یادداشت ویژه: تبانی در فوتبال شوش

یادداشت ویژه: تبانی در فوتبال شوش

سؤالی از وجدان  

                      فوتبالی های شوش

پاسخ به تاریخ

                  فوتبال شوش

تبانی در فوتبال

بابرملاشدن فسا وتبانی در فدراسیون بین المللی فوتبال(فیفا) در انتخاب میزبانی قطر برای جام جهانی 2022باردیگر وجود  وتبانی در رقابت های بین المللی ورزشی خصوصا فوتبال  در بازی های ملی همچون بازی (آرژانتین –پرو1978-آلمان-باژیک1982) قوت گرفت.

بزرگترین تبانی های باشگاهی

جریان کالچو پولی در ایتالیا که به رهبری لوچانو موجی مدیر اجرایی یوونتوس  مدیریت شد وبه سقوط یوونتوس به دسته پایین تر انجامید ، دامنه کار(رشوه – تطمیع داوران) موجی راحتی به فینال باشگاه های اروپا (ناپل-اشتورتگات) کشاند  که لوچانوموجی به عنوان مدیر سابق ناپل به هتل داوران کیف پول و زنان روسپی فرستاده است .این داستان فساد در مسابقات فوتبال هواداران فوتبال را به نتایج فوتبال بدبین کرد.

تبانی در فوتبال ایران

ریشه تبانی و زدوبند در مسابقات فوتبال ایران  را در شرط بندی هایی که بعضی افراد برای کسب در آمد زیر ساعت استادیوم امجدیه (شیرودی) انجام می دادند ،می دانند.این افراد که در آمدشان بیشتر از بازیکنان بود روی کرنر اول ،خطا اول وگلزنی بازیکن خاصی.....شرط بندی می کردند و برای بردن شرط بندی نزد بازیکنان می رفتند تا آنان را راضی کنند که خطا اول یا کرنر اول مسابقه را انجام دهند.

رشوه،دلالی،فسادودوپینگ کم کاری.،پورسانت ..... میان مدیران،مربیان،بازیکنان درمسابقات دسته اول لیگ کشور این لیگ را به شهر بی کلانتر تبدیل کرده است شاید رگه های از آن در لیگ برتر وجود داشته باشد.

تبانی و فوتبال شوش

اگربا دید دایی جان ناپلئونی (توطئه) به وجود تبانی در فوتبال شوش بپردازیم بعیدنیست وقتی بازیکنی در یک بازی سرگرم کننده (ورق بازی) دست به کلک و زدوبند می زند در بازی بزرگتر (فوتبال )نیز دست به تبانی بزند.

پرویز ساکیانی مدعی وجود تبانی در فوتبال شوش

ریشه ذهنی

امری که باعث شد پرویزساکیانی به وجود زدو بند در نتایج فوتبال معتقد شود به سابقه ذهنی او از داور بازی پرسپولیس- نفتون برمی گردد.

((در بازی بانفتون مسجد سلیمان بازیکن حریف جلو چشم کمک داوربا دست توپ را جلو انداخت که منجر به گل و حذف ما شد.سال  بعد از بازی با تیم رامهرمزدر این شهر مسوؤلین مسابقات گفتند که داوران را با خودتان ببریدودر مسیر من کمک داور مذکور را شناختم و به بچه ها گفتم  .وقتی از او در مورد خودش و آن صحنه هند سؤال کردیم ،با تآیید این که کمک داور آن بازی است گفت: من بختیاری ام ودوست داشتم تیم بختیاری نفتون صعود کند. عمداً هند را نگرقتم.))

مصداق های تبانی وزدوبند (به زعم ساکیانی)

بازی پرسپولیس –شاهین(جعفر دیناروند کمک داورمسابقه)

پرسپولیس برای قهرمانی به 6گل احتیاج داشت .بعداز زدن 5گل کرنری نصیب این تیم شد که توپ ارسالی را به گل تبدیل کردند که کمک داور مسابقه(جعفردیناروند) گل را مردود اعلام کرد و با این نتیجه پرسپولیس قهرمانی را از دست داد.ساکیانی در مورد این صحنه و کمک داور بازی این چنین می گوید:

(( گل ما صددر صد صحیح بود و آقای جعفر دیناروند به عمدواشتباه  آن رامردود اعلام کرد دلیل کار ایشان این بود اولا بازیکن استقلال بود و خود نیز استقلالی بود و دوم این که در طول قضاوت اش همیشه مغرضانه  سوت می زد حتی محروم کردن من هم نا حق و مغرضانه بود این آقا با دو بار محروم کردن حسین هیوری فوتبال او را نابود کرد.من این صحنه را فقط تبانی برای قهرمان کردن استقلال می دانم.))

{توضیح نگارنده: به علت حساسیت پرسپولیس ها بعد از گذشت ربع قرن از این صحنه در سال 84در محل کار (دبیرستان امام جعفرصادق) از آقای دیناروند در مورد پرچمی که زد سوال کردم که ایشان با تآیید این که صحنه (هند یا خطا) را صحیح گرفته است گفت که از نظر وجدانی هم آرام است اگر قرار به جانبداری بود باید برعلیه تیم استقلال که غلام حیدری به او لباس نداد (در لیست تیم جا نداد)پرچم می زد.}

پرسپولیس- تیم عمله تیمور(کاظم ملاثانی)

      

پرسپولیس در این بازی هم اگر 4گل می زد قهرمان می شد تا دقیقه 40دو برصفر از حریف پیش بودند که داور به نفع پرسپولیس اعلام پنالتی کرد که تیم عمله تیموربه رهبری کاظم ملاثانی  به نشانه اعتراض میدان مسابقه را ترک کردند.

((چه دلیلی داشت که تیم عمله ترک میدان کند در صورتی که ما براحتی 4گل به آنان می زدیم من دست های پشت پرده را دراین ماجرا می بینم وعقبه این تیم به استقلال برمی گرددو امیدوار ملاثانی بعد از سالها راز این کارش را که (می گفت نمی گذارم پرسپولیس قهرمان شود) رابیان کند.))

{توضیح نگارنده: کاظم ملاثانی پرسپولیسی است.}

استقلال- تیم حرریاحی(احمد رامین)

استقلال برای قهرمانی نیاز به برد پر گل تیم حر را داشت که بازدن 6گل موفق به این امر شد.پرویز ساکیانی در این بازی با توجه به اعتراف یکی از بازیکنان حر نیز تشکیک دارد.

(( بعداز سالها احمد رامین بازیکن این تیم را دیدم و به او گفتم دلیل آن همه گل خوردن تان از استقلال چه بود؟ که او گفت شب قبل از بازی دو نفراز نزدیکان استقلال به حر آمدند و از ما خواستند که بگذاریم استقلال گل های زیادی به ما بزند .چون ما هم استقلالی بودیم و دوست داشتیم استقلال قهرمان شود قبول کردیم.))

{توضیح نگارنده: دو تن از بازیکنان حر (کثیر-شیری) از همکاران بنده بودند که دلیل نتیجه آن بازی را قدرت زیاد استقلال می دانستند.نگارنده بیاد دارد که بعد ازخوردن  سه گل تیم حر قصد ترک میدان داشتند که با وساطت تماشاگران و دوستان مشترک به بازی برگشتند.}

استقلال –شمشیر(محمدتقی علیدوستی)

استقلال شوش در یکی از بهترین بازی های تاریخ خود تیم شمشیر را که یکی از قطب های فوتبال شوش بود را با 5گل در هم کوبید.پرویز ساکیانی این نتیجه را به عملکرد مشکوک مربی شمشیر نسبت می دهد.

