را اداره کنند که قبول نکردند برای همیشه از صحنه ورزش رسمی شوش کنار رفتم.))

(( اززمان کناره گیری دیگر پای ام را استادیوم نگذاشتم تا روزی که مسابقات شوش به نام یک پیشکسوت برگزارمی شد وروزی که بنام من بود از من دعوت کردند که برای دیدن مسابقه بروم .چند سال گذشته هم غلام حیدری  از من دعوت کرد برای نامه نگاری وکارهای اداری کنار تیم استقلال که در لیگ استان بود ،باشم که چند بازی را هم از نزدیک دیدم.))

وضعیت کنونی

((اکنون بازنشسته آموزش و پرورش و ساکن شوش می باشم.سه فرزند دارم دوتا دختر که یکی فوق لیسانس شیمی گرایش دارو دارد ودیگری فوق دیپلم کامپیوتر و در درمانگاه شاغل است و پسرم رضا که دانشجوی تربیت معلم است.))

سخن پایانی

((دوست دارم ورزشکاران پهلوان باشند واز ناهنجاری ها دوری کنند تا در ذهن ها بمانندواز خانواده ام که زحمات مرا تحمل کردند تشکر می کنم.))

مانیز از آقای محمدرضا دیناروند و خانواده محترم ایشان تشکر می کنیم.


عکس نوشت: بازیکنان مشترک استقلال و توحید

                بازیکنان مشترک استقلال و توحید

ترکیب تیم استقلال قهرمان سال 67 باشگاههای شوش  دربازی  دربی ، نتیجه: 1-1 زننده گل استقلال حسن مانگری در دقیقه نود ازروی نقطه پنالتی برای استقلال و عبدالحسن چنانی برای تیم پرسپولیس

ایستاده از راست: همایون دانشپور- محمد خلفی(مشترک) - رحیم خنیفر- عبدالحسن مانگری - سهراب الفتی- فریدون میرزایی(مشترک)

نشسته از راست: داریوش آهنی- سعیدمرید صالح - حسن زهیری(مشترک) - حمید نیسی(مشترک) - رحیم آهنی (مشترک)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

استقلال به عنوان تیم اول و پرطرفدار شهر ،مقصد و آمال بسیاری از بازیکنان جوان و آینده دار فوتبال شوش بود و بازیکنی که توان فنی و آمادگی روحی بازی در این تیم را پیدا می کرد با تمام شوق به این تیم می پیوست از آن سوی، بازیکنانی از استقلال که پا به سن می گذاشتند ویا از اوج خود فاصله می گرفتند و یابهر دلیلی از این تیم جدا می شد جای خود را به بازیکنان تازه وارد می دادند.

 

                از بهترین و قوی ترین ترکیب های تیم  توحید سال 1372

ایستاده از راست: حمید نیسی(مشترک) - کریم خسرجی - محمد خلفی(مشترک) - مرحوم عباس لالوند- هوشنگ رستاک - بهروز دارعلی

نشسته از راست: یدالله توحیدی- حسن زهیری(مشترک) - مصطفی دیناروند(مشترک) - سعد نوکر ناظر- حمید درویشی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تیم توحید از تیم های بود که مقصدبازیکنان بسیاری از استقلال بود که سالهای پایانی فوتبال خود را در این تیم سپری کردند و یا بازیکنانی از این تیم به استقلال می پیوستند ویا مربیانی در تاریخ این باشگاه از بازیکنان استقلال بوه اند.

در ذیل این دادو ستد بازیکن بین استقلال و توحید را بررسی می کنیم:

بازیکنانی که از توحید به استقلال رفتند: احمد فرهاد پور- محمد علی توحیدی - ناصررستگار- رحیم آهنی- مصطفی دیناروند-امین ممبینی

بازیکنانی که از استقلال به توحید رفتند: فریدون میرزایی- حسن زهیری- حمید نیسی- محمد خلفی - عیسی سرخه- ابراهیم خدادادگان - سعید حسین زاده -سلام جادری- علی امیری

مربیان استقلالی توحید: محمد علی توحیدی - محمد علی حریصی- سهراب رستمی - حسین حیدری - علی امیری

 


نوستالژی فوتبال شوش: تیم منتخب واستقلال شوش

                                  منتخب شوش بامربیگری کامل زرگوش و محوریت گرگین والی

ایستاه از راست: کامل زرگوش- محمود بنواری- سعد نوکرناظر- غلامعلی کلیددار-یدالله توحیدی- سعیدسلیمی- گرگین والی

نشسته ازراست: حسن زهیری- حمیدویسی - عبدالحسن چنانی - سعید مرید صالح - فریدون میرزایی