(( تا قبل از گل های استقلال علی عبادنژاد مدافع شمشیریک تنه در برابر حملات استقلال ایستاده بود که محمدتقی علیدوستی  دست به تعویض او زد که این امر باعث تعجب همه شد حتی علی عبادنژاد تا چند دقیقه از بازی بیرون نمی رفت و تعویض نمی شد.بعد از بیرون رفتن علی استقلال گل هایش را به شمشیر زد سؤال اینجاست دلیل تعویض علی عبادنژاد توسط مربی این تیم (علیدوستی)چه بود ؟این چه تعویضی بود که شیرازه تیم ازهم پاشیدآ یا با کسی هماهنگ شده بود؟))

{توضیح نگارنده: این بازی رامی توان به فینال باشگاه های اروپا 1994بین میلان-بارسلونا تشبیه کرد که میلان با 4گل بارسارا برد ومارسل دسایی همه کاری کرد ودوگل نیز زد. شاید آن بازی روز استقلال بود خصوصاحسین حیدری مانند دسایی همه کاری کرد.گل قیچی از پشت هیجده قدم او بازی اش خوبش را کامل کرد.}

نتیجه:تبانی بزرگترین توهین به شعور تماشاگران است که مسابقه ای از پیش تعیین شده را می بینند واز نظر حق الناس مسوؤلیت بزرگی به دنبال دارد ومکافاتش را در این دنیا می بیند  مانند (اتهام )تبانی به  پرویزبرومند در بازی بااستقلال- سایپا که منجر به نابودی او (طلاق-اعتیاد-ازدست دادن سرمایه اش) شد.

دوستان برای پاسخ به این یادداشت و اتهامات در قسمت نظر دهید  نظرات شان را ارسال کنند یا درفیس بوک  صفحه فوتبال شوش  کامنت بگذارند.


عکس نوشت:تیم قدرتمند پرسپولیس شوش

عکس نوشت: تیم قدرتمند پرسپولیس شوش دهه 60

                  ترکیب تیم پرسپولیس شوش برنده دربی سال 63

ایستاده از راست: کامل زرگوش-علی تغبیرزاده(سرمربی)-کریم سعیدی-غلامرضاباغبان-پرویز ساکیانی-عباس فیلی- مرحوم ناجح گلگلی

نشسته از راست:ناصرطیارزاده-عبدالحسن چنانی-عبدالمحمدساکیانی-حسن پزدانفر-غلامعلی کلیددار-رحمان کاوندی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تیم پرسپولیس شوش در دهه 60از قوی ترین تیم های تاریخ فوتبال شوش می باشد .شاید از نظر تعدادقهرمانی دارای رتبه اول نباشد و این افتخار را با فاصله میلیمتری (با یک گل ) به استقلال واگذار کرد اما  بردن 4دربی پشت سرهم و حفظ هشت سال شکست ناپذیری در دربی (58-66)-قهرمانی 64و سه دوره جام حذفی -سه تا نائب قهرمانی- قهرمان جام شهید بقایی بهبهان باشکست شاهین اهوازقهرمان استان خوزستان و قهرمان جام حذفی کشور-توقف استقلال اهواز با 9بازیکن منتخب استان در بازی دوستانه(2-2)حضور 6تا7 بازیکن در ترکیب ثابت منتخب شوش دارنده مقام سوم کشور- بردن پرگل تیم های باشگاهی شوش دلایلی محکم بر این ادعااست.

و به اعتقاد پرسپولیسی ها اگر استقلال فریدون میرزایی را نداشت آن قهرمانی هارا نداشت وجام  مال آنها بود واگر فریدون در ترکیب شان بود در استان بی رقیب بودند.

 

  تیم پرسپولیس در بازی مقابل تیم پرسپولیس بهبهان: یادآور (شعار معروف تماشاگران پرسپولیس:اینجا پلیس ،آنجا پلیس                 ،همه جا پرسپولیس)

نشسته ا ز راست: کریم حسینی-رزاق گلگلی-محمودرازبان-پرویزساکیانی-عبدالمحمدساکیانی-ابراهیم حسینی-عبدالحسن چنانی-حسین هیوری-ولید هیوری-عباس فیلی-غلامعلی کلیددار

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

تحلیل فنی  از پرسپولیس دهه 60

در درون دروازه اگر سهراب الفتی را داشتند غیر قابل دسترس بودند هرچند با مدافعان مستحکم دروازبان زیاد به زحمت نمی افتاد.

مدافعان: با کلیداردار روی زمین غیرقابل نفوذ و در هوا با محمود بنواری توپی رد نمی شد ومدافعان کنار محکم مانند طیارزاده ورزاق وبازیکن دونده ای همچون ولید با نفوذ وسانترهای بسیار دفاعی خوش ترکیب ساخته بودند.

هافبک: خلاق ترین هافبک ها را داشتند برعکس استقلال بازی مستقیم داشت (بازیسازی از دفاع توسط فریدون ارسال توپ پشت دفاع برای  حمید امیری) حمیدسیلاوی با تکنیکی زیبا بازیکنان مقابل را از پیش روی برمی داشت و50متر قدرت حمل توپ با سرعت زیاد راداشت .ابراهیم حسینی با فرصت طلبی گلزن ترین هافبک تیم بودو باساکیانی،باغبان وبعدها حسنوند میانه زمین را مال خود می کردند.

فوروارد: خط حمله خطرناک این با بازیکنانی همچون پرویزساکیانی،یوسف نوری ، عبدالحسن چنانی و حسین هیوری در سرزنی ،سرعت و شوت زنی پیکانی آتشین ساخته بودند. که هر دفاعی یارایی رویارویی با آنها را نداشت.

کافیست تماشاگران دربی سال66 (1-0گل حمیدامیری)را به یادبیاورند که استقلال بعد از گل ،70دقیقه از زمین وهوا زیر حملات پرسپولیس دفاع می کرد واگر فریدون میرزایی و سهراب الفتی نبودندشاید با این حملات  یک نتیجه تاریخی دیگر (بعداز 4-1) ثبت می شد.

تیم پرسپولیس در جام شهید بقایی (بهبهان)

ایستاده از راست:رحمان کاوندی-پرویز ساکیانی-ابراهیم حسینی-یوسف نوری-عباس فیلی

نشسته از راست:غلامعلی کلیددار-عبدالمحمد ساکیانی-عبدالحسن چنانی-حسین کلیددار-کریم سعیدی-غلامرضاباغبان

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نتیجه: اگر تیمی با ترکیبی از منتخب استقلال و پرسپولیس در مسابقات لیگ استانی شرکت می کرد با آن پتانسیل فقط باید برای قهرمانی می جنگید. 


خاطرات فوتبالی

خاطرات فوتبالی

                                لحظه ثبت صحنه خاطره انگیز(ساکیانی در حال عبور از احمدی)

در بازی با کاغذپارس در یک صحنه دفاع کنار این تیم را با لایی (تونل میان پاهایش) پشت سر گذاشتم ، عباس احمدی(کله) دفاع وسط کاغذپارس در حالی که روی پایم می آمد به بازیکن خودشان داد زد: خاک تو سرت این لایی بهت داد! که من به خود عباس لایی زدم وتوپ را از او رد کردم ،عباس کله دیگر حرفی برای گفتن نداشت.هنوز بعداز سالها هرموقع عباس را می بینم این صحنه را بهش یادآوری می کنم.

نقل از : پرویز ساکیانی مهاجم پرسپولیس و منتخب شوش


نوستالژی: جوانان وبزرگسالان پرسپولیس دهه50منتخب بزرگسالان شوش دهه60

                            جوانان پرسپولیس دهه50

ایستاده از راست: عزیزدانیالی(سرمربی)موسوی- حسین کلیددار-نعیم جنادله-حسین منصوری-جهانگیری-ابراهیم حسینی-اسدالله رضایی-پرویز ساکیانی-محمدعلی دانیالی(مؤسس تیم پرسپولیس)

نشسته از راست:کریم سعیدی-رضاچنانی-عباس احمدی- غلامعلی کلیددار-حسن نصریون- غلامحسین پاپی نمدی-  مرحوم رضا رشتی پور

                     پرسپولیس سال 58(نائب قهرمان باشگاه های شوش جام انقلاب) 

ایستاده از راست: پرویز ساکیانی-عبدالرضا پورصفایی-عبدالمحمد ساکیانی-حشمت الله سمیعی-نوری شکوهی- رحمان فرزان پور

نشسته ازراست: مرحوم رنگچی-غلامعلی کلیددار-برهان زبیدی-حسن یزدانفر-احمد املاوی- رازبان

                 منتخب شوش در بازی دوستانه مقابل تیم قدرتمند منتخب اهواز( نتیجه بازی 1-1)

ایستاده از راست: فریدون میرزایی-غلامعلی کلیددار-پرویز ساکیانی-کریم دیناروند-عباس فیلی-حسین حیدری-محول (سرپرست)

نشسته از راست:یدالله توحیدی-محمدعلی حیدری-عبدالمحمد ساکیانی-غلام مرادی- ناصرطیارزاده

                    منتخب شوش در برابر تیم خرمشهر (جام خونین شهر)

تیم شوش نشسته ازراست:یوسف نوری-محمدقنبرزاده-پرویزساکیانی-حسین حیدری-رحمان کاوندی-عبدالعلی حسن پور-عبدالمحمد ساکیانی-غلامعلی کلیددار-شاهرخ عالی پور-نادر رستمی- فریدون میرزایی


گالری عکس :پرویز ساکیانی

                    پرویز ساکیانی در جدال هوایی با دروازبان حریف

 پرویز ساکیانی با لباس منتخب شوش  در نبردی با تابش بازیکن منتخب دزفول

                                           اردو تیم فوتبال  جوانان شوش     (مسجدسلیمان)         

                       ایستادهازراست:پرویزساکیانی-مصطفی دیناروتد-ساویزی

                   نشسته ازراست:محمدعلی حیدری- نوری شکوهی-کریم دیناروند

 نوری شکوهی - مرحوم ناجح گل گلی(ناجی)- پرویز ساکیانی

                            تیم پرسپولیس در مسیربهبهان(توقف به دلیل پنجرشدن مینی بوس)

ایستاده: شکوهی-سعیدی-کلیددار-مرحوم قماشی-ساکیانی-عبدالمحمد ساکیانی-مرحوم خریبط-چعب (راننده) رزاق گل گلی-حسین هیوری

نشسته: رازبان_تعبیرزاده_مرحوم رنگچی-ولید هیوری

ردیف عقب:حسن یزدانفر-رزاق گل گلی -ولیدهیوری-امیری-مرحوم غلامرضاخریبط-عبدالمحمد ساکیانی- عباس فیلی

ردیف جلو:عبدالحسین چنانی-مرحوم ناجح گل گلی-نوری شکوهی-مرحوم محسن قماشی-پرویز ساکیانی-احمدرازبان

              ساکیانی در تیم پیشکسوتان شوش

                                      برادران ساکیانی-زبیدی

           عبدالمحمدساکیانی-برهان زبیدی-پرویز ساکیانی-سعیدزبیدی 


آشنایی با پیشکسوتان شوش:پرویز ساکیانی

آشنایی با پیشکسوتان فوتبال شوش: پرویز ساکیانی  مهاجم گلزن پرسپولیس ومنتخب شوش

نام: پرویز ساکیانی

تولد:4/8/1339

پست: هافبک – مهاجم

ویژگی های فنی : دریبل زن – سرزن- جاگیری عالی با توجه به بازیخوانی هم تیمی ها

تیم ها: پرسپولیس شوش- پرسپولیس دزفول- منتخب جوانان وبزرگسالان شوش

مربیان: عزیزدانیالی – ناصر دهنایی – عبدالعظیم کلید دار- علی تعبیرزاده –عبدالمحمدساکیانی – حسن یزدانفر-مرحوم ولی آبله رنگی – محمدرضادیناروند- حبیب چهارلنگی – غلامعلی حیدری – حبیب موسوی- سامی رازیان

افتخارات تیمی: قهرمان باشگاهی شوش سالهای 64-71- 73-74-قهرمان جام حذفی شوش سالهای 64-63-65نائب قهرمان شوش سالهای 58-67-68-69 مقام سوم شوش سال 66با پرسپولیس شوش – قهرمان جام شهید بقایی بهبهان با پرسپولیس شوش - قهرمان جام شهید سروندی با منتخب شوش – قهرمان استان خوزستان دردور دوم جام کشوری نصر با منتخب شوش

افتخارات شخصی: عضویت در منتخب جوانان وبزرگسالان شوش- گلزنی دردربی- کاپیتانی تیم  پرسپولیس

آقای پرویز ساکیانی از بازیکنان سرشناس پرسپولیس محسوب می شود که نام خانوادگی شان با نام پرسپولیس شوش گره خورده است واز بازیکنان با تعصب این تیم محسوب می شود که تمام دوران ورزشی خود را دراین تیم سپری کرده است در راستای معرفی پیشکسوتان به معرفی ایشان می پردازیم:

شروع فوتبال

پرویز ساکیانی همچون  هم نسالان خود مانند کلیددار،رضاچنانی،عبدالرضا عیدی،..... فوتبال اش  را از کوچه پس کوچه های اطراف حرم شروع کرد وآن قدربه خاطرعشق به فوتبال محو بازی می شدند که گذر زمان را متوجه نمی شدند و در پایان بازی باید مخالفت وکتک خانواده را هم به جان می خریدند.

بعدها که زمین خاکی شوش  میدان کنونی شبیه  درست شوش شد به عنوان توپ جمع کن تیم پرسپولیس شور وشوق به فوتبال شان را نشان می دادند.

((وقتی از مدرسه می آمدیم کتاب ها را خانه می گذاشتیم وبا بچه ها به زمین خاکی رختشویی خانه  پیش خانه مان  (محل کنونی فروشگاه فرهنگیان) میرفتیم وتا شب بازی می کردیم بعد از بازی هم باید کتک ها را می خوردیم وشام هم گیرمان نمی آمد . همیشه من برای این که کتک نخورم مستقیم می رفتم سرپشت بام وخودمرا به خواب می زدم .خواهرم یک گوجه وخیاری در نان می گذاشت وبرایم می آورد و من زیر پتو یواشکی می خوردم واین کارها را به خاطر فوتبال انجام می دادم.))

((بعدها هم محل بازی مان روی موزائیک های موزه بود که تا پاسی از شب با بچه ها بازی می کردیم.))

((در میدان خاکی هم توپ جمع کن تیم بزرگسالان پرسپولیس بودیم و وقتی توپ پشت دروازه  می رفت با دو توپ را می آوردیم وعمدا به پشت تور میزدیم که تور بلرزد و شوق ذوق مان به فوتبال را این طوری نشان می دادیم.))

جوانان پرسپولیس

پرویز ساکیانی که در محله ای پرسپولیس زندگی می کرد برای ادامه فوتبال باشگاهی به جوانان تیم  مورد علاقه اش پرسپولیس پیوست و خیلی زود با نشان دادن توانایی های فنی اش کاندیدای محلق شدن به بزرگسالان قرمزها شد.

((در جوانان پرسپولیس که بازی می کردم در برابر تاج یکی از تکنیکی ترین بازیکنان این تیم را دریبل زدم  که با استوک هایش روی رانم آمد که جای آن روی پای ماند،بین دو نیمه به آقای محمد علی دانیالی مؤسس تیم پایم را نشان دادم وگفتم : فلانی زدم ونمی توانم بازی کنم . که مرا پیش آقای نژند بردو موضوع را به او گفت .نژند آن قدر عصبانی شد گفت :تابلو باشگاه شان را گِل می گیرم .که با صحبت اطرافیان که در فوتبال این اتفاقات وجود دارد،آرام شد.))

منتخب جوانان شوش

پرویز ساکیانی به تیم منتخب جوانان شوش با مربیگری مرحوم ولی آبله رنگی دعوت شد اما به زعم خودش علیرغم آمادگی بالا در حق اش اجحاف شد ویک دقیقه بازی به او نرسید.

((با این که خیلی آماده بودم وهمه بچه ها می گفتند فیکسی به دلایل غیر فنی یک دقیقه به من بازی نرسید به نظرمن چون مربیان مان استقلالی بودند به من بازی ندادند.))

((تمام بازیکنانی که روز اول بازی نکردند بقیه بازی ها به عنوان اعتراض لباس نپوشیدند ولی من تمام بازی ها رامثل سربازی با لباس ورزشی روی نیمکت نشستم.))