ایستاده از راست : کامل زرگوش -فریدون میرزایی - حسن زهیری - یدالله توحیدی -ولیدهیوری -محمود بنواری-گرگین والی

نشسته از راست: سعید مرید صالح -سعید ویسی -عبدالحسن چنانی - سعد نوکر ناظر-حسین هیوری - 

ایستاده از راست : کامل زرگوش - عبدالمحمد دیناروند-سعیدسلیمی - علی عبادنژاد-سعد نوکر ناظر- حمیدویسی- حمید امیری-ولیدهیوری- عبدالحسن چنانی

نشسته از راست: محمود بنواری- حسن زهیری- یدالله توحیدی - سعید مرید صالح- گرگین والی- حسین هیوری - فریدون میرزایی

                          استقلال شوش سال 62با نقش مربی- بازیکنی مرتضی دیناروند

ایستاده ازراست: کریم دیناروند-احمد پور فرهاد-نعیم جنادله - عزیز مسحنه - علی محمد خردمند- مرتضی دیناروند

نشسته از راست: فریدون میرزایی- عبدالحسین خباز- حسن زهیری- رحیم خنیفر-مرحوم کریم تمیمی


گالری عکس : حسن زهیری

                                   حسن زهیری در کنار پسرانش علی و رضا

                   سعد نوکرناظر-یدالله توحیدی- حسن زهیری

حمیدامیری - داریوش خنیفر- غلامعلی حیدری - احمد خدادادگان - حسن زهیری - شهریار دانشپور- نورعلی شوهانی

                    حسن زهیری و سعید سلیمی در دریاچه گهر

                                             استقلال شوش سال 62

ایستاده از راست: مرتضی دیناروند-علی محمد خردمند- کریم دیناروند-احمد پورفرهاد-نعیم جنادله -احمدخدادادگان - حسین حیدری - رحیم خنیفر- مسعود دیناروند-مرحوم کریم تمیمی - علی زاهدی اصل

نشسته از راست:؟- غلامحسین پورحیدری - عزیزمسحنه - عبدالحسین خباز-حسن زهیری- فریدون میرزایی-فروغی - مرحوم قاسم آبله رنگی - چشم آرو

                                                توحید سال 75

ایستاده ازراست: سعیدحسین زاده- یدالله توحیدی- حمیدنیسی- امین نیسی- علیرضازارعی- ابراهیم خدادادگان- داریوش حیدری - رضا حیدری - حسن زهیری

نشسته از راست:عیسی سرخه - مظفر دیناروند- ابراهیم احمدی-اصغر سگوند-مصطفی آهنی - احسان نیسی

                                                 تیم پیشکسوتان شوش

ایستاده از راست: حسن زهیری-حمید سرخه- داریوش حیدری- پرویز ساکیانی- سهراب الفتی - ابراهیم حسینی

نشسته از راست: هوشنگ رئیسی- حمیدسرخه - سرخه - غلام مرادی- صباح طاهری


آشنایی با پیشکسوتان فوتبال شوش: حسن زهیری مدافع با اخلاق فوتبال شوش

حسن زهبری: مهردادپولادی- کامل زرگوش : کی روش

                          

نام: حسن زهیری

متولد: 28 /5/1341

پست: مدافع کناری

ویژگی های فنی : دوندگی بالا با رفت و برگشت های فراوان  در کنار زمین– توانایی ارسال سانترهای بلند- شوتزنی

تیم ها: استقلال شوش- استقلال حر- توحید و هما شوش- منتخب بزرگسالان شوش

مربیان: مرحوم ولی آبله رنگی – محمدرضا دیناروند- جعفر دیناروند- مرتضی دیناروند- غلامعلی حیدری- سهراب رستمی – غلام مرادی – یدالله توحیدی

افتخارات: مقام سوم با استقلال حر- قهرمان شوش سالهای 1363-1367-1368-1369با استقلال شوش – قهرمان  شوش سال 1375با توحید شوش – نائب قهرمان شوش سال 1366با استقلال شوش - عضویت در تیم منتخب شوش

حسن زهیری بازیکن با اخلاق فوتبال شوش که از سالم ترین و با دوام ترین فوتبالی های شوش می باشد ، داستان دعوت اش به منتخب شوش شبیه به داستان دعوت مهرداد پولادی بازیکن بدون تیم باشگاهی توسط کی روش به تیم ملی است که کامل زرگوش بدون داشتن تیم او را به متخب دعوت کرد که در ذیل آورده می شود .در راستای معرفی پیشکسوتان عضو منتخب به معرفی ایشان می پردازیم.

شروع فوتبال

حسن زهیری که در منطقه تاجی نشین شوش زندگی می کرد و فوتبال در آنجا در اوج محبوبیت بود به فوتبال علاقمند شد و در کوچه پس کوچه های محله اشان فو تبال بازی می کرد و درادامه با تشکیل تیم محلاتی در زمین های خاکی فو تبال خود را ادامه داد.

(( در نوجوانی با بچه های هم سن وسال و هم محله ای مان مثل یدالله توحیدی و حسین حیدری... در کوچه و خیابان بازی می کردیم.))

(( یک تیم محلاتی داشتیم که برای بازی به عمله تیمور رفته بودیم . یکی از بازیکنانمان که زیاد فوتبالش  خوب نبودو بخاطر هیکلش او را مدافع گذاشته بودیم . در بازی با تیم عمله تا اواخر بازی یک بر صفر جلو بودیم که تیم حریف یک تعویض کرد و ما همه به این دفاع مان روحیه دادیم وسفارش کردیم این بازیکن تعویضی را بگیر و توپش را بزن .از شانس بد او اولین وتنها ترین توپی که به بازیکن تعویضی حریف رسید را اواستپ سینه کرد و وارد دروازه ما کرد و مانمی دانستیم به دفاع مان  چه بگوییم.))

فوتبال رسمی

هما شوش

حسن زهیری که در مسابقات باشگاهی درخشیده بود توسط جعفر دیناروند مؤسس و مربی این تیم دیده شد وبه این تیم دعوت شد که بعد از چند تمرین وبازی دوستانه با شروع جنگ تحمیلی این همکاری نیمه تمام ماند.

(( من اویل فوتبالم فوروارد بودم و در اولین بازی آموزشگاهی 5 گل زدیم که من سه گل را زدم و در بازی های بعدی هم گلزنی کردم .آقای جعفر دیناروند که معلم بود بازی مرا دید و از من خواست به تیم هما بروم که من پذیرفتم و چند بازی دوستانه انجام دادیم که جنگ شد و مسابقات با شگاهی برگزار نشد.))

استقلال حر

حسن زهیری که با شروع جنگ  همراه با خانواده به روستای حر مهاجرت کرده بودند به تیم استقلال حربا مربیگری کامل زرگوش  پیوست و با این تیم در مسابقات باشگاهی شوش که در هفت تپه برگزار می شد شرکت کرد که در پایان به مقام سوم این مسابقات رسیدند.

این مقام سر آغاز در گیری و جدایی او نیز از این تیم شد.

(( بعد از قهرمانی بین ما (من ،احمد هدایت ،کریم سرایی...)که بچه های جنگزده بودیم و بچه های حر برای بردن کاپ مسابقات اختلاف افتاد قرار شد که دو تیم بشویم و با هم مسابقه بدهیم و برنده جام را ببرد . روز مسابقه درگیری شدیدی بوجود آمد و با عث شد من از این تیم بروم.))

استقلال شوش

حسن زهیری توسط احمد هدایت هم تیمی اش در استقلال حر که بازیکن قدیمی تاج بود به مرحوم ولی آبله رنگی  مربی وقت استقلال شوش معرفی شد و توانست یک دهه برای این استقلال  در دوران پر فرازو نشیب این تیم توپ بزند وشیرینی  قهرمانی ها ی وصعود به لیگ استان را با این تیم بچپشد واز حیث  تداوم ازبا دوام ترین استقلالی های شوش می باشد .

(( مرحوم ولی انسان بسیار شریفی و مؤمنی بود که خیلی خوب و با احترام با بازیکنان برخورد می کرد.))

(( غلام حیدری هم با وجود این که می گفتند مربی عصبی و خشنی  است با ما متأهل ها بسیار محترمانه برخورد می کرد.))

(( در استقلال احترام خصوصا به مربی حرف اول را می زد. یک روز در هفت تپه با تیم حاج سالمی از اهوازکه  مربی غلام حیدری بود بازی داشتیم . در حال تعویض لباس بودیم که غلام حیدری روی نیمکت پیش من نشسته بود و داشت سیگارمی کشید ومتوجه نشد که تیم اهوازی آمدند همین که مربی سابق اش را دید با دست سیگار را خاموش کرد که حتی متوجه دودسیگار نشوند و این حفظ حرمت مربی را هم به تیم منتقل می کرد.))

(( قهرمانی ها با استقلال در مسابقات شوش و صعود به سوپر لیگ استان از شیرین ترین خاطرات فوتبالی ام است.))

(( روزی که غلام حیدری تیم را  از کاغذپارس تا شوش به عنوان تنبیه پیاده فرستاد، ما راه را گم کردیم وسر از جاده حر و شرکت قند در آوردیم .برادرم وپسر عمو ودامادمان که با نیسان از حر که آن موقع شنی بود به شوش می رفتند  از بین بچه ها من را دیدند و شناختند و سوارمان سوار کردند.