پرسپولیس  58

اولین دوره مسابقات باشگاهی  بزرگسالان شوش سال58 به نام جام انقلاب در چمن استادیوم تختی برگزار شد که پرسپولیس با شکست دادن رقیب سنتی اش استقلال در نیمه نهایی به فینال رسید که پرویز ساکیانی در این بازی یار مستقیم غلام حیدری بود که با انجام وظیفه اش در صعود پرسپولیس نقش بسزایی داشت هرچند در فینال باشکست در برابر تیم تازه تأسیس هما دست شان از جام کوتاه ماند.

((دربازی برابر استقلال آقای عزیز دانیالی به من گفت که باید امروز غلام حیدری را که بهترین بازیکن استقلال بود وتازه  از تیم نیرو اهواز برگشته بود وبسیار آماده بود را بگیرم وبه من گفت کاری به بازی نداشته باش فقط او را کنترل کن و به من بسیار روحیه داد. در بازی هم چون من جوان وسرحال بودم هر کجا که توپ به غلام حیدری می رسید را قطع می کردم ویا توپ هایش را می زدم . با کنترل غلام حیدری که بهترین بازیکن استقلال بود آنها راشکست دادیم.))

خدمت سربازی

دوران سربازی پرویز ساکیانی  با ناآرامی های اول انقلاب کردستان و شروع جنگ همزمان شده بود واو بعد از طی دوران آموزشی در شاهرود به کردستان اعزام شد و با شروع جنگ نیز در جبهه ایلام به پاسداری از مملکت انجام وظیفه کرد و دراین مدت از فوتبال دور بود هرچند در شوش نیز به علت جنگ فوتبال تعطیل شده بود.

پرسپولیس دزفول

پایان دوران سربازی پرویز ساکیانی با جنگزدگی مردم شوش همزمان شد  واو به همراه خانواده به دزفول نزد اقوام شان مهاجرت کردند. درزمان جنگزدگی مسابقات باشگاهی شوش در هفت تپه برگزار شد وپرسپولیس تیم نداشت اما بعضی از بازیکنان این تیم همچون عبدالمحمد ساکیانی،طیارزاده یزدانفر،لیمن،پور صفایی به استقلال پیوستند و به پرویز ساکیانی هم پیشنهاد دادند که به انها ملحق شود که او به خاطر تعصب پرسپولیسی نپذیرفت وبه تیم پرسپولیس دزفول پیوست وبا این تیم نائب قهرمان جام حذفی دزفول شد.

پرسپولیس شوش

پرویز ساکیانی به همراه برادر بزرگوارشان به خاطر حضور طولانی ونقشی که در تیم پرسپولیس داشتند به شناسنامه این تیم تبدیل شده اند و در این مدت مدید پرویز ساکیانی با این تیم پرسپولیس  به قهرمانی های مسابقات باشگاهی ،حذفی ،گلزنی در دربی و کاپیتانی رسید و توانست گل های بسیاری درمسابقات  باشگاههای شوش و استانی برای این تیم به ثمر رساند.می توان او را گلزن ترین بازیکن دربی بعد از انقلاب نامید.

او که از بازیکنان متعصب پرسپولیس می باشد برد های استقلال وگلزنی در دربی را شیرین ترین خاطرات فوتبالی خود ، در پرسپولیس  می داند.

((اگر من در فوتبال شوش پرویز ساکیانی شدم این کاررا پرسپولیس و مربیان آن انجام دادند.))

((ما بازیکنان پرسپولیس مثل یک خانواده بودیم و به قول یکی از دوستان فوتبال مانند یک زنجیر مارا به هم وصل می کرد.))

تماشاگران

((برای تیم های آماتور تنها دلگرمی و انگیزه بازی حضور تماشاگران بود که ما از آن برخوردار بودیم ومن از همه آنان تشکر می کنم.))

دربی

((دربی که 2-1 بردیم شیرین ترین بردبرای من بود که هم گل زد م وهم پاس گل دادم.))

((غلامعلی کلیددار توپی را از کنار سانتر کرد که من در غیاب مدافعان استقلال توپ را سینه استپ کردم که توپ اوج گرفت وقتی پایین آمد با قوزک پا توپ را گل کردم.))

((بعد از گل خیلی خوشحال بودم و بچه ها تیم روی من افتادند که حسین حیدری آمد شیطنتی کرد و گفت: پاشو با این گل مسخره ات !شما که بهترین گل را خوردید.اشاره به گل 40متری شاهرخ عالی پور))

((گل دوم را هم این بار من از کنار پا فریدون میرزایی  به غلامعلی کلیددار دادم که او توپ را گل کرد.))

((با استقلال در هفت تپه بازی داشتیم که با گلی که استقلال از روی کرنر زد و حسین حیدری دروازبان را بدون توپ انداخت توی گل و مهاجم آنها توپ را گل کرد تا دقیقه 85یک برصفر عقب بودیم که من پشت قوس هیجده قدم دفاع استقلال را دریبل زدم وتوپ را نه به قصد گل اما شوت زدم در حالی که یزدانفر مرا از سمت راست صدا می زد که به او پاس بدهم و بعد از شوت  یک (قدت برایا) هم بهم گفت، توپ سمت گل استقلال رفت ودروازبان هرچی کش آمد توپ را که کنار بود نگرفت من توپ را ندیدم گل بشود فقط صدا تماشاگران مان را شنیدم و دیدم تور استقلال تکان می خورد فهمیدم گل شده است.))

تلخ ترین برد

((تلخ ترین برد مان برد 4-0تیم قدرتمند کاغذپارس بود که علیرغم این برد استقلال با تفاضل یک گل قهرمان شد.))

بهترین بازی

((بازی با توحید که 4-0بردیم بهترین بازی ام بود که 2گل من زدم .))

((روز بازی با توحید در اداره محل کارم  مجله ارزش ورزش را می خواندم که قسمت علمی مجله در مورد کالری میوه ها مطلب نوشته بود مثلا نارگیل 400کالری دارد من بعد از کار رفتم واز بازار نارگیل خریدم وطبق دستورالعمل مجله دوساعت قبل از بازی شیره  آن را خوردم و موقع بازی با این که خیلی   دویدم ودوگل زدم وخیلی هم خوب بازی کردم ولی هنوزانرژی داشتم ونمی دانم کی بازی تمام شد الان نمی دانم اثر شیره نارگیل بود یا من به خودم تلقین کرده بودم.))

بهترین بازی لیگ استان

((بازی برابر پرسپولیس بهبهان بهترین بازی ام بود که همه  کاری کردم اما گلی نزدم.))

شیرین ترین قهرمانی

(( قهرمانی جام شهید بقایی که در فینال شاهین اهواز قهرمان جام حذفی کشور را شکست دادیم .))

تلخ ترین شکست

(( شکست به نفتون مسجد سلیمان در مجموع بازی های رفت وبرگشت که با اشتباه مسلم کمک داور در نگرفتن هندبازیکن نفتون بود که منجر به گل شد.))

بازی جنجالی

((بازی سرنوشت ساز با استقلال عمله تیمورنیاز به 4گل داشتیم تا دفیقه40دو بر صفر جلو بودیم که در یک صحنه من  از پشت محوطه جریمه توپ رااز دفاع ردکردم ووارد هیجده قدم شدم که کاظم ملا ثانی با دو پا از پشت هردو پایم را زد که داور مرحوم عباسی پنالتی گرفت .تیم عمله اعتراض کردند که پنالتی نبود اگر هم بود پشت هیجده قدم بزنند و کاظم ملاثانی  تیم را گوشه زمین زیر سایه دوتا درخت که پشت سکوها بودند و برچمن افتاده بود،برد وگفت بازی نمی کنیم که داور هم مجبور شد سوت پایان بازی را بزند و بازی سه بر صفر بشود و ما که نیاز به 4گل داشتیم ودر یک نیمه دو برجلو بودیم وپنالتی هم گیرمان آمده بود با این ترک میدان ، قهرمانی را از دست دادیم.))

داوری بحث برانگیز

((آخرین بازی باشگاهی مان با شاهین شوش بود که اگر 6گل می زدیم قهرمان می شدیم داور وسط آقای فیلی بود ویکی از کمک هایش آقای جعفر دیناروند بود تا دقیقه 70با پنج گل جلو بودیم سه تا از گلها را گپی نژاد دروازبان این تیم  خورد که به مربی شان گفت : من را بذار دفاع تا نگذارم دیگر گل بزنند که دوتا گل دیگه هم خوردند.