خدا بیامرز مادر غلام حیدری به خاطر این کارخیلی به او حرف زد و عبدالعلی حسن پور هم قهر کرد واز تیم رفت.))

توحید شوش

حسن زهیری به اعتقاد خودش به خاطر خستگی بعد از یک دهه  از استقلال جدا شد وبا پیشنهاد یدالله توحیدی به تیم توحید پیوست و در تنها قهرمانی این تیم سهمی داشت و در این تیم نیز فوتبال را کنار گذاشت.

(( برد 5-2 در یک بازی دوستانه برابر سپاهان  با مربیگری مرحوم ناصر حجازی در اصفهان شیرین ترین خاطر فوتبالی ام در توحید بود.))

هما شوش

یک سال تیم توحید به علت درگیری از مسابقات باشگاهی شوش محروم شد.حسن زهیری آن یک سال را در تیم هما با مربیگری غلام مرادی همبازی اش در استقلال توپ زد و به مقامی دست نیافت.

منتخب شوش

حسن زهیری که به علت اختلاف با مربیان استقلال از تیم جدا شده بود و بصورت انفرادی تمرین می کرد توسط کامل زرگوش سرمربی مربی آن زمان تیم شوش به تیم منتخب دعوت شد واز بازیکنان ثابت ترکیب منتخب نیز شد که این امر اعتراض دیگرفوتبالی ها را بر انگیخت.با اتفاقات امروز فوتبال ایران و دعوت پولادی توسط کی روش به تیم ملی  که با هیچ تیمی قرارداد نداشت و تاکنون بازی نکرده است نشان از تکرار تاریخ در زندگی انسانها دارد.

(( من در تمام بازی های منتخب در زمان کامل زرگوش بجز یک نیمه فیکس بازی کردم و به نظر خودم بهترین بازی ها را انجام می دادم.))

(( جو منتخب بسیار دوستانه بود هم بزرگ تر ها به جوان احترام می گذاشتند هم جوانان حرمت بزرگتر ها را رعایت می کردند.))

(( در یک بازی منتخب توپی که به تیر افقی حریف زدیم و توپ روی خط دروازه خورد و دوباره بالا آمد را عبدالحسن چنانی که خود ش بود و گل خالی ،نمی دانم چطور توپ را بیرون زد و آه از نهاد همه ما در آمد.))

بازنشستگی

حسن زهیری بعد از 15سال بازی در تیم های بزرگ شوش وکسب قهرمانی های بسیار به عنوان یک بازیکن با تجربه با تیم توحید فوتبال رسمی را کنار گذاشت.

دوران بازنشستگی

حسن زهیری از جمله معدود فوتبالیست های است که استایل و آمادگی بدنش را حفظ کرده است که این امررا مدیون حضور منظم در تمرینات و مسابقات تیم پیشکسوتان شوش است وهنوز نیز در این تیم به بازیگری می پردازد.

وضعیت کنونی

حسن زهیری دارای چهار فرزند(سه پسر و یک دختر) است که دو پسر ودختراو متأهل هستندوهم اکنون ساکن منطقه زیبا شهر شوش می باشد و  شغل آزاد (مغازه شیشه بری) دارد .

ما نیز برای آقای حسن زهیری و خانواده محترم ایشان آرزوی موفقیت داریم.


تحلیل هفته : بمناسبت اتفاق تاریخی دعوت احمد عبدالله زاده به اردو تیم ملی بزرگسالان  ایران 

احمد عبدالله زاده اولین بازیکن شوشی  دعوت شده به تیم ملی بزرگسالان ایران                    

احمد عبدالله زاده جوان شایسته فوتبال شوش و عضو تیم فولاد خوزستان بعداز این که برای اولین بار فرصت حضور در ترکیب ثابت فولاد را یافت با بازی های خوبی که از خود نشان داد کی روش سرمربی پرتغالی تیم ملی را مجاب کرد تا او را به اردو تیم ملی اعزامی به پرتغال فرا خواند.عبدالله زاده که اولین بازیکن شوشی عضو تیم ملی جوانان در بازی رسمی  و اولین بازیکن شوشی گلزن در سطح ملی می باشد یک رکورد دیگر به جای گذاشت .به همین بهانه دلایل موفقیت او را که با وجود این همه بازیکن در طول تاریخ شوش چرا قرعه شانس به نام وی خورده است را از دیدگاه نگارنده برمی شماریم.