دقیقه 85 کرنری گیرمان آمد که توپ را گل کردیم داور به سمت وسط زمین رفت یعنی گل شده که در این لحظه کمک آقای دیناروند بی دلیل پرچم را بالا یرد وگل را مردود اعلام کرد وداور نظر او را تأیید کرد و در اعتراض ما می گفت چون کمک گرفته نمی توانم نظرم را عوض کنم.))

محرومیت

((دربازی با تیم شاهین شهرک بهرام که همه تیم ها را شکست داده بود وآن سال قهرمان شد تا دقیقه نود یک بر صفر عقب بودیم و هر کاری می کردیم گل نمی زدیم من خودم 5تا تک به تک خراب کردم تا این که دقیقه نود گل مساوی را زدم  در حال شادی بودم  که مرحوم عباسی به خاطر شادی که به نظرم معمولی بود به من اخطار داد.

یک روز که طبق معمول  برای تماشای بازی های باشگاهی به استادیوم رفتم ،دیدم داور مرحوم عباسی است بین دونیمه به رختکن داوران رفتم واز آقای عباسی دلیل اخطارم را پرسیدم که در این بین با هم درگیری لفظی پیدا کردیم که با وساطت غلامعلی حیدری از هم جدا شدیم که آقای عباسی به کمیته داوران گزارش داده بود.

اهواز خانه خواهرم بودم که ظهر یوسف بشکار دنبالم  آمد که بیا بریم امروز جلسه کمیته انضباطی داری و من به و گفتم: چه بیام چه نیاییم مرا محروم  می کنند که با اصرار یوسف بشکار دست زن وبچه ام را گرفتم وبه شوش آمدم

در جلسه کمیته انضباطی آقای جعفر دیناروند رئیس کمیته داوران به من القاء می کرد که به داور فحاشی کرده ای و درگیرشده ا ی   و هرچی من می گفتم  نمی پذیرفتند و گفتم اگر غلام حیدری تأیید کند به عباسی  حمله کرده ام حرفی ندارم .درپایان من نیز با خود جعفر دیناروند در گیری لفظی پیدا کردم و از جلسه بیرون آمدم ونتیجه جلسه هم 6ماه محرومیت نا حق به دلیل حمله به داور برای من بود.))

حاشیه

((قبول دارم بازیکن حاشیه ای بودم اما درچهارجوب مسائل فنی مثلا اگر بازیکنی کورس می بستم شاید مانع اش می شدم ،یا کسی ازم رد می شد خطا می کردم ویا برای جلوگیری از حمله حریف خطا می کردم ولی هیچگاه حرف زشت یا رکیک یا توهین از دهانم خارج نشد واین را می توانید از بازیکنان رقیب مان در شوش واستان بپرسید.))

 

منتخب شوش

پرویز ساکیانی به غیر دور اول منتخب بعلت سربازی ودوره اول بازی های جام کشوری نصر که به دلیل محرومیت کمیته داوری شوش  در تیم منتخب حضور نداشت دیگر در تمام ادوار بازی های منتخب در لیست نهایی تیم جای داشت واز این حیث جزء بازیکنان با دوام فوتبال شوش محسوب می شود ودر آخرین بازی های منتخب در درود جام نصر نیزبرای آخرین بار  لباس این تیم را برتن کرد.

((شیرین ترین لحظات زندگی ام حضور دراردو ها ومسافرت های تیم منتخب و پرسپولیس و حتی الان با تیم پیشکسوتان بوده است.))

((آقای چهارلنگی بازیکنان هفت تپه را بدون حضور در تمرین بازی می داد قبل از یک بازی منتخب داشتم لباس عوض می کردم که برادر بزرگتر م عبدالمحمد گفت: لباس نپوش .غلامعلی حیدری متوجه شد ودلیلش را از عبدالمحمد پرسید که به او گفت : شما اگر کسی تمرین نیایید بازی می دهید ؟ که غلام گفت: نه،چطور مگه ؟ عبدالمحمد به او گفت : چرا این چند بازی ابراهیم حسینی را که مرتب تمرین می آید بازی نمی دهید ؟ولی چرا بازیکنان هفت تپه که تمرین نمی آیند را بازی می دهید؟ غلام گفت: بپوشید امروز بازی می کند.این اعتراض ما باعث شد ابراهیم حسینی به حقش برسد ودرترکیب تیم جای بگیرد.))

((در یکی از تمرینات تیم به مربیگری موسوی حدود 70بازیکن از تیم های مختلف برای تمرین انتخابی آمدند واو دوتا میله گذاشت بین هیجده قدم و وسط زمین وبازیکنان را گذاشت دور این میله ها بدوند و هرکدام از بازیکنان را می شناخت بیرون می کشید

در یک تمرین نیز بازیکنان را گذاشت به دروازه  شوت بزنند یکی از بازیکنان که الان مرحوم شده است ودر اصل دروازبان بود توپی را که برایش انداختند به تیر افقی دروازه زد وموسوی دست دور گردنش گذاشت واورا کنار کشیدواین صحنه دستاویز ناصر طیارزاده شد که با آن بازیکن شوخی کند وبه او بگوید :حتما بهت گفته عجب بازیکنی تا الان کجا بودی ؟ عجب بازیکنی کشف کردم ؟.....))

((در مسابقات منطقه ای جام نصر دردورود تنها رقب مان تیم منتخب دورد بود که تادقیقه88 مساوی بودیم که توپی از راست پرویز حسنوند به من داد و من از کرنر تا هیجده قدم دوتا مدافع حریف را جا گذاشتم وبا دروازبان در گوشه هیجده قدم تک به تک شدم چون زاویه رابسته بود توپ را به حسن مانگری که بین نقطه پنالتی و خط دروازه رو به گل حریف تنها بود پاس دادم که حسن آمد توپ را رباح ماجری (تکنیکی) بزند که سایه توپ را زد( بوش رفت) و آه از نهاد همه ما برخاست وباعث شد بازی به روز آخر وگل شماری بکشد.))

((بعد از بازی با دورود آقای دبیریان رئیس وقت هیئت فوتبال شوش وسرپرست تیم گفت چرا خودت توپ را نزدی؟ که غلام حیدری مربی تیم گفت:  بهترین کار ممکن را کرد تقصیر آن فلان فلان شده است و به حسن مانگری بدوبیراه کرد .حسن نیز آن شب خیلی گریه کرد وشام هم نخورد و حسین به طرفداری از حسن با غلامعلی حرفش شد و حسین تهدید کرد که او وحسن به شوش برمی گردند که بچه ها آنها را آشتی دادند.))

((بازی فردامان با ایلام بسیار حساس بود شب مربیان و بچه های تیم بیرون خوابگاه زیر انداز پهن کرده بودیم ودورهم نشسته بودیم ،غلامعلی کلیددار پیشنهاد کرد با مربی تیم ایلام حرف بزنیم تاروبروی ما خیلی جدی بازی نکنند.بچه ها رفتند ومربی ایلام را که از پا می لنگید را آوردند وبا اوصحبت کردند وقبول کرد فردا هرچقدر گل بخواهید می توانید به ما بزنید در حال رفتن بود که غلام حیدری پشت سرش بلند شد واداء راه رفتن او را که می لنگید را درآورد.ما اول  فکر کردیم متوجه نشده است ولی بعد از این که غلام حیدری رفت خوابید آمد به ما گفت :برید به مربی تان بگویید فکر نکند من کودنم ونمی فهمم الان اگر راست می گویید فردا ما را ببرید.

فردا روز بازی هر کاری کردیم بیش از دوگل به تیم ضعیف ایلامی نزدیم وبه خاطر تفاضل گل کمتر صعود نکردیم.))