از رویا تا واقعیت

یک بار در یک جمع خانوادگی یکی از نزدیکان فوتبالی که هم نسل احمد عبدالله زاده بود و در سطح لیگ جوانان کشور قهرمان ایران بود و همان زمان عبدالله زاده در سطح استان بازی می کرد با حالت تمسخر به نویسنده این سطور گفت:(( احمد عبدالله زاده  چه هدفی دارد ؟ که شبها همراه با برادرش در خیابان  می دودو تمرین می کند؟ دیوونه نیست؟)) من در جواب اش گفتم : (( اگر هدف داشته با شد از این تلاش و زحمت اش نتیجه می گیرد و این کار او (تمرین شبانه در خیابان) را مارادونا هم انجام می داد ،به طوری که  وقتی از مارادونا پرسیدند: چگونه مارادونا شدی؟ گفت: از پاسبان شب که هرشب من را موقع دویدن می بیند بپرسیدی؟))

حتما احمد عبدالله زاده شب های که می دوید و عرق می ریخته است در رویا های خود حضور در لیگ برتر ،تیم ملی ،جام ملتها وجام جهانی را ..... را مرور می کرده است و اکنون  تعدادی از رویاهای اش را به واقعیت تبدیل کرده است و هنوز با این سن کم می توانند به جای برسد که حتی در رؤیا هایش  خطور نمی کرد ،اگر مغرور نشود وبه کم قانع نباشد.

از امید تا هدف

تصویر های  که از عبدالله زاده در محیط های ورزشی در ذهن نگارنده است موقع شکست او و مصمم برای شروعی دوباره است .از خط خوردن از اردو نوجوانان توحید  در زنجان که به عنوان کوچکترین عضو تیم برنام او خط قرمز کشیده شد تا آخرین نفرردشده در تست های استعدادیابی و یارگیری جوانان فولاد که بناحق توانایی های او را نادیده گرفتند تا تابستان امسال که بعلت جوانی و حضور هم پست های ملی پوش در فولاد از بازی فیکس در این تیم  نا امید شده بودواز دوستان فوتبالی خود  می خواست با مربیانی لیگ برتری که نظر مثبتی برای میدان دادن به او دارند رایزنی کنند.

شاید هر بازیکنی غیر از عبدالله زاده بود و اعتماد بنفس و امید نداشت تا الان عطای فوتبال را به لقایش می بخشید.شاید در بین بزرگان فوتبال فقط داستان عابدزاده که پنج بار از تیم متخب جوانان اصفهان خط خورد ولی نا امید نشد تا حق اش را بگیرد شبیه داستان پسر خوب فوتبال شوش باشد.

از فرصت تا نعمت

احمد عبدالله زاده به عنوان بازیکن سابق  تیم ملی جوانان وبا داشتن تجربه چندین گزینش در زندگی فوتبالی اش می دانست از فرصت محروم شدن و مصدوم شدن بازیکنان ملی  پوش فولاد  به علت موضوع کارت پایان خدمت ، چگونه نهایت استفاده را ببرد و از کسی که درترکیب ثابت جایی نداشت و به عنوان بازیکن سهمیه امید قراردادی دو رقمی میلیونی  ببندد  در آینده به یک ملی پوش  با قراردادی میلیاردی برسد ومانند این فرصت باید قدر این نعمت را بداند.

از هجرت تا رستگاری

اگر علی دایی به دانشگاه صنعتی شریف راه نمی یافت و در تهران فوتبالش را ادامه نمی داد و چشمان تیز بین مرحوم حجازی او را کشف نمی کرد و مسیر پیشرفت را طی نمی کرد آقای گل جهان می شد؟ پس هجرت و تحمل دوری از دوستان وخانواده یکی از مصائب پیشرفت تا رسیدن به هدف است.

اگر عبدالله زاده مانند دیگر بازیکنان جوانان شوشی پاساژگردی و اُتراق در قلیان سرا را به رفتن به شهر غریب  به عشق توپ ترجیح می داد در خوشبینانه حالت (بدون فرض کمپ ترک اعتیاد) باید با تمام استعداد باید برای تیم های محلاتی برابر تیم های روستایی بازی می کرد.

نقش پدر

زمانی که مرحوم دهداری مدیر تیم های فوتبال ایران بود، مربیان وقت تیم ملی وطن خواه و صالح نیا از او در مورد دروازبان  اول تیم ملی از بین احمد سجادی،حسن رضایی ،پیروز جغتاپور و عابد زاده  نظر خواهی کردند ،مرحوم دهداری به آنها پیشنهاد داد که به عابدزاده میدان دهند چون پدر او را از زمان جوانی و در آبادان می شناسد اگر به آن پدر برود وغیرت او را داشته باشد خیال آنها از درون دروازه راحت خواهد بودو با این دید مرحوم دهداری بود که عابدزاده ،عابدزاده افسانه ای واسطوره فوتبالی شد.