بازیکنان برتر فوتبال شوش از دیدگاه پرویز ساکیانی

گلر: سهراب الفتی

دفاع:  غلامعلی کلیدار،فریدون میرزایی، علی اکبر اتابک،محمود رازبان

هافبک: عبدالمحمد ساکیانی،محمود کیارسی،ابراهیم حسینی

فوروارد:غلامعلی حیدری، گرگین والی،حمیدامیری،عبدالحسن چنانی

بازنشستگی: پرویز ساکیانی بعد از نزدیک دو دهه بازی های خاطر انگیز  برای تیم پرسپولیس و منتخب با بالا رفتن سن ناچار به خداحافظی از فوتبال شد.

((بعد این همه سال فوتبال دیگر از فوتبال رسمی وباشگاهی اشباع شدم و استقلال هم به مسابقات استانی رفته بود دیگر انگیزه آن چنانی نداشتیم وقهرمانی های بعد از استقلال دلچسب نبود.))

پس از بازنشستگی

با تشکیل تیم پیشکوتان شوش در دهه هفتاد پرویز ساکیانی بعد از خداحافظ ازفوتبال به  این تیم پیوست ودر تمرینات منظم این تیم حضورفعال دارد ودر بازی های دوستانه وتورنمنت های پیشکسوتان برای این تیم به میدان می رود.

امسال نیز بازیکنان سابق پرسپولیس تیم پیشکسوتان این تیم را تشکیل داده اند وساکیانی از مهره های  ثابت این تیم است.

وضعیت کنونی

                            

                                پرویز ساکیانی-خواهرزاده اش -پسرش مرتضی

پرویز ساکیانی هم اکنون بازنشسته آموزش وپرورش  وساکن شوش می باشد. وی دارای سه فرزند  دودختر  که هردو متآهل هستند ودرمشهدودزفول ازدواج  وزندگی می کنند و  یک پسر بنام مرتضی می باشد که امسال  در دانشگاه افسری نیروی هوایی پذیرفته شده است.

                           

                                            ساکیانی در کنار دامادهایش

سخن پایانی

((ازتمام کسانی که در دوران فعالیت ورزشی ام برایم زحمت کشیدند علی الخصوص برادر بزرگوارم عبدالمحمد ساکیانی و تمام مربیان ازجمله عزیز دانیالی،مرحوم رنگچی،محمدعلی دانیالی و حسن یزدانفر سپاسگزاری می کنم  ودست آنها را می بوسم واز خانواده ام که  تمام سختی های فوتبال( اردو ومسافرت ها) را تحمل کردند کمال تشکر رادارم.))

مانیز برای آقای ساکیانی و خانواده محترم شان آرزوی سلامتی و موفقیت داریم.


روایتی از کادرهفت تپه ای شوش

یادداشت هفته : روایتی از کادرفنی هفت تپه ای منتخب شوش

                                                   ترکیب منتخب شوش

ایستاده ازراست:بابک محمدپور-مرحوم علی علیزاده-پرویزساکیانی-غلامعلی کلیددار-ابراهیم حسینی-محمودکیارسی-غلامعلی حیدری

نشسته ازراست: فریدون میرزایی-محمدعلی حیدری-عبدالمحمدساکیانی- فرزادحسین پور-محمدقنبرزاده

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

با قهرمانی تیم امید هفت تپه سرمربی این تیم (حبیب چهارلنگی) بازبه عنوان سرمربی منتخب شوش برگزیده شد. در نوشتار زیربا استناد به عکس  نکاتی از این انتخاب به رشته تحریر آورده می شود.

گزینش بازیکنان براساس تیم

هرمربی با توجه به سلیقه خود در انتخاب بازیکن مختار است حبیب چهار لنگی نیزدر گزینش بازیکنان بیشتر از بازیکنان تیم خود سود می برد ،به گونه ای که بعضی از بازیکنان انتخابی اش فقط در لیست  او جای داشتند ودر پازل تاکتیکی دیگرمربیان جای نداشتندودر ترکیب اصلی تیم 5بازیکن امید هفت تپه جای داشتند.لیست بازیکنان با توجه (به تیم باشگاهی)را ملاحظه کنید.

                                            ترکیب منتخب شوش دربازی برابر ماهشهر

ایستاده از راست: مرحوم علی علیزاده-گرگین والی- محمدقنبرزاده-محمدمسجدی-محمودکیارسی-رحمان کاوندی

نشسته از راست:ناصرطیارزاده-فرزادحسین پور-غلامعلی کلیددار-عبدالعلی حسنپور-فریدون میرزایی

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امیدهفت تپه: مرحوم علی علیزاده- حمیدرحمانی- عبدالزهراء جلالی-محمد مسجدی- محمد قنبرزاده- محمود کیارسی- فرزاد حسین پور- بابک محمدپور-علی اکبر اتابک –هوشنگ آرپونی-بهروزآرام

استقلال شوش: غلامعلی حیدری – محمدعلی حیدری(حریصی)- حسین حیدری- فریدون میرزایی- عبدالعلی حسن پور

پرسپولیس شوش:ناصر طیارزاده- عبدالمحمد ساکیانی- پرویز ساکیانی- غلامعلی کلیددار- ابراهیم حسینی- رحمان کاوندی

شمشیر:گرگین والی

توحید : یدالله توحیدی

استاد بزرگی

حبیب چهارلنگی با قبول مسئولیت مربیگری توانست به افتخار مربیگری بزرگترین بازیکنان و مربیان شوش نائل  و لقب استاد بزرگی فوتبال شوش را به دست آورد.

استاد اسطوره ها: غلامعلی حیدری(استقلال)گرگین والی(شمشیر)پرویز ساکیانی(پرسپولیس)یدالله توحیدی(توحید) فریدون میرزایی(استقلال) را اسطوره های فوتبال شوش می دانند که همه آنان شاگرد حبیب چهارلنگی بوده اند.

استاد مربیان بزرگ شوش : بزرگترین مربیان فوتبال شوش حیدری(استقلال)ساکیانی(پرسپولیس)گرگین(شمشیر)توحیدی(توحید)میرزایی(نیشکر) مسجدی(نیشکر) در مکتب حبیب چهارلنگی تلمذ کرده اند.

چالش مربیگری (حضور غول فوتبال شوش)

                                     نیمکت ذخیره منتخب شوش بازی باماهشهر

 از راست: یدالله توحیدی-حسین حیدری-پرویزساکیانی-حمیدرحمانی(دروازبان)عبدامحمدساکیانی-غلامعلی حیدری-حبیب چهارلنگی (سرمربی) ایستاده :مرحوم ذوالفقاری-؟

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

غلام حیدری با توجه به هم نسل بودن وهم پست بودن  (مربیگری استقلال و منتخب )با چهارلنگی خود را شاگرد او نمی داند،اما سؤال اینجاست چرا حبیب چهارلنگی با این چالش او را در لیست خود جای می داد که چند فرضیه را برمی شماریم

1_ نیاز فنی: شایداحتیاج  داشتن به یک بازیکن فنی و با تجربه باعث شد که حیدری را درلیست خود  جای دهد.(اما بیرون بودن از ترکیب این فرضیه را رد می کند.)

2_ احتیاج به بازوی اجرایی: شاید وجود غلام حیدری در مدیریت تیم ،کمک فنی و همکاری ویاری او به مثابه بازوی راست چهارلنگی  باعث استفاده از اومی شد.

3_ نداشتن جرأت خط زدن: غلامعلی حیدری تا آن زمان بهترین بازیکن تاریخ فوتبال شوش بود که بازیکن – مربی استقلال شوش نیز محسوب می شد و در کل یک جریان بسیار تأثیر گذار در فوتبال شوش به شمارمی آمد که در صورت ضعیف بودن  هم به دلایل فنی وحاشیه ای هیچ مربی جرأت خط زدن اورا نداشت وباید با او همکاری مسالمت آمیز داشته باشد.حبیب چهارلنگی نیز از این قاعده مستثنی نبود.

بازیکنان هفت تپه ای منتخب

ایستاده ازراست:ساکیانی-حسین پور-حیدری-میرزایی-حسینی-محمدپور-کلیدار-ساکیانی-کیارسی-علیزاده-قنبرزاده

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کاپیتان: حبیب چهارلنگی کاپیتان تیم خود را از میان بازیکنان هفت تپه  انتخاب می کرد وبازوبندرا بر بازوی محمد قنبرزاده می بست.