این که پدر چه نقشی در سرنوشت انسان دارد را علی دایی با این که هرچه خدا به او داده به خاطر بزرگ منشی پدرش بوده است،پاسخ داده است.

شور بختانه از قدیم تا کنون در فوتبال شوش بازیکنانی بوده اند با پدرانی معلوم الحال ، علیرغم استعداد و گام در مسیر پیشرفت و با وجود تلاشی که داشتند سرانجام راهی را رفتند که پدرانشان آخر آن راه ایستاده بودند.

عبدالله زاده از سایه پدری ساده و زحمتکش  برخوردار است که شاید نتیجه سالم زندگی کردن  اوو تلاش برای بدست آوردن یک لقمه حلال را ، پسران ورزشکار و با اخلاق اش نشان می دهند.

سخن پایانی: این که از فوتبال شوش با 50سال سابقه و با آن همه بازیکن با استعداد، بازیکنی که تا سه ماه قبل آرزوی بازی کردن در لیگ برتر را داشت وفقط با ده هفته بازی بدون پاس گل و گلزنی بعنوان یک هافبک میانی  به تیم ملی دعوت شود را جزبا لطف الهی نمی توان توجیه کرد.در پایان سخن را با بیتی از شعر لطف حق پروین اعتصامی(که اشاره به لطف خداوند به حضرت موسی دارد) به پایان می بریم.

این سخن،پروین،نه از روی هوی ست            هرکجا نوری است،زانوارخداست


ازدواج و فوتبال

یادداشت ویژه : بمناسبت سالروز ازدواج امیر المؤمنین امام علی(ع) و حضرت فاطمه (س)

ازدواج وفوتبال

 احمدخدادادگان ؛ نماد تعهد و وفاداری یک  مرد فوتبالی 

ازدواج

ازدواج یا پیوند زناشویی پیوندی آیینی است که طی احکام و رسوم خاصی بین زن ومرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می شود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و می تواند منجر به زایش فرزند شود.(ویکی پدیا)

ازدواج از دیدگاه قرآن و اسلام

خداوند در قرآن با آیه ((وانکحوا الایامی منکم و من الصالحین ...)) (نور32) به مؤمنان دستور می دهد که  مردان وزنان  بی همسر را به ازدواج در بیاورید یا شرایط ازدواج مردان و زنان مجرد را فراهم کنید.پیامبر گرامی اسلام نیز کامل شدن دین یک مسلمان را در ازدواج او می داند تا انگیزه ازدواج  در بین مسلمان را بالاببرد وآنان را از افتادن  در ورطه گناه در امان بدارد.

مهم ترین انتخاب زندگی

فلاسفه وروانشناسان معتقدند سه اتفاق بزرگ در زندگی انسان بسیار مهم هستند تولد،ازدواج،مرگ .تولد و مرگ در اختیار انسان نیست اما ازدواج با انتخاب خودانسان شکل می گیرد در نتیجه انسان باید دست به بزرگترین تصمیم زندگی اش بزند.

واین انتخاب آن قدر سرنوشت ساز است که بعضی از کشورها و جوامع از جمله اسپانیا برای فرار از بار مسؤلیت شکست در ازدواج ،  این انتخاب را با ضرب المثلی همچون هندوانه ای در بسته می دانند.

ویژگی های همسر یک فوتبالیست

مجلات قبل از انقلاب این سؤال را از فوتبالیست های معروف قبل از انقلاب پرسیده بودند ،که با توجه به جو و اوضاع آن زمان جواب های جالبی داده بودند که بیشتر بر اندام ورقص وچهره ایرانی و دست پخت ...تأکید داشتند که علی پروین در پایان بیان ویژگی های همسر مورد نظرش، انتخاب همسرموردنظرش رابه تأیید از سوی مادرش منوط کرده بود که این امرمثل همیشه  از رابطه  شدید عاطفی پروین ومادرش حکایت داشت.

اما همسر یک فوتبالیست امروزی علاوه بر شروط اصلی(پاکدامنی و تعهد) باید با مشکلات یک فوتبالیست حرفه ای  از جمله این که به علت مسافرت های ورزشی  همیشه دور از خانواده است ویا  این که در اجتماع و مهمانی ها مورد توجه دیگران است، آشنا باشد و کنار بیاید و باید محیط خانه رامحل آرامش وریکاوری روحی و جسمی شوهرفوتبالیست اش بکند.

زمان ازدواج یک فوتبالیست

در مورد زمان ازدواج یک  بین فوتبالیست ها دو دیدگاه بین آنها وجود داردکه آنها رابرمی شماریم.

ازدواج در دوران ورزشی: بعضی از فوتبالیست ها اعتقاد دارند اگردر زمان بازیگری  همسر مورد نظرشان را پیدا کردند برای آرامش و دوری از حواشی و داشتن کانون گرم خانواده که در آن مشکلات فوتبال را فراموش کنند اقدام به ازدواج کنندبزرگان فوتبالی همچون پروین، حجازی،عابدزاده،زرینچه،کریمی،مهدوی کیا..... ازدواج این چنینی داشتند که موفق هم بودند.

ازدواج بعداز پایان دوران ورزشی: این اعتقاد را حمید استیلی و محمد خاکپور بارها با مصاحبه با مجلات آن زمان اعلام می داشتند که باید بعد از بازیگری و شهرت ازدواج کرد تا هم همسرمان به خاطر شخصیت خودمان با ما ازدواج کند نه به خاطر شهرت مان و هم مشکلات ورزشی زندگی مان را تحت تأپیر قرار ندهد.

موفقیت در دو دیدگاه به شخصیت سالم فوتبالیست ها وانتخاب همسرمناسب بستگی دارد.

شاهین ؛ مکتب اخلاق یا طلاق؟

تیم شاهین را که با نام مکتب شاهین و برپایه سه اصل اخلاق،تحصیل وورزش می شناختند نسبت به این ادعا  طلاق های بسیاری بین بازیکنان بزرگ ومعروف این تیم اتفاق افتاده بود و نشان دادکه تنها فوتبالیست خوب بودند برای یک زندگی موفق کافی نیست.

ازدواج و فوتبال شوش

در گذشته فوتبال در شوش آن قدر محبوبیت و اعتبار داشت که به بازیکنان و فوتبالیست ها هویت جدیدی می بخشید وفوتبالیستها را به جای این که با نام طایفه و قبیله اش  بشناسند با نام تیم فوتبالی او می شناختند مثلا استقلالی،پرسپولیسی ،شمشیری،همایی،توحیدی....وتماشاگران نمی دانستند ویا نمی خواستند بدانند بازیکن محبوب شان از کدام طایفه عرب و لرویا دزفولی  است.

فوتبال این پدیده نوین اجتماع جدیدی درست کرده بود که بازیکنان هم تیمی خود را همچون یک خانواده می دانستند و مربیان و مدیران نیز نقشی مانند پدر را ایفاء می کردند و به هنگام فراررسیدن زمان ازدواج اولین مشاور بودندو بعضی از ازدواج های فوتبالی هم با پیشنهاد مستقیم مربیان یا تشویق آنان صورت گرفته است و جالب این که شاید تمامی این ازدواج ها  موفق بوده است.

ازدواج های فوتبالی شوش

برای تأیید ادعای فوق لیستی از ازدواج های که ریشه فوتبالی دارند وداماد در آن یک فوتبالی است که با دختریک خانواده فوتبالی ازدواج کرده است و اگر قبل از ازدواج فامیل بوده اند رابطه جدید به خاطر فوتبال به چشم آمده است.(دوستان فوتبالی می تواننددر تکمیل این  لیست مارا یاری دهند.)

دهه 50:مرحوم حاج محمود دیناروند دروازبان فقید تاج داماد برادران  حیدری (غلامعلی   وحسین) – محمدرضا دیناروند از بزرگان تیم تاج و استقلال داماد ملک محمد یاحسن بازیکن و بنیانگذاردسته ورزشی جوانان- مرتضی دیناروند هافبک قدرتمند تاج داماد برادران دیناروند(محمدرضا-جعفر) بازیکنان تاج- فرامرز چهارلنگ  بازیکن تاج وبرادر مرحوم صفرکیانی بازیکن سابق تاج و مربی فوتبال  داماد برادران حیدری (غلامعلی  و حسین)

دهه60: یدالله توحیدی بازیکن منتخب و توحید داماد فریدون میرزایی- بهروز و محمدعلی توحیدی کاپیتان ومربی توحید داماد فرهنگ توحیدی بازیکن توحیدو کاغذپارس- شاهرخ عالی پور بازیکن سرخابی منتخب داماد سامی رازیان بازیکن تخت جمشیدی نیرو اهواز و مربی منتخب شوش-یوسف نوری بازیکن منتخب و پرسپولیس دامادبرادران آهنی(رحیم،کریم و داریوش)بازیکنان استقلال و توحید- هوشنگ دیناروندو قربان مومیوندداماد رضا کاوندی کاپیتان دوم استقلال شوش دهه نود و خواهر زاده برادران (محمد رضا و جعفر) دیناروند.