بهترین های فوتبال شوش: محمود کیارسی،بابک محمدپور،اتابک  مرحوم علیزاده ...را از بهترین بازیکنان فوتبال شوش می دانند وهیچ کس ازحبیب چهارلنگی  به خاطر انتخاب این بازیکنان  انتقاد نمی کرد.

مهاجرت: شاید قریب صددرصد باریکنان هفت تپه ای شوش و خود مربی این تیم بعد از بازنشستگی از شوش  و حتی ایران مهاجرت کرده اند، بابک محمدپور(هلند-آمریکا) اتابک(فرانسه) کیارسی ،چهارلنگی  و جلالی (اصفهان).....

پایان مسؤولیت

بعداز دربی جنجالی جام حذفی که با داوری حبیب چهارلنگی و کمک گرگین والی و محمد قنبرزاده به تشنج و درگیری انجامید حبیب چهارلنگی باز به عنوان سرمربی منتخب شوش برگزیده شد که تیم منتخب از سوی بازیکنان استقلال تحریم شد واو ناچارشد دست به جوانگرایی بزند اما باز قنبرزاده (مقصر جنجال دربی به زعم استقلالی ها)به عنوان کاپیتان و مدافع آخر در ترکیب اصلی جای داشت که این امر باعث اعتراض تماشاگران استقلال وهو کردن مربی و کاپیتان (داور وکمک دربی)شد اما فوتبال شوش آن قدر قوی بود که با تیم سوم خود وبا فشار تماشاگران معترض خودی حریف را گلباران کند.بعداز این بازی حبیب چهارلنگی عطای کار مربیگری منتخب را به لقایش بخشید.


تحلیل هفته : به بهانه حضور سجادبیرانوند دربرنامه  ماه عسل

                  رمز موفقیت ورزشی: شانس یا تلاش

                         

        شانس داشتن لیاقت می خواهد. (جمله منتسب به رایکوف فقید مربی تاج)

سجاد بیرانوند با حضور در برنامه ماه عسل ازمرارت و سختی های مسیر پیشرفت فوتبالش سخن گفت که چگونه برای رسیدن به لیگ برتروتیم ملی ناچار به کارگری،رفتگری،خوابیدن در پارک و چمن فوتبال شده است.

چون بیرانوند زمانی در تیم های شوش (نوجوانان پگاه  در لیگ استان ونوجوانان توحید درلیگ زیر گروه کشور) بازی می کرده است ودر مسیر پیشرفت فوتبالش با فرزندان دو تن از پیشکسوتان فوتبال شوش همراه بود از زندگی ورزشی وی نام می بریم.

بیرانوند برای حضور درتیم توحید برای مسابقات کشوری در شهر زنجان به علت دوری از خانواده ونبود خوابگاه  در شوش ناچاربود مدتی در کنار خانواده پیشکسوت فوتبال شوش و مالک تیم توحید(یدالله توحیدی) زندگی کند که سه تا از فرزندان ایشان فوتبالیست بودند (قاسم پایه های فولادو استقلال اهوازعبدالله با دو دوره حضور درلیگ برترو علی کاپیتان جوانان استقلال اهواز با دو قهرمانی پیاپی و دعوت به تیم ملی جوانان) در مقایسه ای بین افراد هم خانه ،بیرانوند بدون پدری فوتبالی مسیرپیشرفت  فوتبال را طی کرد و فرزندان این پیسکسوت فوتبالی بهر دلیلی از ادامه راه باز ماندند.

در تیم نوجوانان توحید در مسابقات کشوری فورواردی با تکنیک خارق العاده (دریبل سه مدافع در محوطه هیجده قدم وسر توپ زدن عالی با دو پا) می درخشید که همراه بیرانوند از بهترین ها این تیم ومسابقات بودند که باز فرزند یکی دیگر از پیشگامان وپیشکسوتان  فوتبال شوش (استادجعفردیناروند)بود که در مقایسه با بیرانوند با وجود خانواده فوتبالی  بهردلیل(ادامه تحصیل،مصدومیت..) از فوتبال کنار کشید.

این داستان ها بهانه ای شده است تا به دلیل موفقیت در ورزش خصوصا فوتبال از دیدگاه فوتبالی ها که شانس را دخیل می دانند بپردازیم.

اراده ای  ماوراء طبیعت

ابراهیم افشار روزنامه نگار صاحب سبک کشور با انتقاد از نبود سیستم کشف وپرورش بازیکنان با استعداد از این اصطلاح استفاده کرد که بر گرفته از گفتگو با افشین قطبی  است که در خاطره ای برای ایشان بیان کرده بود وقتی در مسیر رفتن به تمرین تیم از تصادف وحشتناکی جان سالم بدر برد پی برد که اراده ای او را برگزیده است تا به رویاهایش برساند و رسیدن به مربیگری در کره در جام جهانی ،پرسپولیس ،تیم ملی (سه سال در جی لیگ ژاپن) ناشی از آن اراده ماورایی می دانست.

استاد افشار در ادامه برای تأیید این ادعا به نوع کشف علی دایی و رحمان رضایی توسط مرحوم حجازی اشاره می کند که اگر دایی در بازی تاکسیرانی و بانک تجارت به هرعلتی(مصدومیت،تصادف ،امتحان) حاضر نمی شد و این فرصت را از دست می دادآیا می توانست علی دایی آقای گل جهان بشود؟

ویا رحمان رضایی اگردر بازی تیم ملی دانشجویان با ذوب آهن با مربیگری ناصرحجازی توسط ایشان دیده نمی شد می توانست لباس تیم ملی را بپوشد ودر سری آ لیگ ایتالیا بازی کند؟

ودر پایان  به وجود اراده ای در کشف استعدادها و فنا شدن بسیاری از استعدادها در نبود سیستم بازیکن یابی  در فوتبال کشوررا یادآوری می کند.

توضیح تکمیلی: با توجه به آیه 17 سوره انفال((....ومارمیت اذرمیت ولکن الله رمی...)) واین دوبیت از حافظ

جام می وخون دل هر یک به کسی دادند     دردایره قسمت اوضاع چنین باشد

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود    کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

به وجود جبر واراده ای فوق اراده انسانی  می توان اشاره کرد.

شانس

در رسیدن علی دایی به موفقیت خیلی ها شانس را دخیل می دانند که باوجود مصدومیت او در برابر بحرین در مسابقات آسیایی ،تصادف شدید در آلمان راه بزرگی را طی کرد .اگر طبق گفته رایکوف شانس داشتن لیاقت می خواهد علی دایی بارها این موفقیت اش را به بزرگی و جوانمردی پدرش نسبت می دهد که با کمک به نیازمندان، خیر وبرکت را در زندگی فرزندانش وارد کرده است و دیگر ورزشکاران موفق دعاء خیرپدر و مادر رابرای موفقیت شان دخیل می دانند.

شاید منظور رایکوف این باشد که  شانس را همچون خط پایان مسابقه بداند و ورزشکار باید آن قدر آماده و توان مند باشد که زودتر به شانس برسد یا آن را بدست بیاورد. اما این نوشتار با توجه به روحیات ایرانیان به جنبه غیرمادی آن می پردازد.

سالی که فریدون میرزایی برای تیم ملی ایران انتخاب شد نادر محمدخانی از لیست نهایی خط خورد اما فریدون میرزایی به عنوان  کاپیتان استقلال در شوش از فوتبال خدا افظی کرد و نادر محمد خانی با کاپیتانی تیم ملی در جام جهانی (برابریوگسلاوی) وقهرمان آسیا از فوتبال خدا حافظی کردو شاید بعضی ها دراین دو سرنوشت متفاوت  شانس وبد شانسی(جنگ،شهرمحروم....) را دخیل بدانند.

توضیح تکمیلی: حتی عرفا باتفسیر عرفانی از آیه  54مائده ((یحبهم ویحبونه...)) قدم گذاشتن در راه دوست و رسیدن به محبوب را انتخابی از جانب او می دانند که شاید با واژه های شانس و لیاقت سازگار باشد.

 

تلاش ((لیس للانسان الا ماسعی))

رمز هر موفقیتی در حرکت وازتلاش بازنایستادن است.در فوتبال بازیکنانی که پشتکارزیادی  داشته اند باوجود استعدادمتوسط موفق بوده اند.تمرینات طاقت فرسای عابدزاده تا حد بیهوشی وپشتکار زیادعلی دایی با توانایی همسطح رقیبانش، آن دو را به اسطوره های ملی تبدیل کرد.

شایدذکر این نکته(نظرکاربران ) جالب باشد که نوشته بود اگر استیون هاوکینگ نابغه معلول فیزیکدان در ایران بود او را به برنامه ماه عسل دعوت می کردند تا مردم گریه کنند.اما او با وجود بیماری از تلاش علمی بازنایستاد.

پشت پازدن به اقبال خود

بعضی از ورزشکاران مانند(خذیراوی ،نیکبخت)نیز بوده اند با وجود داشتن شانس،توانایی و موفقیت ....با انتخاب بیراهه سرنوشت ورزشی و زندگی خود را عوض کردند وباید زندگی اینان عبرتی برای دیگران بخصوص ورزشکاران جوان باشد.

 

نتیجه : کارشناسان ورزشی معتقدند که در مسیر موفقیت ورزشی ، ورزشکار با تربیت و اصالت خانوادگی که از آن به نام منش یاد می کنند در دوران ورزشی دست به انتخاب روش زندگی ورزشی  خود می زند وسرانجام خوب یا بد ورزشکار را به تربیت خانوادگی او ربط می دهند هرچند برای  این مسیر خانواده تا تیم حرفه ای برای مربیان پایه نقش مؤثری قائل اند. 


عکس نوشت: تیم آینده ساز جوانان شوش

عکس نوشت: تیم جوانان شوش دهه 50(نسل  تاریخ سازو آینده ساز فوتبال شوش)

ترکیب  جوانان شوش مقابل جوانان آبادان در ورزشگاه آبادان با بازیکنانی همچون پرویز مظللومی ،حسن نگارش و حسن نظری که به تیم ملی جوانان با مربیگری حشمت مهاجرانی دعوت شدند و به قهرمانی آسیا رسیدند.

ایستاده از راست:عبدالحسین لالوند-غلامعلی حیدری-هبت الله بائیس زاده-مرتضی دیناروند-حبیب چهارلنگی-کاظم خنیفر-یلال لطیفی-علی دیناروند-مرحوم صفر کیانی (مربی)

نشسته از راست:مرحوم سیدکاظم آل کثیر- عزیز دانیالی - عبدالرضاپورصفایی - ناصرطیارزاده- قاسم مکوندی - جعفردیناروند- مرحوم ولی آبله رنگی - علی تعبیرزاده- مرحوم علی علیزاده

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درموفقیت  یک تیم فوتبال ظهور همزمان یک نسل بازیکن بزرگ و ستاره نقش بسزایی دارد که برای این ادعا می توان به برزیل قهرمان جام جهانی 70 میلادی بابازیکنانی همچون پله ،جرزینیهو ،گارینشا،ریوه لینو...وآلمان قهرمان جام حهانی 90با ماتیوس ،رودی فولر،برمه،کلینزمن...واسپانیا قهرمان 2006با اینیستا ،ژاوی،کاسیاس،تروس..استناد کرد.

با افول این ستارگان تیم های مزبور دچار افت فاحشی گردیدند هرچند تک ستارگانی ظهور کردند اما قادر به تکرار این قهرمانی نبودند و برزیل از سال 70 میلادی تا 2002و آلمان از90میلادی تا 2002از رسیدن به فینال و قهرمانی محروم ماندند همان طور که تیم اسپانیا در 2014 برزیل با کم رنگ شدن نقش نسل دوره قبلی ،در بازی های گروهی  حذف شد.

در فوتبال دهه 50 شوش نیز نسل جوانی ظهور کردند که در آینده فوتبال شوش و تربیت نسل بعدی نقش بسزایی ایفاء کردند که به بررسی آن می پردازیم.

بازیکنان عضو منتخب نوجوانان و جوانان خوزستان: علی دیناروند(نوجوانان) غلامعلی حیدری و مرتضی دیناروند(جوانان)

بازیکن شاغل در لیگ کشوری تخت جمشید: غلامعلی حیدری

بازیکن عضو منتخب شوش دهه60: غلامعلی حیدری، ناصر طیارزاده ومرحوم علی علیزاده

کاپیتان های منتخب شوش دهه 60: ناصرطیارزاده- غلامعلی حیدری

مربیان منتخب جوانان و بزرگسالان شوش: مرحوم ولی آبله رنگی- غلامعلی حیدری- حبیب چهارلنگی- علی تعبیرزاده

مربیان تیم های قهرمان باشگاههای شوش: جعفر دیناروند(هما58)-حبیب چهارلنگی (امید62)مرتضی دیناروند(استقلال 63)علی تعبیرزاده(64)غلامعلی حیدری(استقلال 67-68-69)

روسای تربیت بدنی شوش: عزیز دانیالی –جعفر دیناروند

داوران مسابقات باشگاهی شوش:  مرحوم ولی آبله رنگی- جعفر دیناروند-غلامعلی حیدری- حبیب چهارلنگی

یادی از در گذشتگان این تیم: مرحوم صفر کیانی (مربی)- مرحوم ولی آبله رنگی - مرحوم علی علیزاده- مرحوم سید کاظم آل کثیر

نتیجه: اگر فوتبال شوش در دهه 60 شورو هیجانی داشت و مسابقات باشگاهی بصورت  منظم برگزارمی شد و در تولید نسل جدید فوتبالی موفق بود و توانست برای خود نامی در مهد فوتبال ایران(خوزستان) پیدا کند به خاطر وجود نسلی از مربیان ،داوران و مسوؤلینی از جنس فوتبال بود.

 


خاطرات فوتبالی

خاطرات فوتبالی

 

                                                مرحوم عباسی در کسوت داوری

یک سال با تیم کارگر شهرک سلمان بازی داشتیم ،داور بازی هم مرحوم اسماعیل عباسی بود . یک بر  صفر عقب بودیم و هرچی توپ می زدیم به در بسته می خورد ، تماشاگران مان شروع کردند به تهدید داور که اگر ببازیم بعد از بازی او را کتک می زنند وبه او دادو فریاد می کردند .

دقیقه  هشتاد ونه یا نود بود که داور کاپیتان ها را خواست و گفت : چون نور کم است و چشمانم نمی بینند بازی نیمه تمام می ماند. آقای منصور احمدی رئیس هیئت فوتبال به داور (مرحوم عباسی) گفت : این یک دقیقه را هم بگیر. که من به او اعتراض کردم وگفتم : داور حاکم زمین است ،هرچی او تصمیم بگیرد مهم است.

مرحوم عباسی هم از ترس هوادارانمان بازی را با این که فقط یک دقیقه از آن مانده بود نیمه تمام گذاشت.کمیته انضباطی با محروم  کردن( بی دلیل) من و دوتا از بازیکنان به تکرار بازی حکم داد. بازی تکراری را هم 1-0 باختیم .

 

نقل از: علی دیناروند نیا کاپیتان سابق شمشیر شوش


.:: آخرین مطالب ::.

» یادداشت ویژه: تبانی در فوتبال شوش ( دوشنبه سی ام تیر 1393 )
» عکس نوشت:تیم قدرتمند پرسپولیس شوش ( یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 )
» خاطرات فوتبالی ( یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 )
» نوستالژی: جوانان وبزرگسالان پرسپولیس دهه50منتخب بزرگسالان شوش دهه60 ( یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 )
» گالری عکس :پرویز ساکیانی ( یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 )
» آشنایی با پیشکسوتان شوش:پرویز ساکیانی ( یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 )
» روایتی از کادرهفت تپه ای شوش ( سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 )
» ( چهارشنبه هجدهم تیر 1393 )
» عکس نوشت: تیم آینده ساز جوانان شوش ( یکشنبه پانزدهم تیر 1393 )
» خاطرات فوتبالی ( پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 )
» نوستالژی فوتبال : شمشیر دهه60 ( یکشنبه یازدهم خرداد 1393 )
» گالری عکس: علی دیناروندنیا ( یکشنبه یازدهم خرداد 1393 )