دهه70:داریوش آهنی بازیکن استقلال شوش داماد فریدون میرزایی کاپیتان استقلال شوش- سعید زبیدی کاپیتان نیشکر داماد سعید حسین زاده بازیکن استقلال شوش – کامبیز رحیمی بازیکن شمشیر داماد برادران هیوری(سعیدوسعادت) بازیکنان شمشیر- مسعود رستاک بازیکن توحید داماد ابراهیم شیخی دروازبان لیگ دسته اولی کشور-سیروس رستاک بازیکن کاغذپارس و نیشکر داماد مرحوم حاج محمود دیناروند بازیکن تاج -حبیب ملیانی بازیکن کاغذپارس دامادبرهان زبیدی بازیکن هماوپرسپولیس و رئیس تربیت بدنی –احمد کعب عمیر بازیکن نیشکر دامادحسن احمدی داور فوتبال و دبیرهیئت فوتبال

دهه 80و 90- امین نیسی اولین بازیکن لیگ برتری شوش داماد هوشنگ رستاک بازیکن توحید شوش- علی حیاتی بازیکن استقلال شوش  داماد ناصر رستگار بازیکن توحید واستقلال شوش

داوران : جعفردیناروند داور ملی فوتبال شوش داماد هوشنگ احمدی بازیکن هما اباذر- حسن احمدی داماد صباح طاهری داور وبازیکن هما- سهراب رستمی داور و بازیکن بانک ملی دزفول و استقلال  دامادسهراب الفتی دروازبان منتخب و استقلال شوش –مهدی شوهانی داور جوان وملی فوتبال شوش داماد برادران شکیبایی (حسن رضا-محمدرضا)بازیکنان توحیدو علیرضا بازیکن پگاه وداماش ایرانیان.

معرفی متعهدترین و با وفادارترین فوتبالی شوش

احمد خدادادگان بازیکن و مدیر عامل سابق استقلال شوش را باید یکی از متعهد ترین و با وفادارترین مرد فوتبالی های شوش دانست دلیل این امر نیز سربلندی او در پشت سر گذاشتن پستی ها و بلندی های زندگی خانوادگی  است.

احمد خدادادگان که زندگی آرامی را با دو فرزندش سپری می کرد نا گهان طوفانی (بیماری همسر) زندگی وی را مورد تهدید قرار داد که در این ناملایمات زندگی ، خود و خانواده اش متحمل هزینه های مالی بسیارو فشارهای شدیدروحی شدند .اما احمدِ پدر همچون کوهی استوار پناه خانواده خود بود ومردو مردانه با همیاری و روحیه دادن به همسرش توانست به اوانرژی مضاعف بدهد که بر این بیماری غلبه کند و سلامتی دوباره اش را باز یابد.

او پس از طی کردن این دوران  سخت توانست  با سرو سامان دادن دو دخترش  قسمتی از این تلخی ها را فراموش کند و خداوند پاداش این وفا ومردانگی را با  عطا نوه ی شیرین اش(بردیا)که  احمد خداددگان به اوبسیار عشق می ورزد،به او داد.

برای پی بردن به بزرگی کارآقای احمد خدادادگان  کافی است به زندگی بعضی ازدوستان و نزدیکان  فوتبالی وی توجه شود که چگونه برای هوی وهوس خود چندین خانواده را نابود کردند.

سخن پایانی : ازدواج و انتخاب همسر در آینده و سرنوشت جوانان فوتبالی بسیار تأثیر گذار است و چه فوتبالیست های که هر چه اعتبار و نام از فوتبال بدست آوردند با ازدواج وانتخاب همسر نامناسب به بد نامی تبدیل کردند.امید است جوانان فوتبالی با مشاوره با اهل فن و عبرت از گذشتگان ،مهم ترین تصمیم زندگی شان را درست بگیرند.


.:: آخرین مطالب ::.

» نوستالژی : تاج شوش در برابر تیم های استانی ( شنبه یکم آذر 1393 )
» گالری عکس2: محمدرضا دیناروند ( شنبه یکم آذر 1393 )
» گالری عکس: محمدرضا دیناروند ( شنبه یکم آذر 1393 )
» آشنایی با پیشگامان فوتبال شوش: محمدرضا دیناروند ( شنبه یکم آذر 1393 )
» عکس نوشت: بازیکنان مشترک استقلال و توحید ( شنبه سوم آبان 1393 )
» نوستالژی فوتبال شوش: تیم منتخب واستقلال شوش ( جمعه دوم آبان 1393 )
» گالری عکس : حسن زهیری ( جمعه دوم آبان 1393 )
» ( جمعه دوم آبان 1393 )
» ( پنجشنبه هفدهم مهر 1393 )
» ازدواج و فوتبال ( چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 )
» جوانگرایی در استقلال 66 ( چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 )
» بازیکنان لیگ تخت جمشید و لیگ برتری فوتبال شوش ( یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 )